دلی دارم ولی دلدار، هیهات / شعر

دلی دارم ولی دلدار، هیهات / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

دلی دارم ولی دلدار، هیهات

شده دل از غمش بیمار، هیهات

منم عاشق ولی معشوقِ بیدل

شده از عاشقی بیزار، هیهات

چو شب‌ها سَر به بستر می‌گذارم

بمانم تا سحر بیدار، هیهات

چو پیشش می‌روم لطفی ندارد

کند او، از محبّت عار، هیهات

ستمکاری کُنَد با من نگارم

ندارد گرمیِ بازار، هیهات

ندارد او به عقبی گوشه چشمی

به خشمِ داورِ دادار، هیهات

الهی از تو می‌خواهم که او را

نمایی بهرِ من غمخوار، هیهات

زِ بَد اقبالیم، بیمار گشتم

کند آیا مرا تیمار، هیهات

منِ دلخسته را تنها گذارد

ندارد اندکی ایثار، هیهات

بجز او، من کِه را دارم خدایا

روا دارد به من آزار، هیهات

مرا از عشقِ او سیراب‌تر کن

نمی‌جوید مرا، بسیار، هیهات

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
به به...مثل همیشه عالی...لذت بردم...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
ای که درین کشتی غم جای تست - خون تو در گردن کالای توست . نظامی
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٨/٠١
٠
٠
سلام استاد. عالی بود زنده باشید...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٨/٠١
٠
٠
بسیار عالی.لذت بردم موفق باشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
سلام . خیلی زیبا بود . ممنون آقای حسنی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات