آبرویی که ریخت
چه خوب که خدا ستار العیوب است

آبرویی که ریخت

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

این‌قدر عمیق نبوده که خیالت رفته بود پیش‌شان! فکر می‌کردی عمیق‌تر باشد! ولی دیدن حقیقت تصورت را به هم می‌ریزد. هر دفعه که می‌ایستادی و تماشای‌شان می‌کردی به نظرت قشنگ می‌رسید. در خیالت جان می‌گرفتند و بالا و پایین می‌پریدند. 

هوا سرد است. از کنارشان که می‌گذری، هوس می‌کنی مثل همیشه چند لحظه‌ای را چشم بدوزی و در خیالاتت غرق شوی. به نظرت زیبا می‌رسید. دوست‌شان داشتی. حتی از ایده‌اش هم خوشت می‌آمد.

 

ولی الان همه چیز فرق کرده است. یک تن نصفه نیمه می‌بینی که سر به آسمان بر داشته است. قبلا او را یک دلفین زیبای سیاه  می‌دیدی که نیمی از تنش در آب است و تازه تصمیم گرفته است که شیرجه بزند! و هر آن است که شروع کند به پریدن در آب تا تماشایش کنی.  حالا به نظرت سرد و بی روح می‌رسد.

کنارش یک دلفین بود که شیرجه‌اش را زده بود و در آب فرو رفته بود و فقط دم زیبایش از آب بیرون مانده. لحظه آخر یک شیرجه جانانه در ذهنم تداعی می‌شود! ولی حالا شده یک پایه بتنی که یک تکه فلز به شکل دم به سرش متصل است! تازه آن هم از شدت سنگینی یا باد چپ کرده است !

 

از آن شکوه و زیبایی‌هایش خبری نیست. آن چه می‌بینم، چند قطعه فلزی است که همه‌شان نصف و نیمه است! و هیچ کدام‌شان برایم هیجان قبل را ندارد!

قبلا استخرشان پر از آب بود! و رفته بودند زیر آب، آن قسمت‌هایی که اگر دیده می‌شد رسوای‌شان می‌کرد! عیب‌شان را پوشانده بود ولی حالا که استخر خالی از آب است دیگر از آن زیبایی خبری نیست!

دستشان رو شده برایت و خیالاتت را بر هم زده‌اند. 

باز هم چند لحظه‌ای نگاه‌شان می‌کنی و از کنارشان می‌گذری. حتی آن خاطرات را هم در ذهنت خراب کرده‌اند. در واقع آبرویشان رفته است پیشت! آب برای‌شان شده بود آبرو !

 

از کنارشان می‌گذرم ولی از فکرشان نه. آخرین لحظات حضورم در پارک ملت است و به ذهنم می‌رسد ما آدم‌ها هم مثل همین دلفین‌های دروغین هستیم. 

همه ما آدم‌ها ظاهری داریم و باطنی. ظاهرمان را دیگران می‌بینند و باطن‌مان را خدا. همان خدایی که به لطف ستار العیوبی‌اش زشتی‌های ما را برای خودش نگه داشته و زیبایی‌های‌مان و خوبی‌های‌مان را به مردم جلوه می‌دهد. با خودم می‌گویم چقدر خوب است که خدا ستار العیوب است وگرنه چه می‌شد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
ممنونم
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
فاطمه نه واقعا خوندیش؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
مونا بخون واقعا ارزشش رو داشت *:)
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
مهلا جون من که خوندم ! من از فاطمه پرسیدم که خونده یا نه!خخخ
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
چه نگرش جالبی ... تامل بر انگیز بود ... متشکرم.
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
چه جالب:)))
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
همه ما آدم‌ها ظاهری داریم و باطنی. ظاهرمان را دیگران می‌بینند و باطن‌مان را خدا ... عالی بود! موافقم :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
دقیقا همینطوره..ممنون
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
تشبیه تون عالی بود…خداکنه پرده اعمالمون کنار نره…ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
آره منم هر موقع ازونجا رد میشم دلم میگیره :( من دلفینارو دوست دارم اما نه نصفشونو! اونجا الان که بدونِ آبه به دل نمیشینه! به قولِ شما ما هم که جلوه های کاذبمون بره کنار، تعریفی نداریم...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
تشبیه تون معرکه بود *:) یه جورایی همینطوره *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
هی تو ، این عکسی که تو اینه میبینی ، فقط ظاهرته ، کاش باطنت هم همینجوری بود *:/
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
ممنون واسه مطلبتون :)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٩
٠
٠
سلام: متشکرم ازمطلب.به ماهم سری بزنید.
translator
translator
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
تنکیو اسمانه جان
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
منم با اینكه نفهمیدم اینا چی بود ولی خیلی روم تاثیر گذاشت...
a_y
a_y
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
برای همین بود که توی اون انجمن مربوط به آرزوها عرض کردم، آرزوی خوندن ذهن دیگران و پی بردن به باطنشون آرزوی خوبی نیست و آدم رو اذیت می کنه ، ستار العیوب بودن خداوند نعمت بزرگیه که انگیزه بازگشت و جبران رو در بنده ها زنده نگه میداره...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
تا حالا به یه اتفاق ساده این طوری نگاه نکرده بودم ... ممنون واقعا مطلب جالبی بود ...
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
خخخخازین بعد اینطوریم نگاه کنین خخخخخخ
admin
admin
٩٢/١٢/٢٠
١
٠
الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوائی غالب و معصیتی کثیر و طاعتی قلیل و لسانی مقرّ بالذنوب، فکیف حیلتی یا «ستار العیوب»... یا «ستار العیوب»
ندا
ندا
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
الهی اگر ستارالعیوب نبودی ما از رسوایی چه می کردیم-آیت الله حسن زاده آملی
سایه
سایه
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
بسیار زیبا ...
e_z
e_z
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
وای دیگه حتی کسی نگامونم نمیکرد...خدایا چقد خوبه که تو هوامونوداری!
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
خوندم ولی انگار نخوندم اصلا حواسم اینجا نیست............همون سلام بدم و برم بهتره.......سلام
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام و بای :))
L.milad
L.milad
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
هه هه هه خوشم میاد همه جا هم هستی.............دمت قیژ دادا
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چه تعبير قشنگي...
korosh
korosh
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چقد قشنگ بود مطلب ! و البته پر از احساس :) ما باید مواظب باطن خودمون باشیم ! مرسی
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام...کاش ما آدما همیشه یادمون می بود که خدایی هم بالا سرمون هست و ناظر اعمالمون
maede
maede
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
چه خوبه که قدر بدونیم این ستار العیوب بودن خدا رو...
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
ممنون از یاداوری
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢١
٠
٠
ممنون واقعا آدمو تو فکر فرو میبره !
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤