کابوس سرما
یکی از آمدن برف ذوق می‌کند و یک نفر یخ

کابوس سرما

نویسنده : پری سا

باران که می‌بارد، برف که می‌بارد، باد که می‌وزد، دلم می‌لرزد. فکرم مشغول می‌شود. دل نگران می‌شوم. دل نگران این‌که مبادا سقف خانه‌ای فرو بریزد، که مبادا کودکی در سردی زمستان جان دهد.

فکرم مشغول آن کودکی می‌شود که امروز سر چهارراه با آن نگاه مظلومش به من زل زده بود. فکرم مشغول آن زن بچه به بغل کنار خیابان می‌شود.

دلم می‌لرزد برای آن خانواده‌ای که لباس‌های گرم خود را اگر چه کم است، به هم می‌دهند تا یکدیگر را از کابوس سرما نجات دهند.

 

برف که شروع به باریدن می‌کند، ما دعا می‌کنیم تا بیشتر ببارد که مدارس تعطیل شود، که برف بازی کنیم، تیوپ سواری کنیم اما غافل از آن بچه‌هایی که خدا خدا می‌کنند تا برف‌ها فردا صبح آب شوند که آن‌ها یک روز کاری را از دست ندهند که حداقل بتوانند تکه نانی برای نهار فردا ظهر تهیه کنند.

باد که می‌وزد ما نگران خراب شدن آنتن تلویزیون می‌شویم، غافل از این‌که مردی از ترس فرو ریختن خانه بر سر خانواده‌اش تا صبح خواب به چشمانش نمی‌آید.

 

باران که می‌بارد، ما حرص کثیف شدن ماشین‌مان را می‌خوریم که امروز به کارواش برده بودیمش و کودکان غم فال‌هایی را می‌خورند که می‌خواستند فردا آن‌ها را سر چهار راه بفروشند.

=====

پ.ن: تفاوت از کجا تا کجا؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
translator
translator
٩٢/١٢/٠٦
١
٠
بله ...
n_ebrahimi67
n_ebrahimi67
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
اومممممممممم..... سخته
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
چی بگم...
ف.ش
ف.ش
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
منم هروقت هوا خیلی سرد میشه به این موضوع فکر میکنم ... / ممنون پری سا
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون از مطلب جالبتون . ما رو برد تو فکر :(
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
مشهد که هیچی نمیباره... :(((
ali007
ali007
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
راس میگین..........واقع سخته:((((مرسی
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
هههههههههههههههی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
:(
maede
maede
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
وقتی دنیا قشنگ است یا شاید نیست.... http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=10&id=1292
ati
ati
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
الان که تابستونه ..یادش به خیر زمستونا قدیم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
شاید دعای آن پسرکی که از شدت سرمای هوا از خدا میخواهد که هوا گرم شود و گرم بماند، مستجاب می شود. اما دعای ما...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
:((....خدایا....
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات