آمار همسایه را بگیر؛ احوالش را نپرس!
چقدر حق همسایگی را به جا می‌آورید؟!

آمار همسایه را بگیر؛ احوالش را نپرس!

نویسنده : ایمان فروزان نیا

امروز سر صبح ساعت 11! داشتم از پله‌های خانه هلک و هلک پایین می‌رفتم تا بروم سر کار. به حیاط که رسیدم دیدم یک نفر نصف دیوار را خراب کرده و با آچار افتاده به جان لوله‌ها. رفتم جلو و سلام و احوال کردم و گفتم که همسایه، چی شده؟!

طرف هم من را یک انداز و براندازی کرد و گفت: لوله ترکیده، زنگ زدن بیام عوضش می‌کنم.

تازه دو زاری‌ام افتاد که این بنده خدا همسایه ما نیست و لوله کش است.

البته این از آن بدتر نیست که چند روز قبل در راه پله همسایه‌مان را خفت کردم و دل به دریا زدم و شروع کردم به احوال پرسی. بنده خدا هی معذب بود و دنبال راه فرار. خلاصه من را هر طور بود پیچاند و رفت کنار در همسایه و در زد، بچه همسایه هم تا در را باز کرد، داد زد، سلام دایی!

من :|

دایی :O

همسایه :/

 

نتیجه اخلاقی‌اش این است که من بعد از دو ماه که به خانه جدید اسباب کشی کرده‌ام، جز همسایه بغل دستی‌مان هیچ کدام از همسایه‌های دیگر طبقات ساختمان‌مان را نمی‌شناسم. تازه آن همسایه بغلی را هم به واسطه این که مدیر ساختمان است و کارم پیشش گیر بود، شناختم!

حالا شاید با خودتان بگویید که چه خبر است، شلوغش کردی. آن‌قدر مردم گرفتاری دارند که وقت نمی‌کنند، پدر و مادرشان را ببینند، چه برسد به همسایه‌های‌شان. من هم این گرفتاری‌ها را قبول دارم و البته معتقدم این بزرگ‌ترین گناه ماست که خودمان را این‌طور گرفتار می‌کنیم. اما ماجرا چیز دیگری است.

بنده به تنهایی با سر و صداهایی که از همسایه‌ها به گوش رسیده الان می‌دانم که هر کدام‌شان چندتا بچه دارند! شغل‌شان چیست! بچه‌های‌شان پسرند یا دختر و چند ساله‌اند. اصلا خدا بیامرزد پدر این مخترع چشمی درِ خانه را!

حتی حدود تیپ و قیافه و هیکل همسایه‌ها را هم می‌دانم. ولی یک بار هم به خودم زحمت ندادم تا به یک بهانه‌ای بروم با آن‌ها صحبت کنم و از اسم و رسم‌شان و حال و احوال‌شان بپرسم.

 

می‌خواهم بگویم، همسایه‌ها در کار هم فضولی می‌کنند ولی از هم خبر نمی‌گیرند. می‌دانند همسایه‌شان روزی چندبار دست‌شویی می‌رود (باور کنید از غرش‌های سیفون توالت‌شان فهمیدم) ولی از غم و شادی دلش خبر ندارد. البته نمی‌خواهم شرایط خودم را به همه تعمیم بدهم. ولی شما هم خودتان بگویید چقدر از حال و احوال همسایه‌تان خبر می‌گیرید.

 

حالا همه این‌ها به کنار این چندتا حدیث را کجای دلم بگذارم.

- تا چهل خانه از چهار طرف همسايه به شمار مى آيند. (امام علی علیه السلام)

- به من ايمان نياورده است آن كس كه شب سير بخوابد و همسايه‌اش گرسنه باشد. به من ايمان نياورده است آن كس كه شب پوشيده بخوابد و همسايه‌اش برهنه باشد. (رسول اكرم صلى الله عليه و آله)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
ممنون منم کلا ادم اجتماعی نیستم یه سالو چند ماهه اومدیم خونه جدید فقط در حد احوال پرسی دم در اتفاقی همو میشناسیم :(
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
:(
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
تمام محلمون منو میشناسن....و من هم تمام محلمون رو....:))...اون 6 ماهی که تو سوپر مارکت بودم همرو شناختم....ممنون :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ایول. منم توی محله پدری همه در و همسایه رو میشناختم. یعنی اون محله قدیم، همه همدیگه رو میشناختیم. ولی الان نه!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
آقای فروزان دمتون گرم با این مطلب مثل همیشه باحالتون:)) ولی راضی باشین نوشته بودین همسایمو خفت کردم اول فکر کردم بعد از نویسندگی و بلال فروشی رو آوردین به شغل شریف خفت گیری:))
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
نه خدا رو شکر کارم به اونجا نرسیده :))))
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
من حق همسایگی رو در مورد سحر بجا میارم،روز و شب اونجام الانم از اونجا میام : ))) و اما بقیه همسایه ها :چون نزدیک ب 12ساله ک تو این محله ایم با اونا هم رابطه ی خیلی خوبی داریم و در همه کارها کمک حال همدیگه ایم : ))) و هم فضولی میکنیم و هم در غم و شادی هم شریکیم : ))))))))))))
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
دو ماه که خوبه ! ما نزدیک 3 ساله اینجاییم ولی هنووووز همسایه های کناریمونو نمیشناسیم! همسایه طبقه ی پایینمونم چون هردو کارمندن اصن نمیبینیمشون! خیلی آدما باهم غریبه شدن ...
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
خیلی بده. همسایه خوب به آدم حس امنیت میده و برعکس همسایه بد ....
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
منم تا چهل تا خونه اینورو اونورو میشناسم!مدیونی اگه فکر کنی نمیشناسما!!!
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
:|
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
ماالان بیست ساله تو محلمونیم و۴٠تاخونه ک هیچی تا۴٠تاکوچه ان ور تر هم منو میشناسن!!خخخخخخخخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
شما دچار افراط شدی خوب خخخخخخخخخخ
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
ماالان بیست ساله تو محلمونیم و۴٠تاخونه ک هیچی تا۴٠تاکوچه ان ور تر هم منو میشناسن!!خخخخخخخخخخ
Paeez
Paeez
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
بلی سوغات دنیای مدرن امروزی نزدیک تر شدن به همسایه های مجازی و دور شدن از همسایه های حقیقی_ه!خوشبختانه به لطف خونه ی پدری و تقریبا 30 سالی که تو این خونه هستن و من از ابتدای دنیااومدنم اینجا بودم تا سر خیابون همه رو می شناسیم!اونا هم مارو !
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢١
٠
٠
شما هم پاییز جان به لطفِ سال های زیادی هست که اونجا سکونت داشتین. وگر ما سه سال توی یه خونه بودیم بعد اخرین تابستون تازه دختر همسایمون و پسر اون یکی همسایمونو دیدم!
F_SaLar HaSsan
F_SaLar HaSsan
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
:))) ! بعضی وختا داشتن روابط با همسایه ها نتایجی بس زیان بار روو زندگی ها داره ! مورد داشتیم اصن ! . به نظر من اول یاد بگیریم مقایسه رو بذاریم کنار و نذاریم حرف و حدیثاشون اندک تاثیری داشته باشه بعد روابط رو ایجاد کنیم :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
!!!!
sherlok
sherlok
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
تا همین چن سال پیش روابط خوب بود. از وقتی که بچه ها عروس داماد شدن همه از هم بی خبرن!
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
هر چه بر می‌گردم توی ذهنم به قدیم، اوضاع همسایه ها بهتر بود. درست میگید
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٢١
٠
٠
گرچه که ساکنین خونه ما تعدا کمی هستند و کم و بیش هم دیگر رو میبینیم اما با شما بسیار موافقم که هر چه بیشتر در دغدغه های روزمره خودمان غرق میشویم بیشتر از انچه در اطراف در حال روی دادن است غافلیم ....تشکر میشود :))
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
زندگی مدرن، زندگی خاکستری ای شده
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢١
٠
٠
والا چی بگم ، یکی از دلایلش فکر میکنم همین آپارتمان نشینی باشه که هرکی سرش تو لاک خودشه ولی خب مهمترین دلیلش برای خود من که بی حوصلگی یه و اینکه رفت و آمدها خیلی کم شده و هرکه پی کار خودشه، البته قدیم مردم وقت آزاد بیشتری داشتند و بیشتر با هم بودند یکی از مواردی که بازم فکر میکنم خیلی تاثیرگذار باشه مسجدِ، یعنی مسجد درست مثل یک طناب میمنونه که همسایه ها رو به هم متصل نگه میداره و حداقل تو مسجد میتونند هم رو ببینند و از حال هم با خبر بشند... | خیلی ممنونم آقای فروزان به موارد مهمی اشاره کردید که متاسفانه داره برای ما طبیعی میشه...
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ممنونم ازت. حرفای خوبی گفته بودی. پایگاه های عمومی نقش مهمی دارن
maede
maede
٩٢/١١/٢١
٠
٠
تقریبن همسایه هامونو میشناسیم و در حد سلام و علیک و اینا آشناییم.به نظرم امروزه شرایط زندگی تو کمرنگ کردن اینطور روابط خیلی موثره و البته شخصیت خود افراد هم بی تاثیر نیست.بعضیا خیلی اهل رفت و آمد و آشنایی نیستن و این طبیعتن باعث میشه این دوستی ها و آشنایی ها محدود بشن...
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
آره. بعضی آدما از دور میبیننت، راهشون رو کج میکنن!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ممنون آقای فروزان :) من نیز با مستر خورسندی موافقم :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ممنون از شما
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٢١
٠
٠
خواهش :))
ناشناس
ناشناس
٩٢/١١/٢١
٠
٠
چه خنك بود
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
شما به گرمای وجودتون، سرمای مطلب من رو ببخشید. (شکلک هندونه زیر بغل کاربر نا شناس دادن)!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢١
١
٠
راستش نمیدونم چرا همه از هم فرار می کنن! اصلا دیدین تو خیابون وقتی یکی یه آشنا می بینه خودشو میزنه به اون راه که مثلا حتی سلام نکنه؟ زیاد دیدم که میگم...
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
لایک دارید. من هم این مورد رو زیاد دیدم. اصلا خودم هم همین کار رو کردم (شکلک شرمساری)
ghazale
ghazale
٩٢/١١/٢١
٠
٠
منم راستش :|
Niva
Niva
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ما یه 20 سالی هست با همسایه کناریمون همسایه هستیم ولی من اصن خونچون نرفتم.. الان خجل چدم ولی خدا رو چکر این اطراف همه چکماچون سیره و لباس هم دارن.. البته نه که فکر کنین ما بالا چهر میچینیم خخخخخ نه ولی خب وزع مردم متوسطه... یه چیز دیگه هم میخواستم بگم یادم رفت.... :) ممنون ولی این روزا همسایه ها بیچتر دنبال ایم مصداق هستند.. تو چر مرسان به خیرت امیدی نیست .. یه چی تو این مایه ها
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
مشکرم
:((((
:((((
٩٢/١١/٢١
٠
٠
منم موافقم خیلی خنک بود
j_abutt
j_abutt
٩٢/١١/٢١
٠
٠
اره همسایه ی خووووب نعمته .همسایه خونه مامانم اینا نزدیک بیست ساله با هم رابطه دارن انقدر با هم خوبن که نگو تازه هر وقت هم سیب زمینی پیاز نداشته باشن از هم میگیرن!!!!!!!
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
عجب چیز باحالی رو یادآوری کردید. همسایه از همسایه وسایل غذا قرض کنه. الان خیلی کم شده!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ما الان با یکی از همسایه هامون اینطوری هستیم :)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١١/٢١
٠
٠
سلام ایمان جان...اول از همه بگم که اون چشمی در خانه را خیلی خوب آمدی دوم هم اینکه راست میگی میفهمم چی میگی ما هم وقتی مستاجر بودیم و هر سال یه جایی این مورد رو خیلی به وفور تجربه میکردم ولی از وقتی به لطف خدا ما هم صاحب خونه شدیم در آپارتمان چهار واحدی ما این مورد یافت نمیشود
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
ممنون از نظرت شما. به نظرم مستجر بودن هم نکته درستیه که بهش اشاره کردید
سلما
سلما
٩٢/١١/٢١
٠
٠
خونه مامانم ک بودم و ازدواج نکرده بودم همه همسایه هامونو میشناختم چون 20 سالی میشد اون محله بودیم ...ولی از وقتی ازدواج کردم و خونه به خونه شدیم دیگه جز صاحبخونه کسی رو نمیشناختم البته بخاطر روابط عمومی بالا همیشه غذا یا کیکی چیزی درست میکردم کمی واسه همسایه هامون میبردم ..الانم اینجایی ک تشریف داریم تقریبا با همسایه ها آشنام.... مطالب مارو هم ک خیلی دیر ب دیر میزارید دیگه من حرفی ندارم : (
ghazale
ghazale
٩٢/١١/٢١
٠
٠
خوب قبلن خونه ها آپارتمانی نبود خو العان سخته... شما فک کن مثلن یه مجتمع همه شونو ک نبائد بشناسیم دیه! خخخ چ انتظارا :)) ولی من تا حدودی همسایه هامونو میشناسی ام :))
ghazale
ghazale
٩٢/١١/٢١
٠
٠
شما با چشمی در خونه تون همسایه هاتونو نیگا میکنین ؟! عایا ؟ نچ نچ نچ ! منم هر وخ از جلو در همسایه مون رد میشم حس میکنم یکی داره نیگام میکنه خخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/١١/٢١
٠
٠
خوب یکی داره نگاه میکنه!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
اصلا لذتی که در پاییدنِ همسایه از چشمی هست، در رو در رو شدن باهاش نیست! :)) D:
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
چه ميشه گفت :/ ما كه به واسطه اينكه مادر جانمان خياطي باشند زبردست... همسايگان دور ونزديك را با شجره نامه كامل ميشناسيم :)
MONA-R
MONA-R
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
:))) جالب بود تشکر
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
حدود 25 سالی هست که توی این محله هستیم و چون مغازه دارم اکثر مردم رو میشناسم و سلام علیک دارم . این موضوعی که شما گفتین اکثرا" واسه خونه های اپارتمانیه .
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
من تو محله مون خیلیا رو میشناسم ولی دیگه رابطه ها مث قدیم نیس همه کلی مشکلات دارن واسه خودشون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٥
٠
٠
سلام:ازقدیم گفتن همسایه از فامیل نزدیکتره چرا تنها کسانیکه دردسترسند ومیتونن به یاری فوری بشتابن آنهایند.امّا درحدّ و اندازه خودش باید مراوده داشت.من تمام همسایه های ساختمان خودمان که هیچ ازهرطرف تا چهار راه بعدی را هم میشناسم وهم سلام علیک دارم. مطلبتون هم جالب بود ممنون
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤