عشقی که این روزها نیست
نامه یک دختر 9 ساله به رزمندگان

عشقی که این روزها نیست

نویسنده : مریم غلامزاده

با سلام به امام زمان ـ علیه‌‌السلام

و درود به امام خمینی

سلام به رزمندگان اسلام. اسم من زهرا می‌باشد. این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم. پدرم می‌خواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد. من ۹ سال دارم و نصف روز مدرسه و نصف دیگر را قالی بافی می‌روم. مادرم کار می‌کند. ما ۵ نفر هستیم. پدرم مُرد و باید کار کنیم و من ۹۲روز کار کردم تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم. از خدا می‌خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا کربلا ببرید. آخر من و مادرم خیلی روزه می‌گیریم تا خرجی داشته باشیم. مادرم، خودم، احمد و بتول و تقی برادر کوچک ماست، سلام می‌رسانیم. خدا‌نگهدار شما پاسداران اسلام باشد.

(نامه زهرای ۹ ساله به رزمندگان‌ ۸ /۱۱/ ۶۲)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
مریم جان کاش عکس این دختر رو هم میذاشتی :) من همین نامه رو به صورت دست خط دارم حالا نمیدونم آیا واقعا دست خط خود زهراست یا نه
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
این نامه اگه اشتباه نکنم تو سازمان اسناد انقلاب یا یه چی تو این مایه ها ثبت شده با شماره ثبت و تشکیلات فکر نکنم اونی باشه که شما میگی
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
این آدرسشه : http://azerila.persiangig.com/336461_451.jpg
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
آره منظورم همینه که آقای خرسندی گذاشتن :)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٧
٠
٠
خیلی خوب بود....خیلی...
Paeez
Paeez
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
آره یا قبلن دیده بودمش یا شنیدم:))کاش احیا بشن این خاطرات خوب:)مرسی مریم جان:)
a_mardesade
a_mardesade
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
بسیار زیبا و تکان دهنده بود برای کسانی که خوابن
s_nayeb
s_nayeb
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
به فرموده اسلام عزیزمان انقلاب ما انقلاب پا برهنگان است.! به قول رهبر عزیزمون ظرفیت جنگ تحمیلی خیلی میتونه به فرهنگ ایثار و از خود گذشتگی کمک کنه. هر موقع که وقایع جنگ رو میشنویم حالمون دگرگون میشه.! خیلی جای اینگونه مطالب تو سایت جیم خالیه. غ-مریم عزیز خدا به شما عزت و خیر دنیاعطا کند.
neda_f
neda_f
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
:(((((((((((((( شهادتم ارزوست
a_y
a_y
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
اینست مثال عینی ایثار و اخلاص ... ، اینجاست که ارزش واقعی کیفیت روشن می شود.
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
اتفاقا همین چند روز پیش بود که این متن رو خوندم البته با عکس نامه این لینک عکس نامست: http://azerila.persiangig.com/336461_451.jpg | واقعا احساس شرمندگی با خوندن و دیدن اینطور متنها وجود آدم رو پر میکنه...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
٠
٠
خیلی ممنونم خانم غلام زاده.
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
ممنون خیلی متاثر گشتم
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
اخی .خیلی ممنون .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
سلام:منویاداون ایام پاک انداختید منم یکی دوباری اراین نامه ها دریافت کردم.بسیارممنونم
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠