میان مردم صد جور
شعری برای نور...

میان مردم صد جور

نویسنده : asadzadeh_s

ميان مردمی و مردم از شما دورند

ميان مردم صد چهره‌ای كه صد جورند

ميان طايفه‌هايی كه چشم سر دارند

وَ از نديدن نور تو غالباً كورند

ميان منتظرانی كه ندبه می‌خوانند

وَ گوييا به صدا كردن تو مجبورند

خدا كند كه نباشم من از كسانی كه -

فقط به گريه و زاری و ندبه مشهورند

اگر دعای شما شاملم شود نروم

ميان مردم صد چهره‌ای كه صد جورند...

(محسن مهدوی)

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود......:))) ممنونم
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
ميان منتظرانی كه ندبه می‌خوانند / وَ گوييا به صدا كردن تو مجبورند ... خیلی زیبا بود ...
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج.
گیسو
گیسو
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
ای دو سه تا کوچه زما دورتر کاش که این فاصله را کم کنی....
mohadese.v
mohadese.v
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
ممنون و زیبا
translator
translator
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
زیبا بود مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
میان این مردم صد چهره، انشاالله که ما جزو چهره هایی باشیم که امامون دوستمون داشته باشند... ، خیلی ممنونم شعر قشنگی بود.‌
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
مرسی دوست جوون :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
بسيار عالي . سپاس
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/١٠
٠
٠
خیلی خوب بود:)مرسی
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/١١
٠
٠
میسیییییی:)بسیار زیبا:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٢/١١
٠
٠
ميان طايفه‌هايی كه چشم سر دارند/وَ از نديدن نور تو غالباً كورند... هيـــــــــــع :(
maede
maede
٩٢/١٢/١١
٠
٠
خدا كند كه نباشم من از كسانی كه/فقط به گريه و زاری و ندبه مشهورند...انشالله :(
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٢/١١
٠
٠
اقا بيا..!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/١٣
٠
٠
ممنون از شما....آقا جون :(
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٢/١٤
٠
٠
متشكرم...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
سلام: انتخاب خوبی است. سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣