همگی لیلی یک مجنونیم

همگی لیلی یک مجنونیم

نویسنده : kavir
ما نه سقراط، نه افلاطونیم
منطق و فلسفه اکنونیم
هرچه همرنگ جماعت شویم
باز هم وصله ناهمگونیم
از تماشای انار لب رود
سیر چشمیم ولی لب خونیم
من و آیینه بهم محتاجیم
من و آیینه بهم مدیونیم
به طوافم مبر ای سرگردان
ما از این دایره‌ها بیرونیم....
همگی لیلی یک مجنونیم
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٢٥
١
١
من از افلاطون میپرسن ک چرا زندگی سخته و افلاطون جواب میده ک تو اینقدرها نمی مونی
مجید
مجید
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
نه بابااااااااااااااااا
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
فیلسوف !مواظب باش ترورت نکن!
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
خخخخخخخخخخ !
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٢٦
٠
١
محافظ داارم چی فکر کردی
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
منطق وفلسفه اکنونیم........ این از کی بود؟فاضل نظری؟
kavir
kavir
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
آره گلم
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
جال انگیز و زیبا بود!!!!!!
sahar
sahar
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
وااااای آجی کویر خیلی قشنگ بود.....لذت بردیم
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا بود!خوشمان آمد!
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
اشعار فاضل همیشه قشنگن
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ گلها انار شد داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها ترکیدند انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید... خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد...
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٦
١
٠
خیلی قشنگ بود ... ممنون !
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٩
٠
٠
خودتان سرودید؟ خوب بود
پربازدیدتریـــن ها
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
وقتی فقر در کشورمان بی داد می کند

کدام اولویت است؟

٩٦/٠٧/٢٩
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
فصل تاریکی

بی نقطه بی پایان

٩٦/٠٧/٢٩
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
دلم همان را می خواهد

انگشتر دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٢٩
یارا بگو تو با مایی

خرابات عشق

٩٦/٠٧/٣٠
و مهرم تا ابد کاش با من باشد

دختر پاییز

٩٦/٠٧/٣٠
تبلیغات