خاله برام دعا کن...
خاطره یک روز با بچه‌های بهزیستی...

خاله برام دعا کن...

نویسنده : F_ahmadi

این یک خاطره واقعی است بعد از بازدید از یکی از مراکز بهزیستی در مشهد)

- خاله این نقاشی واسه خودت!

+ مرسی عزیزم خیلی خوشگله..

- تو هم برام یکی بکش.

+ چشم (مشغول کشیدن نقاشی می‌شوم.)

- خاله؟ امشب این‌جا می‌مونی؟

+ نه عزیزم باید برم کار دارم.

- مامانت منتظرته خاله؟ واستون شام پخته؟

(سکوت می‌کنم، دستم دیگر نمی‌تواند نقاشی را ادامه بدهد)

 

- خاله؟ واسم دعا کن زود از این‌جا برم، این‌جا رو دوس ندارم! توی حرم گم شدم!

+ زهرا خانم خوشگل خودم، ببین خاله واست چی کشیده ( نقاشی را نشانش می‌دهم)

- خاله؟ گوش می‌دی چی می‌گم؟ تو رو خدا سر نمازت واسم دعا کن. دعا کن از این‌جا برم، همه این‌جا به مربیا می‌گن مامان، اون که مامان ما نیست! من این‌جا رو دوست ندارم.

(فقط اشک‌هایم را نگه داشتم که نریزد! حرف‌هایم توی ذهنم گذشت، عزیزم تو گم نشدی، گمت کردن. شرمندتم فرشته کوچولو سر کدام نماز برایت دعا کنم در حالی که خیلی وقت است یک نماز خوب و خالص نخواندم! برایت دعا می‌کنم عزیزم، اگر اثر داشته باشد ولی این من هستم که محتاج دعای توام)

 

+ باشه عزیزم، برات دعا می‌کنم، ایشالا هر چی خوبه واست، پیش بیاد.

- مرسی خاله (می‌پرد در بغلم و صورتم را می‌بوسد) خوش به حالت که می‌ری خونه و گم نشدی!

(تمام مسیر را گریه کردم، توی این مدتی که با گروه باران می‌آیم مراکز بهزیستی این اولین بار است که این‌طوری منقلب می‌شوم.)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٨
١
٠
ممنون واسه مطلب قشنگی که نوشتین. به امید روزی که هیچ بچه بی سرپرستی تنها نباشه
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٨
١
٠
به امید اون روز....
bahareh22
bahareh22
٩٢/١١/٢٨
١
٠
خیلی قشنگ بود.یه عالمه حس انسان دوستانه داشت:)
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٢٨
١
١
واقعا زیبا و تاثیرگذار بود، ممنونـــ:ـ)ـم
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٢/١١/٣٠
١
٠
ببخشید میخواستم رو مثبت کلیک کنم اشتباهی منفی خورد دستم. شرمنده
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
دشمنتون شرمندهــــــــ:ــ)ــــ
hamta
hamta
٩٢/١١/٢٨
١
٠
انشالا هیچ کس همچین اتفاقی واسش نیفته.... منم یه بار رفتم آسایشگاه سالمندان.... البته بعدش خیلی حس خوبی داشتم چون همشون پرانرژی بودن:))
nika
nika
٩٢/١١/٢٨
١
٠
واقعا زیبا بود مـــــــــــــــــــــــــــرسی:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٨
١
٠
انشاالله که پدر و مادرش پیداش می کنند... ، فکر نکنم کاری بیشتر از همین سرزدن ها هم از ما بر بیاد.
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٩
١
٠
مرسی اشکاهای من را هم به بیرون کشاندی
وصال
وصال
٩٢/١١/٢٩
١
٠
این مطلب نه برای قشنگ بودنه که این حرفا دل سنگ رو آب میکنه. ومن باز در این فکر که عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم .......ههههههععععععععععیییییی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٢٩
١
٠
:(((
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٢٩
١
٠
این بچه ها فرشته ان .....
faride
faride
٩٢/١١/٢٩
١
٠
واقعا زیبا بود:((...ممنون دوست خوبم.خوش به حال شما که سعادت این کار بزرگ رو دارین:(((
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١١/٢٩
١
٠
سلام تکاندهنده بود...!!!
maede
maede
٩٢/١١/٢٩
١
٠
بچه های بی گناهی که شاید جور بی مسئولیتی والدینشونو میکشن :(
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
ممنون از همه شما کاربرای عزیز و دوستای خوبم . خوشحالم که هنوز انسانیت ها توی وجود آدم ها زنده س.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
خیلی زیبا و تاثیر گذار بود....ممنون :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
ممنون تاثیرگذاریش واسه اینه که انسانیت وجدان شما ست :).
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
چرا باید تو جامعه چنین خانواده هایی داشته باشیم ک جگرگوششون رد رها کنن؟
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
متاسفانه وجود دارن.. وقتی تفکرشون در مورد بچه دار شدن درست نیست و بچه رو صرفا یک سرمایه میبینن بدون در نظر گرفتن شرایطشون..
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
وای چقدر هم زیبا.و.............تشکر............هی...منم چند وقتی هس از ته دلم و با نیت نماز نخوندم...........
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
در هر صورت التماس دعا..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣