روزگار بی‌مولا
هوای لبخندهایت را داشته باش

روزگار بی‌مولا

نویسنده : a_alamdar

هوای لبخندهایت را داشته باش که روزگار، روزگاره ناچاریست، روزگار بی‌مولا، روزگار درد و غم است. روزگار بی‌لبخند است و من به که پناه برم از این همه درد جز تو.

وقتی سیرم از سیلی و لگدی که روزگار به من زده است و من هنوز بی توام، هنوز آدم نشده‌ام.

 

من با غم زمانه کنار می‌آیم اما با غم مولا نه. که خود بارها غم گذاشته‌ام روی دل مولایم. از روزگار بی‌مولا دیگر نمی‌نویسم. تا کمی نزدیک شوم؛ که پیش چشم‌هایش خجالت آبرویم نباشد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٧
١
٠
که خودم بارها غم گذاشته ام بر روی دل مولایم…واقعا:-(
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
ای سبز تر از بهار کی می آیی؟ ای وارث ذوالفقار کی می آیی؟ مجنون شده عالمی در این صبر و قرار خون شددل انتظار کی می آیی؟
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
به امید ظهور...
maede
maede
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
روزگار بی مولا "روزگار ناچاریست"دقیقن همینه...روزگار بی مولا پر از دلتنگیه :(
neda_f
neda_f
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
صبرم از کاسه دگر لبریز است اگر این جمعه “نیاید” چه کنم ؟ آنقدر من خجل از کار خودم اگر این جمعه “بیاید” چه کنم ؟
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
هییی از دست خودم ...
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
هوای لبخندهایت را داشته باش
r_yazdani
r_yazdani
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج الهی العفو...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام: متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات