یک تکه گوشت در ظرف شله
یک روز پر از حس‌های خوب....

یک تکه گوشت در ظرف شله

نویسنده : پری سا

تاریخ:18/ بهمن/ هزار و سیصد و 92

رویداد مهم: جشن جیم

امروز هم دارد با همه حال‌های خوشش تمام می‌شود. امروز برای من یک روز رنگی بود. یک روز رنگین کمانی. یک روز پر از حس‌های خوب. خیلی حس خوبی است وقتی روز جمعه‌ات را با شور و شوق جشن شروع کنی، وقتی در سرمای یک روز زمستانی منتظر فامیل‌های دور(!) باشی تا با هم وارد سالن شوید. وقتی در سالن نشستی مدام حس کنی همه این آدم‌ها را می‌شناسی! وقتی روی سن با لهجه‌ای صحبت می‌کنند که شاید متوجه بعضی کلمه‌هایش نشوی!

 

این خیلی خیلی خیلی حس خوبی است که بعد از 1 سال و 4 ماه صحبت با آدم‌هایی که حتی شاید اسم بعضی‌های‌شان را ندانی، در یک دنیای واقعی به‌شان سلام کنی!  آدم‌هایی که شاید تا دیروز حتی نمی‌دانستی چه شکلی هستند؟

آدم‌هایی که اگر در خیابان می‌دیدی‌شان خیلی بی‌تفاوت از کنارشان رد می‌شدی!

این خیلی حس خوبی است ک توی ظرف شله هم دما شده با محیط، یک تکه گوشت پیدا کنی!

 

==============

پ.ن1: این آخر خوشبختی است که وقتی شب برگردی و به روزی که گذشت نگاه کنی، همه وجودت را آرامش و حس‌های خوب بگیرد.

پ.ن2: این هم آخر خوشبختی است که اگر از تو پرسیدند که دوست داری امروز را دوباره شروع کنی، تو با کمال میل قبول کنی!

پ.ن3:ب امید روزهای خوشبختی پی در پی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_zahra
h_zahra
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
ممنونم خييييييييلي زيبابود...
پری سا
پری سا
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
:)
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١١/٢٧
١
٠
هييييييييييييي..........
پری سا
پری سا
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
چرا هییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
چون دوس داشتم تو جشن حضور ميداشتم......!!!!!!!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
تنها شعله اس ک می ماند...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
و دیگر هیچ!
nezhla_neku
nezhla_neku
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
به به !!! :)))))))
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
رو املات کار کن، اینقدر هم اذهان عمومی رو دچار تشویش نکن.
nezhla_neku
nezhla_neku
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
بعلهههههههههههههه و چقدر گذشت خوش !! :)) مطلب بجا و زیبایی بود مچکر :)
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
بههههههلهه
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخ.منکه کارت ورودمودادم.فرارکردم.هویتم لونره بهم بخندن
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
والا روز جشن که روز خیلی خوبی بود/ فقط شب اون روز وقتی برگشتم خونه طرف جیم یک ضد حالی اساسی و خود جوش به ما زده شد که هر چی خورده بودیم و هر چی خوش گذشته بود تو جشن دماغمون در امد!!!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
منم دوس داشتم اون روزو :) ممنون
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
روز خوبی بود....به امید یه جشن دیگه با کلی شله!!!!
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
روز خوبی بوــــــ:ــ)ـــد
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
روز خوبی بود....به امید یه جشن دیگه با کلی شله!!!!
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
اره روز قشنگی بود .ممنون از یاداوریتون .به امیددیدن جشن های دیگه
Paeez
Paeez
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
روز خوبیه وقتی آدم‌هایی که اگر در خیابان می‌دیدی‌شان خیلی بی‌تفاوت از کنارشان رد می‌شدی!ببینی:)
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
حالا نه اینکه همتون منو شناختین!!!
neda_f
neda_f
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خيلي خوش گذشت.به اميد شله اي ديگر:)
ati
ati
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خیلی خوش گذشت منم موافقم..از دیدن کسانی که قبلا دیده بودم و کسانی که همونجا اشناشدم خیلی خوشحالم....درمورد شله نظری ندارم..چون نخوردم ...
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
شما اصالت همه ی مشهدی هارو بردی زیر سوال!! علاوه بر خوردن شله حتی بردن اون جزو واجباته حتی اگه جیبات شله ای بشه.
ati
ati
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
منو شطرنجی کنین
m_soltani
m_soltani
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
اوهووووم ,گاهی اوقات لذت حتی فکر کردن به یه حس خوبو نمی تونی با هیچی عوض کنی !:))))
z-dadras
z-dadras
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خیلی واسه من روزخوبی بود،امیدوارم 2 باره تکراربشه
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
این پ.ن هاتون ما رو هم گیریفت :دی ، ولی خب شله ها که داغِ داغ بود براچی به قول چراغعلی اذهان عمومی رو دچار تشویش می کنید :خخخخخخخخخخخخخ
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
روز خوبی بود ما دو نفریمون هم اومده بودیم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
خیلی متن قشنگی بود :)....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤