مسیح برادر من بود
یادی از حضرت صاحب الامر (عج)

مسیح برادر من بود

نویسنده : شکوفه گیلاس

 من ابراهیمم ، آن گاه که آتش بدو پناه می‌برد،

 اسماعیل منم! کعبه از من برافراشت و زمزم به پای من می‌ریزد.

صفا، سعی من دارد و مکی‌ترین آیات قبیله‌ام من.

مسیح برادر من بود، آنگاه که به آسمان می‌رفت تا روزی از برای من باز گردد.

موسی از نیل نمی‌گذشت اگر وام خود به من نمی‌پرداخت.

شکیبایی عیوب، مشق یک شب او بود از درس انتظار من.

محمد نیای من است؛ نخستین و آخرین سطر از نامه‌ای که من در کنار کعبه، از فراز منبر فرج، پشت به کوهستان غیبت، خواهم خواند .

من موعود زمانم. صاحب عصر. پرورده‌ی دامان نرگس و آورنده‌ی عدل خدا.

من گریه‌های شما را می‌شناسم.

با انتظار شما هر شام دیدار می‌کنم.

نغمه‌گر ندبه‌های شما در میان شبستان‌های غربتم.

اشک‌های شما آیندگان من است.

دل تنگی‌های من گشایش بخت شماست.

من موی گره در گره‌ام را نذر پریشان شمایان کرده‌ام

من ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
زیبا بود..............مزید امتنان
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات