ینی من خوشگل میشم؟
یک نمایش روحوضی به سبک آبدو خیاری

ینی من خوشگل میشم؟

نویسنده : toktam_goli

مکان: مطب یك پزشک

شخصیت ها: دختر خانومی جوان و یک دکتر دارای دکترای افتخاری از دانشگاه هاروارد در رشته جلبک شناسی

 

دکتر: میدونستید هزینه این عمل چیزی در حدود بودجه یک سال کشور گینه بیسائو هست؟

دخترجوان: بله آقای دکتر بابام بهم قول داده بود اگه کنکور قبول بشم خرج جراحی پلاستیکم رو بده.

 

دکتر: میخواهید عمل کنید پس؟

دخترجوان: آره دیگه. خوب میدونید مشکلات برای یه دختر دم بخت خیلیه. همش میگن صورتش کجه دماغش درازه چشماش کوچیکه صورتش لاغره و از اینجور حرفها.

 

دکتر: خطراتش رو میدونید؟

دخترجوان: نه! مگه خطری هم داره؟

 

دکتر: خب شما میخواهید چه عملی بکنید؟

دخترجوان: گونه هام و پلک هام و پوستم و زیر گردنم رو و چربی های بدنم رو ساکشن کنم.

 

دکتر: هفتاد ساعت بیهوشی داریم. هشت ماه دوران نقاهت و رژیم غذایی خاص مثلا هر روز باید یک لیوان روغن کرچک بخورید و مقادیری برگ درخت نارنج و ممکنه تا آخر عمر در حالت اسهال اونهم از نوع بدخیمش بمونید تازه اگه از هفتاد ساعت بیهوشی جان سالم به در ببرید و تو اون ساعت ها حافظه خودتون رو از دست ندید. ممکنه اسم خودتون رو فراموش کنید و خانواده خودتون رو نشناسید.

 

دخترجوان: ( با کمی تردید) اون وقت خوشگل میشم؟ میتونم شوهر کنم؟

دکتر: امکانش هست باید ببینیم بدنتون چقدر جواب میده.

 

دخترجوان: من حاظرم بخاطر اینکه روی اون دختر خالم رو که دماغش رو عمل کرد کم کنم همه خطراتش رو قبول کنم.

 

دکتر: باید یه فرم پر کنید که تمام عوارض عمل رو به عهده میگیرد و در صورت بروز هر اتفاقی هیچ مسئولیتی به گردن ما نیست. میدونید که بهداشت جدیدا خیلی سخت میگیره.

دخترجوان: همش رو ندید امضا میکنم تو فقط منو خوشگل کن دكتر تا بتونم با یه جوون خوش تیپ ازدواج کنم.

دکتر: جدیدا بر اثر تحریم ما از مواد داخلی استفاده میکنیم شما که مشکلی ندارید؟

دخترجوان: مثلا چی؟

دکتر: مثلا به جای سیلیکون ممکنه از چوب پنبه استفاده کنیم و یا از غضروف مرغ برای شکل دادن به دماغ شما و برای سفیدی پوستتون از گچ ساختمانی استفاده کنیم شما که مشکل ندارید؟

 

دخترجوان: اون وقت دماغم صاف میشه؟

دکتر: به شرطی که مثل اون دفعه شاغول مش غلام خراب نباشه و طراز باشه.

دخترجوان: یعنی اون وقت خوشگل میشم؟

دکتر: اگه جناب عزراعیل بی موقع سر و كله اش پیدا نشه بعد از این عمل آره.

 

دخترجوان: خب پس زود منو عمل کنید آقای دکتر

دکتر: خب برید تو اتاق بغلی تا بیهوشتون کنند.

دکتر: آخ راستی یادم رفت ما ماده بیهوشی نداریم تو اون اتاق با یه بیل میزنند تو سرتون تا بیهوش بشید لطفا جیغ نزنید چون ما هنوز مراحل مجوز گرفتنمون از بهداشت سپری نشده خودتون که میدونید اینروزها چقدر سخت مجوز درمانگاه زیبایی میدن.

دخترجوان: مرسی، باشه نترسید قول میدم جیغ نزنم، ولی آقای دكتر شما هم باید قول بدی كه من خیلی خوشگل بشم ها.

دکتر: ممنون

 

چند لحظه بعد : بدلیل موجود نبودن بیل ناچارا با ابزاری شبیه كلنگ این بیهوشی انجام شد كه در نتیجه دختر نتوانست به قولش عمل كند و متاسفانه پس از كشیدن جیغی بلند بلافاصله به خواب ابدی فرو میرود. خدایش بیامرزد که در حسرت زیبایی ناكام ماند و خلاصه دار فانی را وداع گفت. و این درس عبرتی شد برای دیگر دختران زیبا پسند تا به متد های زیبایی عصر حاضر زیاد اعتماد  نكنند.

 

پیام اخلاقی : البته این یك نمایشنامه به سبك روحوضی بود كه اجرا شد ولی بطور كلی زیبایی خوبه، تا اندازه ای هم ملاک هست، خرج کردن برای زیبایی هم تا اندازه ای بد نیست، ولی هیچ تعریفی جامع تر از این نیست كه شما دختر خانم های ایرانی باید قدر زیبایی واقعی خودتان را بیشتر بدانید و تحت تاثیر اینگونه مسائل نباید خوشگلی خدادادی و اورجینال را ناشیانه دستكاری كرد! نظر شما چیه؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
عاطفه مزرعی
عاطفه مزرعی
٩٢/١١/١٩
٠
٠
چ کارا ...داریم مردم؟؟؟ داریم؟؟!!!
n_beigi
n_beigi
٩٢/١١/١٩
١
٠
زیبا وتامل برانگیز بود
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/١٩
١
٠
جالب بود/ خسته نباشي
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/١٩
١
٢
سلام ... طولانی بود نخواندم
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/١٩
٠
٠
نمیدونم چی بگم!مربوط به حیطه کاری من نمی شه!!!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١٩
٠
٠
چی بگم والا...
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
نمیدونم بخدا به نظرم بعضی ها خیلی دل و جرات دارن من باید برم یه آزمایش خون بدم الان یه هفته است امروز و فردا میکنم ولی بعضی ها ....نمیدونم خدا هم به من یه عقل بده و هم به بعضی از دوستان نازنین :)) سپاس از شما
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٢٠
١
٠
طولانی نبود ؟؟؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخ حالا هرچی نداشته باشن ولا مواد بیهوشی دارن :) در کل خوب بود
arash_gholizade
arash_gholizade
٩٢/١١/٢٠
١
٠
دستان خود را به سمت آسمان می بریم و می گوییم : خدایااااااااااااااااااا.... ای مهربان ترین مهربان هاااااااااا مرا به واسطه ی جوانی ام ببخش و ازین جور دخترا نصیب ما نکن ، و در ادامه سر به سجده می بریم و 3 مرتبه استغفرا.. و ربی را ذکر می کنیم .... بلند بگویید الههههههههههههی آآآآآآآآآآآآآآمین ............:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
خخخخخ جالب بود:))) ما به هميني كه هست راضي هستيم ( آيكون اعتماد به نفس بسيار بالا!) :))))
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
بعله کاملا درسته :) زیبا بود :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
:خخخخخخخخ واقعا همچین آدم هایی داریم مردم؟! :دی | خیلی جالب بود ممنونم :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
خخخخ....باحال بود....عجب آدم هایی داریم.....ممنون :)
o_odilak
o_odilak
٩٢/١١/٢٣
١
٠
جالب بود اما خیلی کلیشه ای و لوس به پایان رسید.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات