مشق بابا نان داد...
هوا سرد بود ولی خانواده گرم

مشق بابا نان داد...

نویسنده : mahdi-h

شب بود و همه جا تاریک و سرد .صدای باز شدن درب آهنی زنگ زده در حیاط پیچید. مردی وارد خانه شد . خانه در تاریکی فرو رفته بود. مرد برقی را روشن کرد .

ناگهان پسرکی به سمت مرد رفت و او را در آغوش گرفت .پسرک گفت: سلام بابایی! خسته نباشی !مرد پسرک را بوسید و کت خود را در آورد .پسرک به دستان خالی و لرزان پدرش نگاهی انداخت .به گوشه‌ای از اتاق رفت و زیر نور چراغ نفتی سیاه‌شان شروع به انجام ادامه تکالیفش کرد .

 

او این جمله را روی دفتر کاهی خود می‌نوشت: بابا نان داد!

پدر مثل همیشه آشفته بود .زنی از اتاق بیرون آمد و سلام گرمی به مرد کرد. او از حال همسرش باخبر بود .مادر سفره را روی زمین پهن کرد. چند تکه نان در سفره دیده می‌شد .مادر قالب پنیری که نیمی از آن خالی شده بود در کنار سفره گذاشت .

پدر در آشپزخانه مشغول ریختن یک چای کمرنگ بود .دختر خانواده وارد آشپزخانه شد و بعد از سلام به پدر و نگاه به سفره یکرنگ و همیشگی خانه‌شان به سمت یخچال رفت .

پدر شرمنده بود. لیوان چای را بر زمین گذاشت .دختر در یخچال کوچک‌شان را باز کرد . یخچال خالی بود. دستان پدر میلرزید .

دختر قوطی آب را برداشت و گفت: خدایا شکرت چقدر تشنم بود !

 

پدر آرامش را با تمام وجود در قلبش احساس می‌کرد. دوباره لیوان چای را برداشت و شروع به نوشیدن کرد .او خوشحال بود .خوشحال از این‌که چنین خانواده بی‌ریا و ساده دلی دارد . خوشحال از این‌که چنین خانواده مهربانی دارد .

 

اگر چه هوا سرد بود ولی جمع خانواده آن‌ها گرم بود و این برای آن‌ها داشتن تمام دنیا بود!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٤
٢
٠
اگر چه هوا سرد بود ولی جمع خانواده آن‌ها گرم بود و این برای آن‌ها داشتن تمام دنیا بود!..خیلی هم خوب
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
عالی بود عالی ... تحت تاثیر قرار گرفتم ...قلب آدم فشرده میشه ...هعییییی ... قانع بودن یعنی همین ...آبروی پدر رو نگهداشتن یعنی همین ....موفق و معید باشید .
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٤
١
٠
خداهیچ پدری رو شرمنده خانوادش نکنه…
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
الهی آمین.
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خيلي زيبا بود مهدي و خيلي هم تلخ ... خدا کنه هيشکي شرمنده هيشکي نشه
tanha
tanha
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خدا هیچ پدری رو شرمنده ی خونوادش نکنه..... یاد یه شعری از باباطاهر افتادم که میگه: اگر دستم رسد بر چرخ گردون/از او پرسم که این چین است و آن چون/ یکی را میدهی صدگونه نعمت/ یکی را نان جو آلوده در خون ...
fatima_amiri
fatima_amiri
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
اگر چه هوا سرد بود ولی جمع خانواده آن‌ها گرم بود و این برای آن‌ها داشتن تمام دنیا بود! چه جمله ی قشنگی تعثیر گزار بود هعیییی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
چقدر غم انگیزه...پدری بخواد شرمنده خانواده بشه...انشاالله زودتر همه این قضایا حل شه با ظهور امام عصر(عج)...تشکر.دلچسب نوشتید!
korosh
korosh
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
هــــــــــــــــــــــعــــــــــــــــــــــــی !! چ دردناک :(( خدا نصیب هیچکی نکنه ؟!
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
دختر قوطی آب را برداشت و گفت: خدایا شکرت چقدر تشنم بود !.....................دوسش داشتم
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
مرسی کاش من هم کمی یاد بگیرم
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خيلي هم تاثير گذار (^_^) ......ای سپیدار بلند و پایدار/می برم نام تو را با افتخار/هر چه دارم از تو دارم ای پدر/ای که هستی نور چشم و تاج سر/رحمت بارانی روشن تبار/مهربانی از تو مانده یادگار/ای پدر بوی شقایق می دهی/عاشقی را یاد عاشق می دهی..... تشكر....
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
اميدوارم لطف خداشامل حال همه اين افرادبشه ولي هيچي وهيچ چيزحتي بزرگترين سرمايه هانميتونن به اندازه محبت وصميميت خانواده ارزشمندباشند! ممنون ازشما
nika
nika
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
چه قدر دردناک وغمگین بود ممنون:)
neda_f
neda_f
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
چقدر دردناک:( خذا هیچ پدریو شرمنده خونوادش نکنه
محمد
محمد
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خدا ذلیل کنه دولت مردانی که فقر را به خانواده ها هدیه دادند!!وچه خوب که نمی توانند خوشبختی را از این خانواده ها بگیرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
maede
maede
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
جمع خانوادشون گرم هست ولی امان از روزی که تو همچین شرایطی فقر و مشکلات فاصله ها رو زیاد کنه و این عشق و علاقه کمرنگ بشه...
s_didehban
s_didehban
٩٢/١١/٢٤
١
٠
خارج از بحث چرا اعتیاد ؟ چرا جدایی درایران به فلک کشیده؟ چرا ؟ چون فقرهااااا باعث چنین اتفاقاتی میشه
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٢٤
١
٠
حرف حساب جواب نداره.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٢٥
١
٠
:((((((
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٢٥
١
٠
شاعر میگه در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست :) ممنون
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١١/٢٥
١
٠
خالی اگر سفره ها عشق تو دلا جاری بود
Niva
Niva
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست :) واقعا باید خدا رو به خاطر داچته و نداچته هامون چکر کنیم :) ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود.....خدا هیچ مردی رو شرمنده زن و بچش نکنه......ممنون :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
مهدی( 0 _ ه ) ... خخخ ایول
m_kopas
m_kopas
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
بابا نان داد ... خودش نخورد
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
بابا ایول، خیلی باحال بود :))) خیلی قشنگ بود ، مصداق درستی بود برای این که میگن خوشبختی به پول و اینا نیست...
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠