آن‌قدر به من بي‌محلي كردي، تا سكته كردم!
نادیده گرفتن عاطفی کودکان دلیل سکته آن‌ها در بزرگسالی

آن‌قدر به من بي‌محلي كردي، تا سكته كردم!

نویسنده : سایت جیم

محققان دریافتند افرادی که در زمان کودکی خود احساس می کنند نادیده گرفته شده و حمایت نمی‌شوند در زمان بزرگسالی در معرض خطر صدمه مغزی قرار می‌گیرند.
تحقیقات دکتر رابرت ویلسون از مرکز پزشکی دانشگاه نشان می‌دهند که کودکانی که از نظر عاطفی در دوران کودکی مورد غفلت قرار گرفته‌اند در زمان بزرگسالی بیش از دیگران در معرض خطر ناهنجاری‌های روانپزشکی، قرار می‌گیرند، این تحقیق یکی از معدود تحقیقاتی است که به دنبال رابطه میان نادیده گرفتن عاطفی و سکته بوده است.
برای انجام این تحقیات محققان 1040 نفر افراد 55 ساله یا مسن‌تر از آن را برای سنجش میزان سوء‌استفاده فیزیکی و عاطفی پیش از 18 سالگی مورد بررسی قرار دادند.
این پرسش‌ها بیشتر بر این‌که آیا آن‌ها عشق و محبت را از سوی والدین خود حس می‌کردند یا احساس ترس و وحشت داشتند و آیا آن‌ها با کمربند یا اجسام دیگر مورد تنبیه قرار گرفته بودند یا خیر متمرکز بود در این پرسشنامه سوالاتی درباره طلاق والدین و نیازهای مالی نیز مدنظر قرار گرفته بود.
طی یک دوره سه و نیم ساله 257 نفر از افرادی که در این تحقیق شرکت کرده بودند از دنیا رفتند که محققان از این تعداد 192 نفر را با نمونه برداری مغزی برای وجود نشانه‌های سکته مورد بررسی قرار دادند.
چهل نفر از این شرکت‌کنندگان براساس سوابق پزشکی یا یک معاینه دارای نشانه سکته بودند و در نتایج نمونه برداری 89 نفر نیز نشانه سکته وجود داشت.
این تحقیق دریافته است که خطر سکته در افرادی که در کودکی خود در سطح بالایی نادیده گرفته شده‌اند، سه برابر بیشتر از افرادی که تا حد اندکی نادیده گرفته شده‌اند، یک عامل تهدید کننده برای سلامتی تلقی می‌شود.
دکتر ویلسون اظهار داشت که این نتایج حتی پس از بررسی عواملی چون دیابت، فعالیت بدنی، استعمال دخانیات، اضطراب و مشکلات قلبی باز هم همین موضوع را منعکس می‌کرد.
این درحالی است که وی یادآور شد یکی از محدودیت‌های این مطالعه مسئله یادآوری آن خاطرات پس از گذشت سال‌ها بود، چرا که بسیاری از شرکت کنندگان این تحقیق رویدادها را به طور دقیق به خاطر نداشتند.

منبع: خبر آنلاين

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨