کبک‌ها که مدرسه نمی‌روند
یک دنیا ابهام روشن

کبک‌ها که مدرسه نمی‌روند

نویسنده : m_soltani

کاش می‌شد از شب تاب‌ها پرسید

راستی برق شما از کجا می‌شود تامین!؟

ومی شد از مورچه طعم برنج را پرسید

که پس از ده بار افتادن

از صرافت برداشتن دانه نمی‌افتد

کاش می‌شد منزویان را سوژه کرد

همان‌ها که وام دار اتاق‌های مستطیل شکلند

می‌شود گردی زمین را درمخیله‌هاشان دید؟

 

می‌توان پرسید چرا دریا ابی رنگ است؟

و آب بی‌رنگ ؟

این‌که کبک‌ها که مدرسه نمی‌روند

دانستن یکشنبه و دوشنبه را می‌خواهند چه کار؟

این‌که مگسی از کجا می‌داند تا دست بشر او را کیش کند

هنوز وقت باقیست

مات قندهای یک قندان کریستال شود!

 

خواهند دانست گربه‌ها هم بهداشت خود را رعایت می‌کنند!؟

خواهند دانست خاکی بودن یک کرم چه منافاتی با زندگی‌اش دارد!؟

هان!!

می‌شود فهمید این همه را؟

نه !

نه !

نمی‌شود!

منزویان باور ندارند مثلا بال توریها ریاضیات می‌دانند !

شاید از همان زمان که خمره‌های چینش شهد بافته شد

بشود کاوش کرد

جواب این همه ابهام را

که در روشنی سبز طبیعت ریخته شده ... 

                                                          

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
چه زیبا..........متشکرم:))
a_mardesade
a_mardesade
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
عالی بود لذت بردیم
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
زیبابود…مرسی!!
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
میشود فهمید ایا؟؟؟؟مرسی:))))
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
مفهوم جالبی داشت برای من و همپنین ایده نویی داشت ممنون از شما
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
ممنون شعر زیبایی بود مخصوصا" ( جواب این همه ابهام را که در روشنی سبز طبیعت ریخته شده)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
چی همه سوال :دی چقدر جالب بود :) ممنونم.
maede
maede
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
چه جالب ابهاماتی که تو طبیعت ریخته! :) سرچشمه و منبع اصلی همه اینا که قدرت خداست ولی اون که چرا دریا آبی و آب بیرنگ!شاید وقتی بیرنگی وسعت پیدا میکنه آبی میشه!!! :) هم متن هم واژه ها قشنگ بودن.ممنون :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
کاش می‌شد منزویان را سوژه کرد همان‌ها که وام دار اتاق‌های مستطیل شکلند
ali007
ali007
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
ممنون:)
faride
faride
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
چقد جالب ....سوالات جالبی بودن.مخصوصا اب که بی رنگ ولی دریا ابی.خخخخخخ.ممنونم:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
مرسی زیبا بود :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
خیلی جالب بود....سوالات قشنگی بود....ممنون :)
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
تکشر
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
کاش ارباب زودتر بیاید تا بیشتر بدانیم
m_soltani
m_soltani
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
ان شاالله
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨