از همه می‌شود فرار کرد جز یک نفر
از دست خدا به چه کسی پناه ببریم؟!

از همه می‌شود فرار کرد جز یک نفر

نویسنده : m_meisam

یک دوستی داشتم خیلی اهل دل بود. یک بار که با هم نشسته بودیم به حرف زدن، یک چیز جالبی گفت که در آن لحظه موهایم را به تنم سیخ کرد.

 گفت: تا حالا شده از چیزی فرار کنی یا کسی از دستت عصبانی باشد و تو ازش فرار کنی. به شوخی گفتم: خیلی!

گفت: ببین در این دنیا از همه چیز می‌توانی فرار کنی الا خدا. مثلا در بچگی همه وقتی یک کار ناشایستی انجام می‌دهند از ترس پدر و مادرشان فرار می‌کنند، می‌روند یک جا قایم می‌شوند، یا به یکی پناه می‌برند.

حالا فکرش را بکن تو یک کاری انجام دادی که خدا از تو ناراحت شود. تویی که از همه چیز به خدا پناه می‌بری، حالا از خدا می‌خواهی به کی پناه ببری؟!

بعد ساکت شد. من ماندم و مرور این حرفش برای بارها و بارها...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/٠٤
٢
٠
از خدا باید به خودش پناه برد..........
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
خدا خودش پناهه :)....ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
دقیقا! اما نباید کاری کرد تا اینطور بشه
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
واقعا" راست میگفت اون دوستت .منو برد تو فکر .ممنون
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/٠٤
٠
٠
:) :)
maede
maede
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
از خدا به خود خدا :)
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
خدایا به تو پناه میبرم. مرسی.عالی بود:)
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/٠٥
٠
٠
خدا خودش باید به همه پناه بده و گرنه کلاهمون پس معرکه س…
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/٠٥
١
٠
صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست وقتی به خدا “پناهنده” می شوید....فراري شدي فقط به سمت خدا برگرد....مرسي از شما...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٠٥
١
٠
سلام...خدا خودسش تو قرآن میگه از عذاب الهی به رحمت و مغفرت الهی پناه ببرید
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
انشاالله که هیچ وقت کارین نکنیم که بعدش بخوایم از خدا دور بشیم...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
کاری*
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام....خوب بود . الان احساس میکنم یکسی دنبالمه..........(به غیر از خدا)
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦