مادر تنها كسيه كه...

مادر تنها كسيه كه...

نویسنده : gharibeh
مادر تنها کسیه که می‌تونی براش ناز کنی
باهاش داد و بیداد راه بندازی، باهاش قهر کنی!
اما با این‌که تو مقصر بودی، باز هم با یك بشقاب غذا
با لبخند میاد و میگه :
با من قهری با غذا که قهر نیستی...
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kafshdozak
kafshdozak
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
مامان جون دوست دارم !!!
maral73
maral73
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
مامان جووووووووووون... راست میگی...
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
مادر...تمام مهربانی ها،از خود گذشتگی ها و نهایت دوست داشتن در این کلمه خلاصه می شود...
gharibeh
gharibeh
٩١/٠٩/٣٠
٠
٠
مقدس ترین کلمه تو کل هستی...
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
خوب به من که تاحالا همچین چیزی گفته نشده و امر غذا آوردن را هم پدرم انجام می داد.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات