زندگی مسموم ما
به شعر باید پناه برد

زندگی مسموم ما

نویسنده : nikdel35

سين سم باشد ز سرب شهرهاي صنعتي

سختي كار شبانه

سيل صدها سكه بي‌پشتوانه

سوختن درآتش سيگار و سردي زمانه

سازش و همزيستي با همسري ناسازگار

سندويچ سرد و گرم روزگار

سوزش معده؛ غذاي سرخ كرده؛ فست فود

سايت‌هاي بي‌ سر و ته؛ فيلم‌هاي هاليوود

شور شعر و شاعري شايد

زدايد سم ز جسم و جان سر گردان ما

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
خوب بود ولی یه دفه شعر تموم شد!!!پایان بندی خوبی نداشت.
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
لایک :/ ( منم همین نظر رو دارم )
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
منم نظرم همینه.اصن بدن درد گرفتم خخخ مثل این فیلما که میگیرت ییهو بی مقدمه تموم میشه میری تو خماری
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
شور شعر و شاعري شايد / زدايد سم ز جسم و جان سر گردان ما .... قشن بود یعنی واج آرایی س محشرش کرده ! ولی یه گله ، چراا { به شعر باید پناه برد } ؟ خدا خودش گفته بگو : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين‏ » اشتباه میگم ؟ بگید اشتباه میگی .
mohadese.v
mohadese.v
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
عالی و ممنون
neyosha
neyosha
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
خوب بود متشکرم:))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
سلام ... مرسي هرچند امضا ندارد
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
خوبه مرسی
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
:))
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
خوب بود ولي چرا يهو كاتش كردي؟؟؟؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
ممنون :)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
منتظر یه پایان خوب بودم :))
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
ادامه اش بده *:) موفق میشی *:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
خوب بود.... تشكر...
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
خیلی خوب بود...واققققققققعاااااااا ایده جالبی داشت....ولی کاش اینقدر زود تموم نمیشد...میتونست ادامه داشته باشه...و به جاهای بهتری ختم بشه :)
p_rashed
p_rashed
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
خیلی باحال بود
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
زیبا بود.
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
شعر جالبی بود ، تاحالا اینجوری ندیده بودم :)) ممنونم.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٠٩
٠
٠
شعر قشنگی بود....ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

٩٥/١٠/٢٠
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
کاش گرگ بودیم

گرگ ها گریه نمی کنند؟

٩٥/١٠/٢٠
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

٩٥/١٠/٢٠
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
ته ریشت را بیشتر

موهایت را دوست دارم

٩٥/١٠/٢٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
تبلیغات
تبلیغات