آشوب ناگزیر
این ماجرا به رفتن تو ختم می‌شود

آشوب ناگزیر

نویسنده : ati

امشب دلم برای تو بی‌انتها گرفت

دنیای رنگ باخته دست مرا گرفت

می‌خواستم قدم بزنم ساحل تو را

دریا دلش گرفت و پس از آن هوا گرفت

می‌خواستم که از «تو» و «من» ها شویم «ما»

می‌خواستم ولی دل تنگ «شما» گرفت

خودکار مشکی و ورق پاره‌ای که بود

نقش دو چشم‌های تو را بی‌هوا گرفت

افتادم و شکستم و نابودتر شدم

آشوب ناگزیر مرا بی‌صدا گرفت

فریادهای یخ زده‌ام در گلو شکست

وقتی بنای سرکش عشق تو پا گرفت

این ماجرا به رفتن تو ختم می‌شود

طوری که پشت پای تو قلب خدا گرفت 

(سید مهدی نژاد هاشمی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
ممنون خیلی قشنگ بود :)
ati
ati
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
خواهش میکنم
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
خیلــــــــــــی قشنگ بود، ممنونـــــ:ــ)ـــم
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
این شعر عالیه...از اوناست که سیوش میکنم:)دستتون مرسی...
ati
ati
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
خواهش میکنم
سلما
سلما
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
زیباااااااااااااااااااا
وصال
وصال
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
مرسی خوب بود ولی خیلی غمگین بود
ati
ati
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
اره
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١١/٢٩
٠
٣
اح/خیلیم زشت بود :|
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
ati
ati
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
translator
translator
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
ممنون قشنگ بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود :)) ممنونم.
maede
maede
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
شعر قشنگی بود اما این جملشو اصلن دوست نداشتم!به نظرم درست نیست! "طوری که پشت پای تو قلب خدا گرفت"!
ati
ati
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
من نمی دونم با شاعرش مذاکره کنین
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
خیلی هم عالیه…
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
ممنون از شعر قشنگتون :)....
ali007
ali007
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
عالی بود اتی بانو بسیار شعر زیبایی بود....ممنون:))))))
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
ممنون زيبا بود..............
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
زیبا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠