نمی گذاشت که بروم!
خاطره از زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

نمی گذاشت که بروم!

نویسنده : f_tasnim

 نشستم کنار در ورودی...اشک نداشتم، هر چی بود بغض بود، دلم گرفته بود...خیلی... نیم ساعت دیگر سرویس می‌آمد و ما باید زود سوار می‌شدیم و می‌رفتیم به طرف هتل. دلم نمی‌آمد بیایم بیرون... نه اشکی...نه دردی... نه نگاهی.

تصمیم گرفتم تا بیشتر از این دیوونه نشده‌ام از این همه سنگ‌دلی از حرم بیرون بیایم!

آمدم توی صحن...مامان ایستاد، گفتم بریم

نشد...نتوانستیم برویم

توی صحن غوغا بود... بغض بدتر اذیتم کرد... تند‌تر خواستم که بروم. اما باز نشد... جمعیت نمی‌گذاشت که برویم.

ایستادم

گفتم: «آقا اینقدر بدم که حتی برای روضه‌ات هم نگاهم نمی‌کنی؟»

زانوهایم سست شد...نشستم روی زمین، گریه امانم نمی‌داد... دسته داشت می‌خواند: اذن دخول حرم تو...یا ابوالفضله...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٠١
١
٠
اری نمیشود از ان جا دل کند
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٣
٠
٠
...
پربازدیدتریـــن ها
از صدا و سیمای میلی تا بی تفاوتی زنان

من به این سکوت معترضم!

٩٧/٠٢/٢٥
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

تمام خانه‌ای که پریشان گشت

٩٧/٠٢/٢٥
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
این بزرگترین آرزویم بود

سرعت ثانیه های زندگی

٩٧/٠٢/٢٥
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠