شب یلدا برای‌مان عزیز است

شب یلدا برای‌مان عزیز است

نویسنده : sh_pkhorasani

به اندازه همه خاطره‌های دوست داشتنی، شب یلدا برای‌مان عزیز است. شب یلدا یادآور خانه پدربزرگ‌های‌مان و صمیمیت همه کودکی ماست. شب یلدا برای ما ایرانی‌ها یادآور شروع است. یادآور زمستان. همه ما که ایرانی هستیم و پایبند سنت عاشق شب یلداییم. شب یلدا هیچ وقت فراموش‌مان نشده. شب یلدا و در کنار خانواده بودن درست مثل این است که عید نوروز حتما باید سر سفره هفت سین در کنار هم باشیم. خیلی قشنگ است. سنت‌های ما همیشه تأکید بر بودن در کنار خانواده می‌کند. در همه جا و به هر صورتی.

پس ! دوست خوب و نازنین من بیا با هم پیمانی ببندیم .
در این شب یلدا یادی از پدر و مادرمان کنیم که از ما دور هستند. از پدربزرگ و مادربزرگ که یادت نرفته در کنج خانه‌شان نشسته‌اند و منتظرند تا با شور و خنده و هیاهوی ما، چراغ خانه آن‌ها روشن شود .

حالا که آن‌قدر خدا به ما برکت بخشیده که در کنارهم باشیم، شکرش را به جای آوریم. فاتحه و صلواتی هم نثار روح آنان که این یلدا دیگر پیش ما نیستند بکنیم.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/٠٩/٣٠
٠
٠
شب یلدا یادر اور خیلیاز ادم ها و چیزایی هست که دوست داریم کنارمون باشن اما نیستن از همین جا میگم خواهر .برادرم گلم یلدا تون مبارک کاشکی شما هم امشب پیش ما بودین........کاش
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات