فرار
تعقیب و گریز کودک و پیرمرد

فرار

نویسنده : m_soleimani

كودك به سمت مدرسه مي‌دويد و آن مرد خرفت پير در پي او...

پسرك دوان دوان- با گام‌هاي بلند- لپ‌هايش محكم بالا و پايين مي‌شد، در ذهن نقشه فرار مي‌كشيد ولي در عمل فقط مي‌دويد. پيرمرد سرعتش را بيش‌تر كرده بود، با سني كه داشت ولي خوب مي‌دويد...

پسرك نگاهي به پشت سرش انداخت، چهره‌ در هم كشيده شده و خشمگين مرد، جاني تازه به پاهايش داد. قدم‌هايش از نفس‌هايش پيشي گرفته بود ولي اگر ادامه مي‌داد جانش از دهانش به بيرون مي‌پريد. ولي گويي پيرمرد كودكان زيادي را دنبال كرده بود، انكار نه انكار كه عمري را پشت سر گذاشته بود.

 

صداهاي خرناس پسر بچه بلند شده بود ولي پيرمرد بي‌رحم‌تر از آن بود كه دلش به رحم بيايد، كودك بريده بود اين بار چهره عبوس پيرمرد هم توانايي را به گام‌هايش نمي‌داد. كودك به زمين افتاد، پيرمرد به پسرك رسيد و دستش را محكم گرفت و با نهيبي سنگين كودك را خطاب كرد:

بچه مگه تو پدر و مادر نداري كه تو خيابون كيف مردم رو مي‌دزدي؟

============

(مس)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
tina_m
tina_m
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
اخی نمیدونم شاید منم بودم دنبالش میدویدم البته اگه کفشم پاشنه نداشت خخخخخخع
m_soleimani
m_soleimani
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
حتي اگه 5 برابر كفشتون پول توش بود؟
tina_m
tina_m
٩٢/١٢/٠٩
١
٠
کفش ب دست میدوم خخخخخخخخخ
آذر بانو
آذر بانو
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
آخي طفلي پسرك)-:
ati
ati
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
چه دردناک
shide
shide
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
:)
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
جالب بود :)
mahtab
mahtab
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
من بی طرفم! پیر مرد حق داشت... اما اون پسر اگه مجبور نبود هیچ وقت دزدی نمی کرد... "غـــــــــــمِ نان اگر بگذارد"...
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠٨
٠
١
به نظر شما پیرمرد باید اون پسرو ول میکرد؟
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
ندیدی توی کیفش چی داشت پیرمرده ؟ خخخخخخخخخخخخ
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
:)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/٠٨
٢
٠
:| الان دقیقا منظورتون چی بود ؟؟ آیا پیرمردی مال باخته ؟؟ آیا پسرکی دزد ( یا ) گرسنه ؟؟ ............. والبته منظورتون از کلمه ( مس ) چی بود !!!!؟؟؟؟؟!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
m_soleimani
m_soleimani
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
مس=محمد سليماني
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
اییشششش :| ممنونم ! که به هــــــــــــمه سوالاتم جواب دادین :|:|
m_soleimani
m_soleimani
٩٢/١٢/١١
٠
٠
فقط قضاوت عجولانه مورد نظر بود تو اين نوشته نه چيز ديگه اي...
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
آهان (ه_ه) چي ميشه گفت ؟؟
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
!0_0! همیشه حق با پسربچه هاست :دی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
واقعا :(
O_Odilak
O_Odilak
٩٢/١٢/٠٨
٢
٠
پسرک دزد! کجاش دردناکه؟!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠٩
١
٠
جالب بودش.....ممنون :)
ali007
ali007
٩٢/١٢/٠٩
١
٠
درد ناک بود:(((ممنون:(((
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٢/١٤
١
٠
وسطاي داستان يه حورديگه فكرميكردم فكرنميكردم اخرش اينجوري باشه...زيبا بود ممنون
m_soleimani
m_soleimani
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
والا خودمم وقتی مینوشتم فکر نمیکردم اخرش اینطوری شه...
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
تسلیم نشو

عاشق حرفه ای!

٩٦/٠٤/٢٥
تبلیغات