بهانه‌ای برای نوشتن
کاش دوباره زنگ انشا داشتیم

بهانه‌ای برای نوشتن

نویسنده : a-pooryousof

دوست داشتم معلم انشایی می‌گفت. موضوعش برایم مهم نبود، فقط بگوید بنویسید. بنویسید و خودتان را خالی کنید. از هر چه فکر است. بنویسید از هر چه به آن نرسیدید، از هر چه که تمام شده و نمی‌شود فراموشش کنید.

بنویسید از ترس‌تان از فردایی که نمی‌دانید می‌خواهد چه بلای تازه‌ای سرتان بیاید. از حرف‌هایی که هیچ جا نمی‌توانید بگویید. بنویسید برای کسانی که نمی‌دانند با کارهای‌شان دارند چه بلایی سر شما می‌آورند. از آن‌هایی که حتی آمدن اسم‌شان نا آرام‌تان می‌کند.

بنویسید از فردایی که برای فراموشی همه چیز انتخاب کردید ولی هنوز نیامده است. از فال‌هایی که صد بار برای یک نفر تکرار کردید. بنویسید از تمام چیزهایی که دوست داشتید بشود و نشد، از تمام کسانی که دوست داشتید باشند و بمانند ولی نیستند و رفتند.

==================

پ ن: بعضی وقت‌ها دلت هوای کسی را می‌کند که حتی دیگر در خوابت هم نمی‌آید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
کاش بودن این معلم که میگفت بنویسیم...این روزا حتی توان نوشتن نداریم...خیلی قشنگ بود و واقعا حرف دل خیلی هاست...تک تک کلماتش دلتشین و زیبا بود.ممنونم همکار:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
هر چند وقت يك بار رد ميشود خيال كسي كه نيست/ واين جوري ميشيم/ تشكر از وقتي كه گذاشتين
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
ميدانى! عجيب درد دارد مرحم باشدودورباشد...
بسيار زيبا بود
tanha
tanha
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
عمیق و مفهومی! .... ممنون
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
بعله درسته فقط امیدوارم که برگه کم نیاریم :)
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
منم امیدوارم...
admincheh
admincheh
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
چه متن بی قرارانه ای بود:(
MILAD
MILAD
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
بیا اقا من معلم انشا ، حالا هر چه دل تنگت میخواهد بنویس . فقط خوش خط بنویس :))
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
پس بنویسیم... شـایـد دل های بــی قــرار شـبـیه آرامــش پـــس از طــوفآان شدند :)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
اری بنویس....
ati
ati
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
چقدر زیبا..نیاز به زنگ انشا نیست...مث من هروقت حس کردی باید بنویسی بنویس
n_fatemi
n_fatemi
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
واااای دلم گرفت:(
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
منم خیلی دوست دارم بنویسم ناگفته هایم ...هم دلم گوش و آدمی میخواهد که برایش بگویم و بنویسم بدون آنکه مرا قضاوت کند ....:(
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢٢
٠
٠
:(
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
کاش همچنان انشا دشتیم
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
واقعا يه زنگ انشا كم دارم
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
خیلی پُر حرف بود... ،بازم هیییی | خیلی ممنونم ابوالفضل :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود :(....ممنون
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
تشكر از شما
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
تشكر از وقتي كه گذاشتين
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات