برای همسایه‌مان...

برای همسایه‌مان...

نویسنده : sh_pkhorasani
چه کودک بودم و چه بزرگ از تو برایم گفتند. از هر طرف که رفتم باز هم از تو برایم گفتند. آن‌قدر از تو برایم گفتند و گفتند و گفتند تا دست آخر عاشقت شدم. آن‌قدر عاشقت شدم که دیگر محال است یک لحظه به تو فکر نکنم. تمام کودکی و نوجوانی و جوانی‌ام با تو پرشد. دلباخته‌ای مثل من کجا سراغ داری؟ غیر ممکن است فراموشت کنم، ابدا.
تا به تو سلام نکنم و احوال پرست نباشم روزم که شب نمی‌شود. ببین! دیگر سرسپردگی تا به کجا؟
چکارش کنیم دل وقتی عاشق تو می‌شود باید یکسر، دم در خانه‌ات باشیم و عرض ارادت کنیم .
نه! نه! هر چه فکر می‌کنم حتی یک‌بار هم شده است که مسافرت رفته باشم و چند روز دور از بوده باشم و توي دلم بهانه‌ات را نگرفته باشد. هميشه یک جوری هوایت به سرم می‌زد و دلم می‌خواست زودتر برگردم. شاید این همان خاصیت جاذبه توست که ما عاشق‌ها هر جای دنیا هم که باشیم باز مغناطیس تو ما را به سوی خودت می‌کشد .
آخر! چطور می‌شود این همه عاشق یک نفر شد. بعضی وقت‌ها به سراغت می‌آییم و دلت را از خودمان می‌رنجانیم ولی نمی‌دانم باز چگونه است که تو آن‌قدر مهربانی که باز هم به خانه‌ات راهمان می‌دهی!
واقعا در عجب مانده‌ام از این همه عطوفت و مهر تو .
اصلا لقب امام رئوف واقعا حق توست .
چقدر! صفا می‌کنم وقتی می‌بیبنم صبح به صبح این همه عاشق دست به سینه از جلوی بارگاهت رد می‌شوند، سلامی از روی ارادت نثارت می‌کنند و باز تو چقدر با صفایی که جواب همه را می‌دهی .
اگر هزار بار هم متولد شوم و هزار بار هم زندگی کنم و هزار بار هم که بمیرم باز هم می‌گویم دوستت دارم.
دوست دارم در همین لحظه از سر همان صفای دل و با همان دلی که از کودکی عاشقت بوده سلامت کنم 
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٣
٢
٠
زیبا بود
A_entesari
A_entesari
٩١/١٠/٠٣
٠
٠
مجاوربودن یک افتخار دائمی ست وبس لایق باشیم خداکنه بسیار بسیار زیبا.......................
m-nas
m-nas
٩١/١٠/٠٣
١
٠
بادلی پر از سیاهی و تاریکی میگوییم:السلام علیک یا علی بن موسی الرضا. اقا دل ما رو ی صفایی بده
وصال
وصال
٩١/١٠/٠٤
٠
٠
فوق العاده بووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
v-qavam
v-qavam
٩١/١٠/٠٤
٠
٠
بسیار بسیار ظریف و زیبا بود... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا سلام بر تو ای ضامن آهو
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥