كجاي اين باران ايستاده‌اي؟

كجاي اين باران ايستاده‌اي؟

نویسنده : پری سا
كجاي اين باران ايستاده‌اي
كجاي اين همه غم
اين همه درد
اين همه ...
كه اين‌قدر نبودنت به چشم مي‌آيد
مي‌خواهي بفهمم بي تو هيچ؟
اين‌كه احتياج به امتحان ندارد
هر روز كساني از ميانه راه كم مي‌شوند
انگار اين راه مسير انسان شناسيت
و
... چه كم شده‌اند كساني كه براي تو ايستاده‌اند
تو كجاي اين همه دلهره ايستاده‌اي
كه بوي ماه تو نمي‌آيد
انگار ماه تو را هم خريده‌اند و ما خبر نداريم
در راه تو باشي و در ماه تو باز هم دشمني
يادمان رفته تو مهمي
نه دنيايت
كجاي اين دنيا ايستاده‌اي
حضرت ارباب
كه بوي تو كم مي‌آيد ميانه
آدم‌ها
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid2
mahshid2
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
زیبا بود
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
متنی بسی زیبا و تاثیر گذار بود .این جمعه هم گذشت کی میایی ارباب دل های سر گردان
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
mashhadiboy
mashhadiboy
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
سلام.ممنون عالی بود.
mashhadiboy
mashhadiboy
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
سلام مرا هم به خدا برسان! سلام آقای من!نکند تو ديگر امام من نباشي؟ آقا جان! امروز ديگر بر سر خواهرم چادري نيست تا که یادآور پاکی چادر خاکی مادر بزرگوارتان باشد!!!!!! راستي، کربلا که اسطوره نبود، بود؟ جد بزرگوارتان سيدالشهدا را مي‌شناسيد که؟ من مايکل جکسون را مي‌شناسم، و هاکلبري فين را! در اين دوره زمانه، حرف از بازنگري در دين خدا زده ميشود، براي خدا هم نسخه مي‌پيچند. اينجا گرگ و ميش است! البته به خاطر اينکه خورشيد هنوز ساية گرمش را بر سرمان نگسترانيده است،هم گرگها لباس ميش پوشيده‌اند و هم ميشها تابلوي من گرگ هستم بر گردنشان آويخته! امام بزرگوام! بسيار دوستت ميدارم وقتی میگیم خدا کند که بیایی شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید . . . دوباره جمعه شد یارم نیامد / خدایا یار ما از در نیامد نگار بی قرینه کی می آیی / سحرخیز مدینه کی می آیی . . . قرص کامل ماه ازآسمان طلوع کن
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/٠٢
٠
٠
دوست من هین مطلبو بزار واسه سایت تا به اسم خودت منتشرش کنه
sahar
sahar
٩١/٠٩/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود..ممنون
parisa
parisa
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
ممنون واسه نظراتون......
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات