ساختمان 48 ساعته!

ساختمان 48 ساعته!

نویسنده : شاهدخت
خبری در روزنامه خواندیم مبنی بر این‌که «یک ساختمان 10 طبقه در ژاپن در عرض 48 ساعت ساخته شد.»

از آن‌جا که خانواده این جانب تاکنون نزدیک به دو سال است که برای ساختن یک چهارطبقه ناقابل به این در و آن در می‌زنند و پس از پرش از موانع متعددی که فدراسیون ساختمان‌سازی بر سر راه این ورزشکاران گمنام! قرار داده است، تنها موفق به سرپاکردن ساختمان شده‌اند (و تازه خدا را هم شکر می‌کنند) نظریه مادر خانواده در خصوص این مطلب قابل تامل است :

نه بابا... احتمالا پیچ‌هاشو قبلا وصل کردن و تو این 48 ساعت فقط سرپاش کردن!
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١١
٢
٠
اِ آخ جون نفر اول شدم...یعنی واقعا امکان داره که فقط تو 48 ساعت...جل الخالق
m-nas
m-nas
٩١/١٠/١١
٧
٠
تو ایران 48ساعت فقط مراسم کلنگ زنی طول میکشه،290روز گود برداری،100روز از زیر اوار در اوردن همسایه ها ،150روز زیر سازی ساختمان،440روزبرپاکردن اسکلت ساختمان و...بعد از خیلی روز تحویل خانه از لحظه تحویل تا ابد تعمیرات داخل خانه شرو میشه و با وقوع اولین زلزله پرونده این خانه بسته میشه.با تشکر از تمام مسئولان مربوطه
v-qavam
v-qavam
٩١/١٠/١١
٤
٠
دم عمله بنا هاش گرم که تونستن تا طبقه دهم آجر پرت کنن...
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩١/١٠/١١
٠
٠
سلام اگه یکم به استعدادهای کاگر افغانی بها داده شود اونوقت در عرض 48 ساعت یک برج در حد برج های مالزی تحویل می ده و در عرض یک باد ملایم هم کل برج میاد پایین
sherlok
sherlok
٩١/١٠/١٩
٠
٠
همون حرف مادر خانواده درسته.
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات