گرمای این‌جا؛ سرمای جایی دیگر
فقط کمی وجدان داشته باشیم

گرمای این‌جا؛ سرمای جایی دیگر

نویسنده : شاهدخت

شنیدستیم که مدارس استان هفته قبل در تمام پایه‌ها تعطیل بود. این پرسش به ذهن‌مان خطور کرده بود که چرا؟ اخبار ساعت یک اعلام کرده بود که کارشناسان با حضور در منطقه و بررسی وضعیت در مورد تعطیلی تصمیم می‌گیرند. یعنی کارشناسان در این هوا چه دیده بودند که امروز را تعطیل کرده بودند؟

تا این‌که بلاخره دلیل این تعطیلی عجیب مشخص شد؛ کمبود گاز! مدارس تعطیل شده‌اند تا گاز کمتری مصرف شود!

 

این جور جاهاست که وجدان آدم به درد می‌آید. وقتی در خانه‌های‌مان نشسته‌ایم و در حالی که یک تیشرت به تن داریم و حسابی احساس خوش تیپی می‌کنیم، شعله گاز را آن‌قدر زیاد می‌کنیم که زبانه آتش شیشه بخاری را ذوب می‌کند! اگر احیانا کسی هم چیزی گفت، سریع جلویش در می‌آییم که: پولش را می‌دهیم!

این‌که در اوج سرمای زمستان؛ وقتی می‌دانیم واقعا مردمی هستند که بخاطر این بی‌اعتنایی‌های ما گاز ندارند و سرمای زمستان خانه‌های‌شان را عین یخچال می‌کند، بچه‌های کوچک‌شان در سرما مریض می‌شوند و هزار و یک مشکل دیگر. این‌که می‌دانیم این‌ها را ولی به سادگی و با تکیه بر جیب پر پول پدرمان از کنارشان رد می‌شویم، نشانه با کلاس بودن نیست؛ نشانه بی فرهنگی است. 

 

این‌که با جملاتی مثل «من اصلا نمی‌توانم لباس گرم بپوشم»، «توی لباس‌های گرم دلم می‌گیره، نفسم بند میاد»، «باید بخاری خونه‌ام همیشه زیاد باشه تا احساس آرامش کنم (!!!)»  خودمان را راحت کنیم و از زیر بار این مسئولیت که روی دوش همه ما ایرانی‌ها سنگینی می‌کند شانه خالی کنیم، نشان می دهد که واقعا بویی از وجدان نبرده‌ایم.

امروز مدارس تعطیل می‌شوند و حق تحصیل از دانش‌آموزان گرفته می‌شود (کاری ندارم که دانش آموزان از خدایشان است! این حق طبیعی آن‌هاست که دارد از آن‌ها سلب می‌شود) آیا این تعطیلی بخاطر این است که ما شعله بخاری‌های‌مان را بیشتر و بیشتر کنیم؟

کمی، فقط کمی وجدان داشته باشیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
ممنون عزیزم بابت مطلبت خونه ما اینقدر سرد هست که ناخواسته مجبوری لباس گرم بپوشی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
کاش داشته باشیم :((
s_a
s_a
٩٢/١١/٢٣
١
٠
من هوا سرد باشه سوئیشرت میپوشم تو خونه! :| ///////////// من وجدان دارم هاااااااااااا :دی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
اره ولی ما وجدان داریم هااااااا
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
درسته من علاوه براین که همیشه صرفه جویی میکنم همیشه به بقیه هم گوشزد میکنم
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
الان میرم کم میکنم این بخاریمونو عذاب وجدان گرفتم:)
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
قبول ما هم باید مراعات کنیم ولی مسولان هم باید این روزهارو درنظر داشته باشن و الکی گاز هارو نفروشن تا مردم خودمون گاز داشته باشن!!
عاشق فسنجان
عاشق فسنجان
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
مرسي....قشننننننننننگ بود
hamta
hamta
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
دیگه از این بیشتر؟؟؟ خودت که می بینی!!!!!!!
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
آری ....................
korosh
korosh
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
وجدان دارم :| کی گفته ندارم :| اینا نیگا کن بیبین دارم یا ندارم :| !!!! لامصب وجدانم هعی یکی میزنه تو گوشم هعی عذابم میده میگه برو بخاریو کم کن !!؟؟ عذاب وجدان دارم اصن :||
nika
nika
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
کاش کسی بود که کمی توجه میکرد اما افســــــــــــــــــــوســـــــــــــ....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
من بخاری اتاقم از روی شمعک تکون نمیخوره.....لباس گرمم نمیپوشم....ولی اصلا سردم نمیشه.....ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
کاملا درسته... خدارو شکر ما که اسراف نمی کنیم و تو خونه هم لباس گرم میپوشیم. به نظر من تو این اداره جات خیلی اسراف میشه...!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
یک جوک هم در همین رابطه بگم: از طرف میپرسن اگر هوا یک کم سرد بشه چکار میکنی؟ جواب میده: به بخاری یکم نزدکتر میشم. میگن اگر بیشتر سرد شد چکار می کنی؟ میگه : منم بیشتر به بخاری نزدیک میشم! میگن: اگر خیلی سرد شد چکار می کنی؟ میگه: می چسبم به بخاری! میگن اگر خیلی خیلی سرد شد چکار میکنی؟ میگه: بخـاری رو روشن می کنم!... (^_^) بعله ما یک همچین آدمایی هستیم :خخخخخخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦