متکدیان محترم  نمره درسی بخوانند!
فرم درخواست نمره از استاد

متکدیان محترم نمره درسی بخوانند!

نویسنده : Sousan_asadpour

جناب استاد آقای / خانم دکتر ...

با سلام و احترام

بدینوسیله به استحضار می‌رساند این‌جانب دانشگریز، فرزند پول پارویی، دارای شماره دانشجویی رند، دانشجوی رشته دهن پرکن دانشگاه سرتاسری ورودی سال 91  دارای واحد درسی فلان به میزان 3 واحد  با توجه به عدم توانایی در درک مطالب درسی و یادگیری مباحث ارایه شده در درس مذکور و نیاز به نمره، عاجزانه تقاضا دارم مرحمت نموده نمره قبولی را به اینجانب صدقه دهید و مرا از گذراندن این درس معاف نمایید. من اقرار می‌کنم که بعلت مشغله‌های فراوان غیر درسی - که در این مجال نمی‌‌گنجد - از یادگیری مطالب عاجزم و خداوند این توانایی را در من قرار نداده است که بتوانم با پاسخ دادن به سوالات امتحانی نمره قبولی را کسب کنم؟! اسم منو بزار اسیر ! گیج ! دودره باز !

و متاسفانه با وجود این ناتوانی و عجز، به هر دلیل باید بعنوان فارغ التحصیل این رشته نیز در نهایت معرفی شوم! (فکر آبروی ما باشید ...) برای من هرگز مهم نیست و نبوده که توانمندی‌های لازم برای پرداختن به این حرفه را خواهم داشت یا خیر، تنها می‌خواهم به هر شکل که ممکن است قبولی در درس‌ها را کسب کرده و مدرک مربوطه را اخذ نمایم؟! ( پارتی موجود است!) 

خواهشمند است با صدقه نمره قبولی به این‌جانب موافقت نموده و مرا از وقت گذاشتن برای یادگیری بیهوده مطالب معاف کنید! چرا که یقین دارم از یادگیری عاجز و ناتوان هستم ! و اصلا مهم نیست که پس از این، کارها را چگونه انجام خواهم داد، راهی حتما وجود خواهد داشت.

خداوند به متصدقان اجر دهد بویژه آن‌ها که دستگیر  ناتوانان و عاجزانند! ضمنا آقایان فلانی و بهمانی هم سلام رسوندند و التماس دعا داشتند !

نام و نام خانوادگی متقاضی و شاهد  امضا و اثر انگشت  و تاریخ ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٠
٠
١
اجرتون با خدا رو هم باید بگین!.... بدم میاد..... بمیرم واسه نمره منت معلما رو نمیکشم... پارسال 25 صدم تو یکی از درسا میخاستم تا معدلم 20 شه.... من آن گلبرگ مغرورم ک میمیرم ز بی آبی/ ولی با منت و خاری پی نمره نمیگردم!!
ati
ati
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
ازماگذشته
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
خانم دکتر شارعی بدینوسیله به استحضار می‌رساند این‌جانب دانشگریزفرزند پول پارویی، دارای شماره دانش اموزی رند، دانش اموز رشته دهن پرکن مردسه سرتاسری ورودی سال86اصن دوستت ندارم خانوم معلم بد اخلاق............خودتم نمیدونی چن دفه برات شاخ گذاشتم..................نمره هم نده فدای سرم کی نمره خواست تقلب میکنم مث اب خوردن نمیفهمی...............:)))))))))))))))))
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
من قبلا هم اینو خونده بودم البته یکم فرق داشت این...مـــــــــــــمنان
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
این تقاضا بود!؟ یه کم بیشتر بگید تعارف نکنید :) ممنونم :))
f_dehghan
f_dehghan
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
هييييييييي...!!!!!!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
عمرا منت بکشم!حاضرم صفر بگیرم ولی منت نکشم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
از ما که گذشت ....
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
٠
١
از من ؟گذشت؟نه.......استاد با من روابط خوبی داره!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١١
١
٠
سلام:یک کم قبل تر میگفتیداستفاده میشد اماحالا....متشکرم
!!!
!!!
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
چه جور روابطی؟!!!!!
a_shahriari
a_shahriari
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
استادای الان اگه10تانامه مثل این هم پیششون ببری یک صدم هم به نمره ات اضافه نمی کنند-اسادهم استادای قدیم.به هرحال ممنون ازمطلب زیباتون.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٢
٠
٠
:خخخخ امیدی ندارم که جواب بده! اصلا استادها خیلی وقته که اینارو نمی خونن :دیییییییییی
میناآآآآ
میناآآآآ
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
سلام دانشگاه که بودم شیمی عمومی رو 7بار افتادم با اینکه کنکور شیمی خوب زده بودم و علاقه داشتم نمیدونم چرا این لعنتی پاس نمیشد. برگه های کتاب گواه اشکها تنفر و احساساتم در هفت ترم متوالی بودند .دفه پنجم یا شم رفتم اتاق استاد برگمو گرفتم اعتراض کردم خیره خیره نگاش کردم یک نموره الطماس کردم راه نداشت .آخر در اتاقشو اینقد محکم کوبوندم فرار کردم دنبالم اومد بدو بدو کردم .....خیلی باحال بود هرچی لج داشتم تو ضربه در تلافی کردم... حلا بعد ده سال از این همه بزرگواری استاد محمدی پور شرمنده ام...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤