همچون برگ نباشیم!

همچون برگ نباشیم!

نویسنده : sam.ariyaee
چه راحت آدم‌ها تغییر عقیده می‌دهند!
قرار نیست اگر من از یك (فیلم، رنگ، طرح، مارک ...) خوشم می‌آيد، شما هم خوشت بیايد یا بلعکس.
فکر کنم دور و اطراف‌تان آدم‌هایی را دیده‌اید که تا از چیزی خوش‌شان می‌آيد و برای شما تعریف می‌کنند، اگر نظرت منفی باشد دفعه بعد که می‌بیننت نظرشون از مثبت تغییر کرده به منفی!
به خدا اصلا این طوری نیست، دوستی و دوستی کردن و دوست نگهداری ربطی به این چیزها ندارد،
چطوری به این‌ها می‌شود فهماند!؟
نمی‌دانم به خدا.
خودت چه دوست داری، این اصلا مهم نیست، مهم این است براي هم کلام شدن با من تغییر مسیر بدهی!
انحرافاتی چون اعتیاد و غیره از چنين چیزهایی شروع می‌شود! (فکر می‌کنم البته)
نمی‌دانم ولی هرچه هست مثالی دارم برايش: مثل برگ خزان که تا هر بادی از هر جهتی بیايد برگ را به سمت خودش می‌کشاند.
خوب است به این جمله هم اشاره کنم که زندگی کوتاه‌تر از آن است که ما با زندگی دیگران زندگی کنیم، بهتر است خودمان زندگی داشته باشیم. (هدف ، تلاش ، نتیجه) کمی با فکر گام برداریم.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٦
٤
٠
هیچوقت به امید تغییر دادن کسی ، وارد زندگی او نشوید !!! چقد خوبه که آدم به عقایدش پای بند باشه و حرفشو مدام عوص نکنه !!!!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
ممنون از نظرت دوست :)
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٦
١
٠
خواهش میشه دوست !!!!
نگارا
نگارا
٩١/١٠/٢٦
١
١
اصلا ربطی نداره درسته این یه عادت بده که ما ایرانیا داریم اما وقتی یکی با کلی ذوق میاد میگه واست مثلا فلان سریال اینجوری بیایم خنکش کنیم که من که اسن نگاه نمیکنم و سلیقمونو بگیم که مگه بیکارم و اینا!!آدم گوش میکنه! حتی همین انحرافاتم بستگی زیاد به عقاید خود آدم داره من اگه کمی هم میل به مثلا سیگار داشته باشم اون بیاد تعریف کنه میگم دفعه دیگه با هم اما زمانی که تنفر داشته باشم اگه اونو نصیحت نکنم تاییدشم نمیکنم گوش میکنم!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٦
٠
١
میتونم خیلی راحت بگم از حرفهاتون چیزی سر در نیوردم !
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٦
١
٠
مگه من چند سال زنده ام که طبق خوشایند دیگران زندگی کنم؟اما گاهی نمیشه از عرف خارج شد خب!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
درست و ممنون از نظرت
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
آقای آریایی پررنگ شدین این روزا!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
بی کارتر شدم انگاری :(
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٦
٢
٠
صحبتت قابل تامله!!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
سپاس از حضورتون و نگاه زیباتون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩١/١٠/٢٦
١
٠
قابل تفکر بود مخصوصا خط اخر نوشتتون .
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
سپاس از نگاه زیباتون ممنون از این که نظر دادی و این بنده حقیر رو مورد لطف خودتون قرار دادید
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/٢٦
١
٠
چی شده مهندس؟باز کی اذیتت کرده عکس بده تو گونی تحویل بگیر
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
مدیر جان شما کجا اینجا کجا تو آسمونا دنبالت میگردم اول بگم گوشیم خرابه منتظر جواب دادن نباش :))))
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٢٦
١
٠
بهتر است خودمان زندگی کنیم.........
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
آورین :)
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١٠/٢٦
١
٠
ممنون دوست من . جالب نوشته بودین
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
شما لطف دارید به بنده :)
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٢٦
٢
٠
ما زندگی نمی‌کنیم. ادایش را در می‌آوریم. هر روز سر و روی‌مان را دستی می‌کشیم، عطری به تن می‌زنیم، خودمان را برای دور و بری‌هایمان مرتب می‌کنیم، و در دریای پر تلاطم جماعت شیرجه می‌زنیم. بی آنکه شنا کردن بلد باشیم و بی آنکه کسی را برای نجات بطلبیم. می‌رویم برای نرسیدن، نزدیک می‌شویم برای دور شدن، تلاش می‌کنیم برای از دست دادن، جار و جنجال راه می‌اندازیم برای منزوی‌تر شدن. چقدر این روزها اسیر و برده می‌بینم. هر کسی در بند چیزی است. هر کسی گرفتار پشیزی شده. آدم‌ها در قفسی از جنس تعلق زندانی شده‌اند و آن را با خود این طرف و آن طرف می‌کشند. چقدر این روزها بازار نقاب فروش‌ها رونق گرفته. دیگر نمی‌شود کسی را پیدا کرد که خودش باشد. برای خودش صبح از خواب بیدار شود و راهش را خودش و برای دل خودش انتخاب کند. دیگر نمی‌شود «دل» را رو کرد تا در ورق‌بازی روزگار پیروز معرکه بود. چقدر این روزها مال‌باخته زیاد شده. آدم‌ها برای رسیدن به عروسی که در عقد هزاران نفر است سرمایه‌شان را می‌بازند. «خود»شان را در بازار توهم می‌فروشند و خوشحالند که به جایی خواهند رسید. به جایی که هیچ جا نیست؛ انتهای ناکجاآباد. اگر این زندگی کردن است؛ نشانی منزل مرگ را به من بدهید؟! مرا با او کاری هست
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/٢٧
١
٠
بسیار زیبا و پر معنی و مفهوم تر از هر آنچه که میتونست باشه بسیار عالی روند رو به رشت شما تو سایت نشون میده کاربر اولی :)
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٢٧
١
٠
خواهش میکنم دوست آریایی ... شما استاد مایی.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
راست می گی.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣