خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان
مجموعه‌اي شعرهاي محبوب شما كه براي ما ارسال كرده‌ايد

خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان

نویسنده : سایت جیم

moghbel:

پشت پرچین انتظار هنوز هم منتظرم

انگار این‌جا تنها باید چشم دوخت

به دوردستها، به آنجایی که گهگاهی خسته‌ای از راه می‌رسد

کنارت چای می‌نوشد و تو به او عادت می‌‌کنی

و درست لحظه ای که کمی حس آرامش پیدا می‌کنی زمان وداع است.... 

و باز دو چشم منتظر من و راهی دوردست....

این روزها مدام چای می‌نوشم

گرچه می‌دانم این مسافر نیز راه را به من ترجیح خواهد داد...

----------------------------------

parisa:

این روزها زیادی بوی رفتن می‌دهی...

هراسی نیست...

درها را باز می‌گذارم....

فقط هنگام رفتن...

آهسته برو....

تا جای قدم‌هایت خردم نکنند...

----------------------------------

gharibeh:

گاهی 

دلت می‌گرد،خیلی... 

نه حس تنهایی 

نه حس غم 

نه حسِ دوری 

گاهی 

دیوانه می‌شوی 

از خوبی ِیکی، بد بودن دیگری..... 

گاهی... می‌شکنی از این‌که سادگی را به حساب ِحماقت 

می‌گذارند

----------------------------------

h_poortaghi:

از میان دسته گل‌ها یاس را آورده‌ام

از ته دل قطعه‌ای الماس را آورده‌ام 

باز هم امشب به رسم پیشکش ای نازنین

عشق این زیباترین احساس را آورده‌ام

حجت پورتقی

----------------------------------

saiideh70:

برای من عطر نگاهت، بوی سیب است

اما نه همه سیب‌ها 

من دلم آن سیبی را می‌خواهد که شبانه،

از باغچه ماه دزدیده باشی...

----------------------------------

h-saberi:

خدايا

بابت آن روز

که سرت داد کشیدم متاسفم

من عصبانی بودم

برای انسانی که تو می‌گفتی ارزشش را ندارد

و من پا فشاری می‌کردم!

----------------------------------

s_crazy:

وقتی نیستی

دلم هزار راه می‌رود... 

حتی یکی از آن‌ها مرا به «تو» نمی‌رساند!

----------------------------------

maryam:

عشق از ژرفاي خويش آگاه نمي‌شود جز درلحظه جدايي

جبران خليل جبران

----------------------------------

N.Ebrahimi:

سحرگاهان

که اشعه نور گلوی شفق را پر نور می‌کند

و

شبنم سحری همچون

اشک شوق از پیروزی پراعجاز روز بر شب از دیدگان جهان فرو می‌چکد

من با یاد تو همراهم و سرشار

----------------------------------

saiideh70:

می‌دانم، 

 دوباره رقص برگ‌های پاییزی را با درختان

در غروب خورشید خواهیم دید

و دیگر اهمیتی ندارد که،

زمستان دلتنگ باشد...

----------------------------------

ar_gholizade:

خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان

باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان

روز اول که سرشتند خاک گل پیکرشان

سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان

----------------------------------

saiideh70:

می‌دانی،

دلم هوس عطر بهار نارنج را کرده 

هوس یک ریه پر از هوای دم کرده صبح.

هوس یک فریاد از عمق جان!

حتی دلم می‌خواهد به رسم کودکی،

خنده‌ای از ته دل را...

----------------------------------

h_poortaghi:

خورشید گرمای ضریحت را ندارد

محو تو گردد هر که مشهد پاگذارد

هر لحظه در هر گوشه از خاک خراسان

باران لطفت بر سر مردم ببارد

----------------------------------

maryam:

خدای خوبم

در زندگي من جای سوره‌ای به نام «عشق» خالیست

که این‌گونه آغاز شود

«...و قسم به روزی که دلت را می‌شکنند

و مرهمی جز خدایت نیست»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
astronomer
astronomer
٩١/٠٩/٢٩
٣
١
با یقین آمده بودیم و مردد رقتیم به خیابان شلوغی که نباید رفتیم می شنیدیم صدای قدمش را اما پیش از آنکه در را بگشاید رفتیم... فاضل نظری
h_poortaghi
h_poortaghi
٩١/٠٩/٣٠
٢
٠
شعر احساس پاک فطری انسان است که در قالب کلمات ریخته می شود
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
تبلیغات