من فکر می‌کنم آن‌قدر که ما آدم‌ها (مخصوصا دانشجویان کوشا و درس‌خوان ایرانی! عاشقان و شیفتگان علم و دانش! دانش‌آموزانی که فردا امتحان از نوع ریاضی دارند! و دانشجویان عزیز و گلی که یا حال کلاس رفتن را ندارند یا امتحانات پایان ترم‌شان شروع شده یا حال استاد بنده خدا را ندارند) از برف آمدن خوشحال می‌شویم، درخت‌ها و گل‌ها و طبیعت خوشحال نمی‌شوند!
بچه‌ها از برف آمدن ذوق می‌کنند ولی نه به خاطر برف، به خاطر امتحان لغو شده فرداي‌شان! به خاطر خوابیدن تا لنگ ظهر و به زور بیدار نشدن کله سحر. یکی نیست بگويد خب جانِ کندنی را باید کند، چه امروز، چه 10 روز دیگر.
من از بچگی عاشق برف بودم، فقط هم به‌خاطر برف آمدنش و پیاده روی در کلی برف سفید. البته اصولا دی ماهی‌ها علاقه عجیبی به زمستان دارند. وای که چه‌قدر دلم لک زده برای سرماهای سوزناک قدیم. دلم لک زده براي آن برف‌هایی که تا زانوی کوچکم می‌آمد و تا دو، سه هفته اثرش را به خوبی می‌شد در خیابان‌ها دید. یادش بخیر که چقدر زمستان‌های دوران کودکی لذت بخش و خاطره‌انگیز بود. فکر کنم بچه‌های الان چیزی از آمد و شد فصل‌ها، براي‌شان خاطره انگیز نباشد! تا که براي آیندگان چيزي تعریف کنند، غیر از دود و دم و آلودگی. این آلودگی هوا هم براي آن‌ها می‌شود خاطره. طفلی آیندگان که دیگر از برف و یخ و تعطیلات طولانی مدرسه به‌خاطر برف شدید و خوابیدن تا لنگ ظهر! هیچ خاطره‌ای ندارند .
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
دو مطلب : 1 - واقعا برف هم برفای قدیم 2 - شما رو نمی دونم ولی بچه های کلاسمان یک امتحانو اونقدر عقب ( که یک روزش هم برای برف لغو شد ) انداختند که بیچاره معلم امتحان مستمر و ترم رو با هم گرفت پس به عرضه دانش آموز بستگی دارد و میتواند جان کندنی را نکند . ( عجب جمله پر مفهومی )
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٧
١
٠
ماکه برف های قدیم رو ندیدیم
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات