هر چه انسان‌تر باشيم زخم‌ها عميق‌تر خواهند بود. هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت. بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایي‌هاي‌مان بيشتر خواهد شد! شادي‌ها لحظه‌اي و گذرا هستند، شايد خاطرات بعضي از آن‌ها تا ابد در ياد بماند، اما رنج‌ها داستانش فرق مي‌کند، تا عمق وجود آدم رخنه مي‌کند و ما هر روز با آن‌ها زندگي مي‌کنيم. انگار که اين خاصيت انسان بودن است!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٨
١
٠
مثل همیشه عالی بود
٩١/٠٩/٢٨
١
٠
مرسی دوست من
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٠٣
١
٠
یعنی این همه حس و احساسات ... فقط عالی مثل همیشه نه باید بگی بهترین از این نمیشه:دی
٩١/٠٩/٢٨
٠
٠
آخییی دلم سوخید:-(
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٠٣
٠
٠
آرشام جان میل به نوشتن ندارم نمیدونم باید چی کار کنم یه نسخه برام بپیچ :))))
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٥
٠
٠
این قرصا رو بخور صبونه نهار شام
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/٠٥
٠
٠
آوَرین! این متنش آشنا میزنه! نیدونم کجا خوندم! ولی در کُل آوَرین! :دی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٠٥
٠
٠
شاید تو وبلاگم
رها
رها
٩١/١١/١٧
٠
٠
سلام خدا مرهم تمام درد هاست.هرچه عمق خراش های وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتردر وجودت جای می گیرد.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨