زن به ویتامین مامانا نیاز دارد!
گفت‌وگوی من و شیخ الشیوخ / قسمت 4

زن به ویتامین مامانا نیاز دارد!

نویسنده : سلما

** برای خواندن این پست ابتدا شیخ الشیوخ 3 (اینجا کلیک کنید) را مطالعه بفرمایید ** 

 

به شیخ گفتیم یا شیخ! به میزان لازم آبغوره برای‌مان مهیا کردی، حال بگو ببینم چه بلایی سر زن بخت برگشته‌ات آورده‌ای که این طوری در فراقش اشک حسرت می‌ریزی؟!

همان‌طور که با آستینش، بینی مبارک را پاک می‌کرد و با این حرکتش تمام دل و روده ما را بهم می‌پیچاند گفت: چند روزی است که زنم بی‌خبر گذاشته و رفته و نمی‌دانم به کجا بروم شکایت؟ اندر کجا به جست‌وجویش بپردازم؟ اصلا چه خاکی بر سرم بریزم؟ فقط یادداشتی از خودش گذاشته که ما رفتیم و دل شما را جزغاله کردیم!

 

بدو گفتم یا شیخ، تو خود به ما اندر باب آداب شوهر داری اظهار فضل می‌کنی. آن‌ وقت زنت را از خانه فراری داده‌ای؟!

نمی‌دانیم چرا چشم‌های شیخ سرخ شد و نزدیک بود از سوراخ‌های بینی‌اش چون اژدهایی خشمگین آتشی مهیب بزند بیرون و ما را خاکستر کند.

با این‌که ترسیده بودیم، با لحنی ملاطفت آمیز گفتیم: نگران نباش، فکر کرده‌ای فقط خودت چنته داری و دورنش پر از رازهای شوهر داری است! ما نیز به عنوان یک زن رازهایی برای بهتر درک کردن زن‌ها داریم ...

شیخ صورتش طبیعی‌تر شد و گفت: یا سلما، دستم به گوشه چادر ملی‌ات! بگو تا بلکم بفهمیم همسرمان به کدامین دلیل ما را رها کرده؟!

 

ما هم  فرصت را مغتنم دانستیم و رگ خباثت‌مان هم  ورقلمبیده بود بالا، بگفتیم: اِهکی، مجانی که نمی‌شود. اگر قول دهی ماشین‌مان را یک دور کامل خوب برق بیاندازی در خدمتیم!

شیخ که سیم‌هایش حسابی قاطی کرده بود، بگفت: یا سلما قبول. بگو تو که ما را بکشتی. بگفتمش یا شیخ، اولا هر زنی برای این‌که خوش اخلاق باشد، نیاز به ویتامینی دارد بنام  ویتامین مامانا! و این‌که باید مامان گرامی‌اش را به طور منظم هر چند روز یک‌بار ببیند تا ویتامین مورد نظر میزانش تنظیم گشته و خلق و خویش چون آن حیوان وفادار نشود !

دویما: درست است که یکی از کارهای خانم‌های گرام خانه‌داری است ولی اگر بابتش تشکری و اجری نبیند، درون لاک خود فرو رود چون لاک پشت و دیگر رغبتی برای انجام آن نداشته باشد!

سیوما: وقتی خانمی به شوهرش می‌گوید پاهایم درد می‌کند، انتظار ندارد شویش بگوید: «حقته، تا تو باشی با پاشنه ده سانتی نری بازار خرید»

بلکه فقط دوست دارد بشنود: «ای وای، خدا مرگم بده، کفش هم کفش‌های قدیم، اصلا بردار بیار اون کفش رو ادبش کنم، پاهاتو درد آورده.»

چهارما: زن‌ها هم چون شوی‌شان دوست دارند، هر از چندگاهی خلوتی داشته باشند با خودشان و دوستان‌شان، به دور از نق‌نق و غرغر و گریه بچه. و حسابی خودشان را تخلیه روحی روانی کنند وگرنه آخرش همانی می‌شود که می‌بینی. خانوم گرانقدر می‌رود و شیخ می‌ماند و حوضش!

 

این‌ها را که بگفتیم شیخ در حالی که دوان دوان دور می‌شد بگفت: سلمایا، سپاس!

بگفتم کجا؟ برق انداختن ماشین ما چه شد؟ گفت: بروم گریبان چاک کنم و چند نعره بزنم و همسر عزیزتر از جانم را فایند کنم، برمی‌گردم ماشین نازنیت را همی جلا دهم!

و این از کرامات شیخ ما بود که کلاس زبان نرفته بدانست فایند یعنی چه!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١٥
٠
٠
ای امااااااااان از دست این شیخ :)) خیلی قشنگ بود
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
امان ...امان...مرسی هاچ جونی
raaahil
raaahil
٩٢/١١/١٥
١
٠
پس شیخ هم ااز شما درس می گیره...!!!مرررسی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١٥
٠
٠
پس با این حساب سلما بانو می شوند: شیخ الشیوخ المشایخ!
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
آره ی همچین آدمیم من ...:)
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
ی چیزی تو همون مایه ها هاچ جان!!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/١٥
٠
٠
خخخخخ:))))) احسنت به شما
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
مرسی خانوم اعتمادی عزیز
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/١١/١٥
٠
٠
عالی بود سلما بانو!شمایی که به شیخ ما درس میدی الان میشی شیخ الشیوخ! من میخوام بیام پای منبرشما!!
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
باشه کتر مریم جون !!! ب هشرطی که یواش امپولمون بزنی خوب؟
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/١١/١٥
٠
٠
خخخخ! امیدوارم همیشه سلامت باشی سلما بانو و کارت به دکترجماعت نیفته.. :)))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/١٥
٠
٠
خخخخ...این از 3 هم باحال تر بود.....عجب کراماتی داره این شیخ.....ممنون :)))
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
تازه بقیه کراماتشو ندیدید..والا...مرسی کلد بوی خان : )
n_fatemi
n_fatemi
٩٢/١١/١٥
٠
٠
عالی بووووووووودشیخ الشیوخ:)))))))))
سلما
سلما
٩٢/١١/١٥
٠
٠
مرسی دوست من
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٢/١١/١٥
٠
٠
ایول دارید بوخودا.دمتون گرم
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
شرمنده میکنید مرسی
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/١٥
٠
٠
شیخ الشیوخ را دوست میدارم بسیار خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ممنونم سلما بانو:))
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
ممنونم خانم اسد زاده شیخ هم شمارا بسیار دوست میدارند خخخخخخ
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/١٦
٠
٠
خخخخخ
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/١٥
٠
٠
یا سلما، دستم به گوشه چادر ملی‌ات!مِن بعد روده هایمان را به حلقوممان میار!
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
بعد این یعنی چی اونوخت ؟ تعریف بود یا ..... کلا نگرفتم مطلبو ؟
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/١٦
٠
٠
ما در حدی نیستیم که جسارت کنیم منظورمان تعریف بود:)
ati
ati
٩٢/١١/١٥
٠
٠
اول انتقاد:هیچگاه کلمات فارسی تنوین نمی پذیرند...پس دوما سوما چهارما ..کاملال اشتباه است..اگر اولا به کاربرده شد باید ثانیا ثالثا به کاررود..و اگر قرار است دوم و سوم به کار برید ..به صورت یکم دوم سوم..یا همان اول دوم سوم است...سعی کنیم فارسی را درست یادبگیریم و بنویسی و صحبت کنیم..ناسلامتی زبان مادریمان است...و یادمان نرود اول عربی است که تنوین می گیرد نه فارسی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٥
١
٠
سخت نگیر عزیز :)
ati
ati
٩٢/١١/١٥
٠
٠
عزیزم ..اگه در زبان انگلیسی اشتباه کنیم ..همه بهمون می گن..حتی دنبال اینیم که اشتباه نکنیم ..و از صدنفر می پرسیم..اینکه زبان مادری مون هست ..و باید بهترازهرکسی صحبتش کنیم
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
درست هاتی جون ولی مثلا مدل نگارش من در این نوشته قدیمی است و من فکرکردم اینجوری نوشتن نوشته رو زیباتر میکنه همین انتقادتون کاملا بجاست مرسی دوستمممممممم
ati
ati
٩٢/١١/١٥
٠
٠
خیلی خوب بود ایووووووول..ولی این بیسکویت مامانا ها هم مامانا های قدیم الان خیلی بی مزه ن..خخخخخخخ ربطش چی یه به نوشته همون تیترشه که منو یادش انداخت
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
خوبه ...بیسکویت مامانا یا مادر منظورته ؟ من ک مامانا یادم نمیاد وی مادر خوشمزه ست
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٥
٠
٠
آفرییییییییییییییییییییین سلمـــــــــــــآجووون :))))))))
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
فدای برف نازنیننننننننننننننننننننننن
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٧
٠
٠
فدای تووووووووووووووووووووووووووووو :))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/١٥
٠
٠
(^_^) خيلــــــــــــــي هم عالــــــــــــــي ....تشكرات غليظ... ماكه دوبار گفتيم آقا پاهايمان درد ميكند... شنيديم : ميخواستي عوض شن توي كيسه بكست كاه بريزي... الان چكار كنم من؟؟ اصلن هيچكي قدر آدمو نميدونه...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/١٥
٠
٠
خیلی باحال بود :-) من اگه بگم پام درد گرفته همه میگن خ وزن کم کن خخخخخخ. ممنون سلما بانو بازم از کرامات خودت وشیخ بنویس خوش میگذره
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
خواهش میکنم ...ما ک کرامات زیاد داریم اونی زهرا کدومشو بنویسم برات ...یک کرامتی دارم که دیدمت توضیح میدم برات اینجا نمیشه توضی داد خخخخخخخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/١١/١٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخ.مثل همیشه خیلی خوووووووووووب بود........... متشکرم سلما جونی:)
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
منم از شما متشکرم نیوشا جان برای ثبت نظر قابلی نداشته بید :)
سلما
سلما
٩٢/١١/١٦
٠
٠
آخی دنیا دیده میفهمم درکت میکنم ...بعد آقاتون گفتن اینارو ؟ شما مگه مزدوج شدی ؟
ati
ati
٩٢/١١/١٦
٠
٠
درنوشته های قدیمی به این صورت است..یکم دویم سیم ..
admincheh
admincheh
٩٢/١١/١٦
٠
٠
از کرامات شیختآن باز هم خواندیم:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١٦
٠
٠
و از کراماتشان مستفیض می شویم ناجور!
علی
علی
٩٢/١١/١٦
٠
٠
بسیار عالی بود با تشکر از جناب شیخ الشیوخ و سلما خانم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/١٦
٠
٠
شیخ پیش شما درس پس میده :خخخخخخخخخ خیلی قشنگ بود مثل قبلی ها :)))) خیلی مممنونم.
h_solayman
h_solayman
٩٢/١١/١٨
٠
٠
:)خوب خوب خوب
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
پس خانوم معلمه که میگفتن شما بودی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات