عشق را او در دلم احیا کند
یک شعر عشقولانه

عشق را او در دلم احیا کند

نویسنده : سلیمان حسنی

یار با ما   مهربانی     می کند

گاهگاهی خوش زبانی می کند

در پیِ تحریکِ  احساسِ خموش

للعجب! شیرین  زبانی می کند

عشق را  او در دلم    ِاحیا  کند

موسمی   که  میزبانی  می کند

شهرِ  لبخندش  ،  دلم  آتش  زَنَد

با   نگه   آتشفشانی    می کند

گر که باشد لطف و احساسش، مدام

هستیام   را   پاسبانی   می‌کند

من شوم مجنون و او لیلایِ  من

آن کند، کان یارِ جانی  می‌کند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamta
hamta
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام ... خسته نباشید لذت بردم :)ممنون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام: متشکرم از جنابعالی.
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
واقعا زیبا بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام: خیلی متشکرم
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام.بسیار زیبا استاد. پایدار باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام:ازلطف شما ممنونم
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
بسیار تا بسیار زیبا ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام: ازحضورشما خیلی متشکرم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام: ازحضورشما خیلی متشکرم
seyed_mohammad
seyed_mohammad
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام. بسیار زیبا بود...ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام سید گرامی: از محبت شما سپاسگزارم
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام خیلی هم عالی حالا اگه کسی دیگه ای بود من میگفتم عاشق شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟خخخ
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام:از اینکه مطالبم را میخوانید سپاسگزارم.
hasani_f
hasani_f
٩٣/٠٣/٢٩
٠
٠
سلام بسیار زیبا سرودید لذت بردم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٩
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم خواهر گرامی.
سید مهدی شهابی
سید مهدی شهابی
٩٣/٠٣/٣٠
٠
٠
اگر آن ترک شیرازی بدست ارد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارارا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٣٠
٠
٠
سلام سید بزرگوار: خیلی متشکرم از محبت شما.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٣٠
٠
٠
شهرِ لبخندش ، دلم آتش زَنَد :))) شعر قشنگی بود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٣١
٠
٠
سلام آقاعلیرضا:متشکرم ازلطفتون.
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠