قصه‌گوی شهر غم
قصه‌هایی کوتاه برای غم‌هایی بلند

قصه‌گوی شهر غم

نویسنده : soonaeid

قصه می‌گویم برای ابری که وقتی زار می‌زند، تازه می‌گویند هوا دو نفره است !

قصه می‌گویم برای پیاده رو که سال‌ها کنار دیوار بلند سوخت و ساخت و دلش از فیلتر سیگار سیر نمی‌شود.

قصه می‌گویم برای دخترکی که باید جای همه غم‌هایش، چند نقطه چین گذاشت.

قصه می‌گویم برای کفش‌هایی که بوی جوراب دوست دارند ولی له کردن مورچه‌هایی که سکوت می‌کنند را نه!

قصه می‌گویم برای دیوانه که برای هر جرعه آب بهانه‌ای کوچک به نام قرص می‌طلبد.

قصه‌هایی کوتاه برای غم‌هایی بلند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/١٠
٢
٠
یاد شهرزاد افتادم *:) ممنون سرشار از احساس بود *:) راستی وبلاگتون هم خعیییییییلی قشنگ بود ، جمله هایی کوتاه اما قشنگ *:)...
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
سلام . سپاسگذارم از اظهار لطف شما. منتظر نظرات شما راجب وبلاگ هم هستم
m_famous
m_famous
٩٢/١١/١٠
١
٠
خیلی زیبا بود ممنون...
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
١
٠
نظر لطف شماست . لاجرم آنچه از دل برآید بر دل نشیند و سپاس از سایت جیم که فرصت انتشار داد
m_famous
m_famous
٩٢/١١/١٠
٠
٠
لطفا برای جیـــم هم یه قصه بگین...)))
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
قصه جــــــــــــیم قصه جوانانی است با انرژی های بی نهایت و محدودیت های یک وجبی
m_famous
m_famous
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
خیلی دیگه جملات ادبی...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٠
٣
٠
من اینو دوست داشتم »»»»» قصه می‌گویم برای دخترکی که باید جای همه غم‌هایش، چند نقطه چین گذاشت........... /// ممنون :))
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٢
٠
احترام زیادی برای دخترهای این کشور قائلم . به قول فیلم اون خانومه ،،، هیـــــس ... نباید فریاد کشید ... نباید خندید ... ولی آزادید تا دلتون می خواد اشک بریزید
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/١٠
١
٠
هــــــــــــــــــــــــ,ی بلیا کاملا درست میباشد :((((((((((( /// ممنون :)
MILAD
MILAD
٩٢/١١/١٠
٠
٠
واسه منم غصه میگی عمو؟
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
قصه از سن شما گذشته عمو جان ;)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/١١
٠
٠
قصه دیگه ؟!!
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/١٠
٢
٠
قصه می‌گویم برای کفش‌هایی که بوی جوراب دوست دارند ولی له کردن مورچه‌هایی که سکوت می‌کنند را نه! ...قشنگ بود...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/١٠
٢
٠
وسكوتي براي درد هاي عميق...! زيبا و قشنگ .
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
آخ آخ ... حسن ختام خوبی فرمودید ... کاش میشد ویرایشش کرد ممنون از اهمیت و لطف شما
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/١٠
١
٠
مرسي به زيبايي نوشته شما كه نميرسيد جمله درپيت ما :)))
m_kopas
m_kopas
٩٢/١١/١٠
٢
٠
خعلی قشنگ بود ... خععلی ... نفست مستدام
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
ممنون از حسن توجه شما و نیازمند راهنمایی شما عزیزان برای متن های آینده هستم
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١١/١٠
١
٠
مرسی زیبا بود بسی:)
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
آق بهمنی خیلی چاکریم . امید می دید به بنده برای بهتر نوشتن
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/١٠
١
٠
سلام ... غــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمهاي بلند
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٢
٠
همه حرف من تو همون غـــــــــــــــــم های بلند بود. چقدر باید بهانه آورد برای به تصویر کشیدن آن غم های بلند و چقدر استعاره می طلبد کشیدن غم ها را از دل به قلم سپاسگذارم از توجه شما آقای روشنوند
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/١٠
١
٠
خيلي عالي بود / مخصوصا اخرش
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٠
٠
٠
قصه می‌گویم برای دیوانه که برای هر جرعه آب بهانه‌ای کوچک به نام قرص می‌طلبد. مرسی از توجهتون ولی جالبه هیچ کس اینو نگرفت
neyosha
neyosha
٩٢/١١/١٠
١
٠
خیلی خوب بود متشکرم:))
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١١
٠
٠
ممنون بایت توجه شما و وقتی که اختصاص دادید
فرناندو
فرناندو
٩٢/١١/١٠
٣
٠
سلام. عمیق و تاثیر گذار بود! از خوندنش متاثر شدم....سخن از درد است! میگویم قصه خواهم گفت، اما قصه نیست! "درد"، قصه نیست! درد را از هر طرف بنویسی "درد " است، درد! دردهای بلندی که سیل وار ، تمامِ هستی ات را درمی نوردند!
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/١٠
١
٠
ممنون زیبا بود :(
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١١/١٠
١
٠
قصه تلخ تکرار
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/١٠
١
٠
خیلی لذت بردم واقعا :) ممنون
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١١
٠
٠
سپاسگذارم
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/١١
٠
٠
یاداین بیت شعر افتادم ...قصه میگوید برایم عمو نوروز ....زندگی زیباست ...... ممنونم از متنتون :))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/١١
١
٠
قصه کوتاه برای غم های بلند ....عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی واقعا عالیییییییییییییییییییییییی
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١١
٠
٠
عالی کامنت دلگرم کننده شماست دوست عزیز . سپاسگذارم
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١١
١
٠
قصه هایی کوتاه برای غم هایی به درازیِ دیوارِ چین که هر خشتش بوی شلاق می دهد و خون!
mohadese.v
mohadese.v
٩٢/١١/١١
٠
٠
این قد غصه نخور ....
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/١١
١
٠
خیلی هم خوب :)) ممنونم.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/١١
٠
٠
خط دومش عالی بود....قشنگ بود :)....ممنون
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١١
٠
٠
قصه یمی گویم برای ایهام هایی که هیچ وقت ظاهر نشدند سپاسگذارم
متین
متین
٩٢/١١/١٢
١
٠
قشنگ بود ,خلاقیت داشت.ممنون
f_binamoneshon
f_binamoneshon
٩٢/١١/١٢
١
٠
خط به خطش تاثیر گذار بود جوری ک نمیتونم بگم کدوم قشنگ تر بود:))
f_binamoneshon
f_binamoneshon
٩٢/١١/١٢
٠
٠
خیلی عالی بود:))))))))
soonaeid
soonaeid
٩٢/١١/١٥
٠
٠
سپاسگذارم از توجه شما
m_meisam
m_meisam
٩٢/١١/١٢
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤