پیرمرد و دریا
معرفی کتاب

پیرمرد و دریا

نویسنده : هاچ

درود بر شما!

بی مقدمه؛ خیلی به دلم نشست! داستان درباره یک پیرمرد فقیر است که ماهیگیر است. روزهای زیادی می‌گذرد و نمی‌تواند ماهی بگیرد. برای همین هم می‌زند به دلِ دریا و با قایقش تا ناکجا آباد می‌رود و ماهی‌ای گیر می‌اندازد و داستانی دارد با ماهی.

یه جاهایی از کتاب واقعا دل‌تان می‌خواهد، بروید توی کتاب و به پیرمرد کمک کنید. اما وقتی می‌بینید کاری از شما ساخته نیست، یک آه می‌کشید و می‌روید خطِ بعد! ولی اراده پیرمرد قابل ستایش است؛ شدید!

اون ماهی یک جورهایی همان بختِ پیرمرد است، که گاهی یارش است و گاهی نه! شاید یک جورهایی بشود گفت مقابله خودش و بختش باشد.

از دستش ندهید.

 

این هم عکس ارنست همینگوی؛ عکسِ پاسپورتش است که البته به ما ربطی نداره!

کتاب: پیرمرد و دریا

نویسنده: ارنست همینگوی

مترجم: من نازی عظیما را خوندم

صفحات: صد و خورده‌ای

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٩
١
٠
اگه تونستم حتما" میخونمش .ممنون واسه پیشنهادتون :)
آذر بانو
آذر بانو
٩٢/١١/٢٩
١
٠
سلام.منم چندسال پيش خوندمش.اولاش خسته كنندس ولي بعدش كه مفهوم داستانو ميفهميم خيلي دوست داشتني ميشه... چقدم خوشتيپه اين آقاي ارنست(-:
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٣٠
١
٠
آره نویسنده ی خوش تیپ هم نعمته! :))
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٩
١
٠
از ارنست همینگوی زیاد کتاب نخوندم ولی چون شما گفتین چشششششششششم!!حتما...مرسی از معرفیتون:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
ایول دمتون گرم بخونین پشیمون نمیشین که هیچ کلی هم منو دعا می کنین! :)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٢٩
١
٠
ممنون هاچ خانوم :)
وصال
وصال
٩٢/١١/٢٩
١
٠
مرسی هاچ خانوم :)) حتما میخونمش
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١١/٢٩
١
٠
20 سال پیش خوندمش!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
جدی!داستانش پس حسابی قدیمی یه:) اتفاقا این بهترم هست فکر کنم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١١/٣٠
١
٠
اره جدی /////// قدیمیه ولی خب واقعا زیباست و از بهترین کتابهای که خوندم حتی فیلمش هم ساخته شد از روی کتابش
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٣٠
١
٠
باید فیلمشو ببینمممممم
maede
maede
٩٢/١١/٢٩
١
٠
تعریف این کتابو زیاد شنیدم یه چیزایی هم راجه بهش تو کتاب تاریخ ادبیات خوندم!انشاالله حتمن میخونمش :) مرسی :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٩
١
٠
خیلی ممنونم امیدوارم که بخونمش :)
Niva
Niva
٩٢/١١/٣٠
١
٠
ممنون یاد یه فیلم افتادم فکر کنم ((زندگی پای)) بود.. یه پسر توی قایق روی دریا با یه ببر :) ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
درسته!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠١
١
٠
ممنون از معرفیتون :)
ali007
ali007
٩٢/١٢/٠٢
١
٠
بابت معرفیتون خیلی ممنونم هاچ بانو:))))
mahdieh.jahed
mahdieh.jahed
٩٢/١٢/٠٧
٢
٠
معمولا داستان های همینگوی در ظاهر یک جور افسردگی و دلمردگی رو داره اما وقتی توش غرق میشی یه استقامت خاصی داره! نمی دونم ولی من زیاد نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم جز همون داستان کوتاه چند کلمه ایش: «برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده».
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
چقدر این چند کلمه زیبا و عمیقه...
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
بابت معرفی سپاس
n_parak
n_parak
٩٢/١٢/٠٨
١
٠
خوندمش داستان شرح زندگی یک روز پیرمرد است که بسیار جذاب و خواندنی ست.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات