دعای مترسک
برای همه، جا در این خاک هست

دعای مترسک

نویسنده : f_binamoneshon

زمین خدا بیش از اندازه است

به اندازه روی زمین خاک هست

اگر دست و دلباز باشیم ما

برای همه، جا در این خاک هست

خدا دشت‌ها را به دست که داد؟

به کی چشمه ساران خود را سپرد؟

مگر سهم ناچیز و ناقابلی

از این خاک را کرم خاکی نبرد؟  

چه می‌شد اگر رسم می‌شد که گاه

نگاهی هم از مهر بر مار کرد؟

پرستار گل‌های لب بسته شد

نگهداری از یاس بیمار کرد

کمی هم کنار مترسک نشست

به آواز تنهاییش گوش داد

و چیزی هم از سفره باز دشت 

به روباه و سنجاب و خرگوش داد

اگر جوجه گنجشکی آواره بود

برایش بیا فکر جایی کنیم

و یا شب اگر سرد و تاریک بود

برای مترسک دعایی کنیم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
کاش واقن اینجوری بشه ... کمی هم کنار مترسک نشست به آواز تنهاییش گوش داد
fatemeh.b
fatemeh.b
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
بسیار زیبا.....20
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
برای مترسک دعایی کنیم...........زیبا بود:)
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
خیلی خالب بود .... باز میشه گفت احساسات ازش فوران میکرد ... متشکرم.
nika
nika
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنون:)
tanha
tanha
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
ممنون.....شعرا رو شاعراش رو هم بنویسین بهتره :)
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
پراز احساس!! عالی بوووود:-)
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
زیبا بود ممنون :)
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
حالا نمیشه واسه همه دعا کنیم ؟ ممنون قشنگ بود
n_fatemi
n_fatemi
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
خیلی زیبا.ممنون
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
تشکر ازتون :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
مترسک بودن خیلی سخته ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
اگر دست و دلباز باشیم ما... | خیلی قشنگ بود ممنونم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
بسیار قشنگ بود....ممنون :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
ساده و صمیمی..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢