وقتی عصبانی هستی دهنت را ببند!
وصیت من به تو این است

وقتی عصبانی هستی دهنت را ببند!

نویسنده : m_kopas

تنفر حسی است که چند روز پیش داشتم. هر چه از دهانم هم درآمد به همه گفتم. سبک که نشدم هیچ؛ الان سنگین‌تر از همیشه در یک گوشه اتاق و لپ‌تاپ در دست، دارم می‌نویسم.

به مژه‌هایم که دست می‌زنم، اشک‌های خشک شده‌ام پودر می‌شود و دلم تیری می‌کشد، حسی بدی است در این لحظات آخر که تیغ با رگم بازی می‌کند(!)

وصیت من به تو این است؛ عصبانیت‌تان را کنترل کنید و هر وقت عصبانی هستید، حتی اگر آن یارو سزاوار بدترین الفاظ است؛ درآ لحظه هیچ چیزی نگویید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/١١/١٤
١
٠
نصیحت مفیدیه. امیدوارم تو لحظه ی عصبانیت اینو یادم بیاد.. ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/١٤
١
٠
درسته خيلي سخته ولي موقع عصبانيت نبايد حرف زد و يا تصميم گرفت!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/١٤
١
٠
بله بهتره بعدا جبران كنيد اگه لازم بود
maede
maede
٩٢/١١/١٤
١
٠
اون وقت باید از راهکارهای کنترل اعصابی که خانوم خنداندل تو مطلب من اعصاب مصاب ندارم گفته بودن استفاده کرد! :)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/١٤
١
٠
چشم دهنمان را می بندیم!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/١١/١٤
١
٠
واقعاهمینطوره .به حس پشیمونی بعدش نمی ارزه!
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/١١/١٤
٠
٠
تیغ با رگتون بازی میکرد؟؟! واقعی بود؟! آره راس میگید من تو عصبانیت خیلی وقتا خیلی چیزا گفتم که بعدا پشیمون شدم و بعضی وقتا اظهار ندامت کردم ولی گاهی اوقات روم نشده
m_kopas
m_kopas
٩٢/١١/١٤
٠
٠
نه دگه اینقدام عصبی نیستیم !!! خواستم جو و هیجانشو بلا ببرم (-;
neyosha
neyosha
٩٢/١١/١٤
٠
٠
نهایت تالاش مونو میکنیم...... متتشکرم:))
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/١١/١٤
٠
٠
دقیقا خیلی موافقم...اندرز عالی ای هست...تشکر بابتش
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/١٤
٠
٠
کاظم بودن .... ! چشم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/١٤
٠
٠
نصیحت بسیاررر خوبیست...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٤
٠
٠
بلیا چَشُم :))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٤
١
٠
راستی خدا بد نده مگه قراره به دیار باقی بشتابین که وصیت مینویسین !!!!؟؟؟؟؟؟؟ البته زبونم لــــــــــــآل.......
m_kopas
m_kopas
٩٢/١١/١٤
٠
٠
وصیتو که دم مرگ نمی نویسن ... من خودم 16 سال دارم تا الان سه تا وصیت در جای جای خونمون قایم کردم !! افسردم نیستم (-; به نظرم مرگ چیزیه که هممون باید به طور جدی بش فکر کنیم ... بدون اقماز
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١٤
٠
٠
منم تا حالا خیلی خواستم وصیت بنویسم ولی نه راه و رسم پسندیده ای دارم که بخوام تداوم بدم نه هم ثروتی دارم که بخوام ببخشم! بشرِ خنثــی به من میگن D:
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٤
٠
٠
مستر kops بابا بیخیال دنیا دو روزه..........بخندین تا بهتون بخنده :))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٤
٠
٠
خخخخخخخخخ هاچ جان شومام بیخیال.........
عاشق فسنجان
عاشق فسنجان
٩٢/١١/١٤
٠
٠
اگه تونستم حتمن بهش عمل ميكنم..........ممن.ن
admincheh
admincheh
٩٢/١١/١٤
٠
٠
اعصاب مصاب ندارینا!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١١/١٤
٠
٠
چون بعضیا نمیذارن تا داشته باشیم/
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١١/١٤
٠
٠
بعله جدیدا هم من تو سایت از یک سری افراد سایت عصبانی هستم ولی فکر میکنم یک آمریکای شدم چون هیچ غلطی نمیتونم بکنم!خ
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/١١/١٤
٠
٠
اگه بتونیم بهش عمل کنیم ک خیلی خوبه...من تاحالا یکی دو بار پیش اومده ک نتونستم جلوی عصبانیتمو بگیرم و ی حرفایی زدم ک بعدش خیلی پشیمون شدم ولی دیگ فایده ای نداشت : ( خیلی ممنون از شما....
khoobe_bad
khoobe_bad
٩٢/١١/١٤
٠
٠
وقتی با من صحبت میکنی خفه شو خخخخخ
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/١٤
٠
٠
کار سختیه ولی شدنیه دیگه ممنونم از شما
e_shin
e_shin
٩٢/١١/١٤
٠
٠
چه حس مشترکی ... ولی اصولا نمی تونم چیزی نگم...
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/١٤
٢
٠
چقدر زیباست خاموش ماندن، هنگامی که کسی انتظار دارد تا شما خشمگین شوید ... :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/١٥
٠
٠
من چندین ساله دارم رو این موضوع کار میکنم.یه چیزی حدود 7-8 سال.تا یه حدی هم موفق شدم.ولی واقعا سخته انجام دادنش
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/١٥
٠
٠
البته ... دیشب که موفق نبودین ..!!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/١٥
٠
٠
من اگه عصبانی بشم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم :(((.....
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
:((
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
آره باید چیزی نگفت و فقط به یاد خدا بود
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٣٠
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
اشکهای پودر شده را پسندیدم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣