آدم‌ها یعنی چشم‌های‌شان!
چه رازی در پسِ این گوی رنگی نهفته است؟!

آدم‌ها یعنی چشم‌های‌شان!

نویسنده : r_vesal

از همان کودکی در برخورد اولم با آدم‌ها، اول از همه چشم‌های‌شان توجهم را جلب می‌کرد و بعد دست‌های‌شان. در لایه‌های پیچ در پیچ تصورم، چشم‌ها برایم جایگاه‌های متفاوتی دارد. ویژگی‌هایی که به عقیده من بهترین گزینه‌ها برای لو دادن شخصیت و حالت فعلی طرف مقابل است .

گاه مهربان، گاه جذاب، دوست داشتنی، زیبا، آرام، غمگین، روشنفکر، صبور، جسور، شرور، اکتیو و...

 

چشمی که با دلِ آدمی، رفیق شش دانگ است و هر چه از دل بگذرد را به عرصه ظهور می‌نشاند .صداقتی که کتمان شدنی نیست. مگر روح آن‌قدر پلید شده باشد که چشم هم بتواند به صراحت دروغ بگوید !

آری؛ روح و دل با چشم ارتباطی مستقیم دارد. البته شاید بهتر باشد بگویم، نگاه‌هایی که چشم منعکس می‌کند، با کنش و واکنش‌های دل ارتباطی نزدیک دارد.

 

تا به حال خیلی پیش آمده است که زیبایی چشمی توجهم را به خود معطوف کند! اما بیشتر از آن معصومیتی که در پس بعضی چشم‌هاست مرا درگیر خود می‌کند و دلم را می‌لرزاند .

مثلا چشم‌های داداشی، محمدعلی، ثمین و بنیامین ... رفقای کوچک و نوپای من !

وقتی به عمق چشم‌ها خیره می‌شوم، سوالی ذهنم را درگیر می‌کند !اگر از کسی بخواهم، برای چشمانم مشخصه‌ی را لحاظ کند، چه خواهم شنید؟! اصلا چشم‌ها تاثیر بیشتری دارند یا دیدگاه‌ها؟ نگاه یک نفر به زندگی بیشتر می‌تواند دل نشین باشد یا چشم‌هایش؟

چه بسیار کسانی که با وجودِ نداشتنِ چشم‌هایی دلربا، نگاه‌هایی زیبا دارند، دیدگاه‌هایی قابل احترام .

طرز تفکری که گاه با خود می‌گویی چطور می‌شود که یک نفر این‌قدر نکته‌بین و متفاوت به اطرافش نگاه کند !

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
بسیــــــــار عالـــــ:ــ)ـــی
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٣٠
١
٠
صد در صد دیدگاه یه نفر به زندگیش بیشتر میتونه تاثیر گذار باشه تا چشماش ... ولی خودمونیم از بعضی چشما نمیشه گذشت .... آخه نقطه عطف هر موجودی چشماشه آخه تنها راه برای ورود به قلب هرکس چشماشه ولی بعضی چشماهم خوشمزه ان.... مثل چشمای کله پاچه ! که از این آخری اصصصصصصصصلا نمیشه گذشت .... اههههههممممم دهنم آب افتاد.....
m_soltani
m_soltani
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
اووووه به اندازه ی تک تک ادم ها دیدگاه وجود داره ,بعضی از این دید گاه ها اونقدر زیباست که برای همیشه جاودان می مونند,دیدگاه هایی که بروی کاغذمیان و کتاب می شن و پنجره هایی خواهند شد برای سرک کشیدن و زیبا دیدن همه چیز .ممنونم از مطلبتون :)
Vania
Vania
٩٢/١١/٣٠
٢
٠
آن روز که همه در پی چشمان زیبا هستند ، تو در پی نگاه زیبا باش...دکتر شریعتی
maede
maede
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
گوی رنگی :) آره درسته چشم ها جالبن..حرفای زیادی رو میشه ازشون خوند اما آره قطعن دیدگاه قشنگ خیلی مهمتر از چشمای قشنگه!
MONA-R
MONA-R
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
موافقم . متن قشنگی بود
neda_f
neda_f
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
مرسي.
s_kiani
s_kiani
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
بعضی اوقات چشم ها ب چای انسان سخن میگن…
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود....چشم های هیچکی شبیه کس دیگه ای نیست.....ممنون :)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
توجه نکره بودم.....جالب بود:)مرسی...
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
منم همیشه اول به چشم نگاه میکنم بعد دست :)
MILAD
MILAD
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
ممنون .مطلب قشنگی بود.
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٢/٠١
٠
٠
اصلا اثبات شده تو خیلی از برخوردها آدم ناخودآگاه اول به چشم های فرد مقابلش نگاه میکنه ، خیلی ممنونم جالب بود.
translator
translator
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
حرف درستو اخرش زدین . افرین. درسته که چشم میتونه تاثیر گذار باشه در حس درونیه طرف مقابل اما نمیشه فقط به همین یک مورد اکتفا کرد. شاید بعضیا دریای حکمت باشن ولی از چشماشون نشه اینو فهمید...
ali007
ali007
٩٢/١٢/٠٢
٠
٠
ممنون متن زیبایی بود:))))))))ادم ها یعنی چشم هایشان:))))))))))
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١٢/٠٨
٠
٠
نور نگاهت مرا.............
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٨
٠
٠
سلام: زیبا بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
کسی چه می داند!

سابقه کهیر

٩٦/١١/٠٣
اول بهمن ماه؛ زادروز فردوسی

شاهنامه چگونه شکل گرفت؟

٩٦/١١/٠٣
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
در گرو عشق

گفت و گو و شرایط امکان آن

٩٦/١١/٠٣