ده سال است که جایت خیلی خالی است
به خاطر او

ده سال است که جایت خیلی خالی است

نویسنده : saiideh70

الان ده سال می‌شود که گذشته. نه تو هستی، نه رویا.

نه دیگر آن محله، محله قدیمی.

همه رفتن از آن کوچه،

هم دوست‌های تو، هم دوست‌های من.

حالا تو زیر یک عالمه خاکی و من نه به تو سر می‌زنم و نه دیگر به فکرتم.

باورت می‌شود؟

شد ده سال!

می‌دانی وقتی می‌روم آن کوچه چه حسی دارم؟

اصلا می‌فهمی از آن دنیا حالم را؟

من پشیمانم.

از این‌که بعضی وقت‌ها تنهایت گذاشتم.

از این‌که وقتی برای آخرین بار در اآن بیمارستان لعنتی دستم را گرفتی، ولت کردمو

فقط می‌خواهم یک چیزی به تو بگویم

جایت،

در خانواده سه نفری ما،

خیلی خیلی،

خالی است...

امضا: خواهر خطا کار تو ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
متآسفم... چقدر بغض ناک بود ... خدا خواهرتونو بیامرزه ...چقدر خوبه که با ذکر یه صلوات روحشونو شاد کنیم....
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
راستی شعراتون کمی بارمنفی داره اما کااااااملا قابل فهم و ملموسه ...بازم متشکرم ... من عاشق شعرای شما شدم مخصوصا شعر « اعتراف ... » موفق و معید باشید.
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خیلی ممنون ولی برادرم بود
neda_f
neda_f
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
هییییییییییییییی روزگار:(
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
ممنون
admincheh
admincheh
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
کاش می شد به عقب برگشت:(
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
کاش...
admin
admin
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
واقعی بود؟ ینی اینطور کسی رو شما از دست دادید واقعن؟
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
بله واقعی بود البته من اون موقع 12 سالم بود و بچه بودم ولی بازم حسرت خیلی چیزارو میخورم که شاید میتونستم انجام بدم ولی ندادم
a_y
a_y
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خدا صبرتون بده .... متاسفانه وقتی عزیزی رو از دست میدیم تازه به قدرش پی می بریم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
بله متاسفانه...
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خدا بیامرزتشون .منم 8 سال پیش داغ پدر دیدم .ممنون بابت متن قشنگتون
nezhla_neku
nezhla_neku
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خدا رحمتشون کنه . شعر بغضناکی بود .. :(
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
واقعا متاسفـــــ:ــ(ـــم.... همین
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
سخته با بغض حرف زدن و سخت تر ازاون با بغض نوشتنه!!!فقط ...سلامت باشین...
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خوشحالم از این که درک میکنید
translator
translator
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
چقد دردناک بود...اشکالی نداره بجاش براشون خیرات کنید...
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خیلی سخته ادم دلش تنگ بشه ولی نتونه کاری بکنه:'(
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
ممنون از همگی
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خدا رحمتشون کنه...
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
فقط می‌خواهم یک چیزی به تو بگویم جایت، در خانواده سه نفری ما، خیلی خیلی، خالی است... خدابیامرزه
faride
faride
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
وای عزیزم:(.خدا رحمتشون کنه...
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
سلام...به کیبرد که نگاه میکنم نمیدونم چی بنویسم...!!!
ati
ati
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
خدابیامرزه برادرتو ن رو...مرگ برادر برای خواهر خیلی سخت و دردناکه
سلما
سلما
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
خدا روح برادرت و غرق رحمت خودش کنه سعیده نازنینم مممممممممممم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
خدا رحمتشون کنه :(....خیلی غم انگیز بود :(.....
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
خدارحمت شون كنه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام: اینم خیلی زیبا.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات