دست تکان دادن از بین ابرها
تماشای زمین از پنجره هواپیما

دست تکان دادن از بین ابرها

نویسنده : افسانه بانو
---
---
---
---
---
---
---
---

 ---

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
واووووو.....خيلي قشنگن..... هوس پرواز كرديم.. الان تكليف چيه (ه_ه)
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
ورررررررررررررری گووووووووووووووووووود:)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
سلام...خیلی چشم نواز بود مرررررررررررررسی
Niva
Niva
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
خیلی قچنگه .... ممنون
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
زیبا بود...
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
هعیییییییی:(((
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
وای چقدر قشنگن .ممنون :)
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
الان یه همچین جایی رو میخوام...
translator
translator
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
قشنگ بود ممنون افسانه جان
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
آخی...یاد آخرین سفرم به لس آنجلس افتادم!خ
maede
maede
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
چه قشنگ :) دیدن زمین از هواپیما تو شب هم واقعن قشنگه :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
:)) قشنگ بود ممنونم :)
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
واوووووووووو
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠