به سبک مهربان‌ترین
رسول خدا چگونه زندگی می‌کرد؟

به سبک مهربان‌ترین

نویسنده : حامد نادری راد

از همان روزهایی که او را محمد امین لقب دادند تا آخرین روزهای رسالتش، مردم او را به زیبایی‌های اخلاقش شناختند. به قلبی که از شدت رأفت و محبت پر شده بود. به فرستاده‌ای که بین گفته‌ها و کرده‌هایش اندکی فاصله نبود. او پیامبری بود که اسوه بود، الگو بود، حرف زدندش، عمل کردنش، نشستن و برخواستنش، همه چیزش را خدا تابلویی کرده بود که مردم راه را گم نکنند. خدا فرمود: «به درستی که روش زندگی رسول ا...(ص) برای شما الگویی نیکوست».

 

- رنگ بیشتر لباس‌های ایشان سفید بود، البته گاهی در مناسبت‌های مختلف رنگ سبز می‌پوشیدند و در منزل نیز لباس زرد رنگ به تن می‌کردند. برای امور حکومتی و فرمان‌های مهم هم عمامه‌ای مشکی به نام «سحاب» بر سر می‌گذاشتند.

- رنگ مشکی را فقط برای سه مدل لباس دوست داشتند؛ برای عمامه، کفش و عبا

- قبل از این‌که لباس نویی را بپوشند، لباس کهنه‌ را به فقیری انفاق می‌کردند و گاهی نیز لباس نو را به فقیر می‌دادند.

- لباس‌های ایشان در عین سادگی، زیبا و تمیز بودند.

- چون نان گندم غذای اغنیا بود، ایشان هرگز نان گندم نخوردند و هیچ گاه یک شکم سیر نان جو نخوردند.

- همواره بعد از نماز عشا شام می‌خوردند و دیگران را از ترک کردن خوردن شام، نهی کردند.

- از بین میوه‌ها خیار را دوست داشتند و آن را با نمک یا با خرما می‌خوردند.

- از بین سالادها به سرکه و روغن زیتون و از بین سبزی‌ها به کاسنی و پونه علاقه داشتند.

- در هنگام خوردن غذا همواره کسی را با خودشان شریک می‌کردند مگر هنگامی که می‌خواستند انار بخورند.

- آب را با دو یا سه نفس می‌نوشیدند و بین هر جرعه «بسم ا...» می‌گفتند.

- قلوه حیوانات را‌ نمی‌خوردند زیرا به محل ادرارش نزدیک بود.

- تا کامل گرسنه نمی‌شدند غذا نمی‌خوردند و قبل از سیر شدن از خوردن دست می‌کشیدند.

- روی بستر دولایه و نرم نمی‌خوابیدند زیرا ایشان را از شب زنده‌داری باز می‌داشت.

- قبل از خواب وضو می‌گرفتند و دو رکعت نماز می‌خواندند و تعدادی از سوره‌های قرآن را تلاوت می‌کردند.

- یا روی پشت و یا به پهلوی راست می‌خوابیدند و دست خود را زیر گونه می‌گذاشتند.

- به محض بیدار شدن از خواب سجده می‌کردند.

- قبل از خواب و پس از بیدار شدن مسواک می‌زدند.

- تنها خوابی که در طول روز داشتند خواب قیلوله (چرت کوتاه قبل از اذان ظهر) بود.

- همسران‌شان را دوست‌ می‌داشتند و نسبت به آن‌ها با غیرت بودند.

- در عروسی‌ها ولیمه می‌دادند و برای نوزادان جدید هم وزن موهای سرشان طلا و یا نقره انفاق می‌کردند.

- هر روز صبح به سر فرزندان و نوه‌های‌شان دست می‌کشیدند و ایشان را می‌بوسیدند.

- وقت‌شان را سه قسمت کرده بودند که یکی‌اش مال اهل خانه بود.

- در کار خانه کمک می‌کردند و مثلاً همواره خودشان گوشت خرد می‌کردند.

- وقتی برای ایشان عطر هدیه‌ می‌آوردند ابتدا آن را به همسران‌شان می‌دادند.

- وقتی خبر تولد دختری را به ایشان می‌دادند خوشحال می‌شدند و می‌فرمودند: «گلی زیباست که من آن را می‌بویم و خدا روزی‌اش را می‌دهد.»

- برای تهیه معاش خانه، خودشان به بازار می‌رفتند و هنگام ورود به خانه هدیه داشتند و در دادن هدیه دخترها را بر پسر‌ها اولویت می‌دادند.

- هرگز به همسران‌شان ناسزا نگفتند و اگر از دست آن‌ها می‌رنجیدند، سکوت می‌کردند.

- موی سرشان را با آب، شانه می‌کردند و علاوه بر خانواده، خود را برای اصحاب نیز آراسته می‌کردند.

- سه بار در طول روز مسواک می‌زدند. قبل از خواب، نیمه شب هنگام شب‌زنده‌داری و هنگام بیدار شدن از خواب

- بیشترین هزینه زندگی ایشان، هزینه برای عطر بود و هنگامی که از خانه خارج می‌شدند بوی عطرشان همه‌جا میپیچید.

- اگر کسی به ایشان عطر تعارف می‌کرد آن را رد نمی‌کردند و مقداری از آن را حتماً مصرف می‌کردند.

- برای هر گونه‌ نمازی وضوی جداگانه می‌گرفتند، حتی برای نماز‌های مستحب.

- قبل از خوابیدن چشمانشان را سرمه می‌کشیدند.

- بزرگ هر قوم را گرامی می‌داشتند و او را به ریاست همان قوم منصوب می‌کردند.

- در هنگام دیدن افراد چه کودک و چه بزرگ ابتدا سلام می‌کردند.

- اجازه نمی‌دادند در هنگام حضور ایشان کسی ملامت شود و یا عیبش گفته شود.

- هنگامی که برای مشورت در زمینه حکومت با اصحاب جمع می‌شدند، حالت حلقه‌ای می‌نشستند طوری که جایگاه فرمانده و رئیس از بقیه متفاوت نباشد.

- وقتی به کسی نگاه می‌کردند به او خیره نمی‌شدند و اگر از سخنش ناخشنود می‌شدند، سکوت می‌کردند.

- برای مهمان‌های‌شان بالشتکی آماده کرده بودند که حتماً مهمان را روی آن می‌نشاندند.

- هرگاه وارد مکانی می‌شدند در نزدیک‌ترین جای ممکن به در می‌نشستند و از این‌که مردم پیش پای‌شان بلند شوند اکراه داشتند.

- اگر یکی از اصحاب ناراحت بود با او شوخی می‌کردند تا حالتش عوض شود.

- مهمانان‌شان را تا دم در بدرقه می‌کردند.

- در همه حال قرآن تلاوت می‌فرمودند، بیشتر اوقات ایستاده و گاهی نیز نشسته.

- اگر هوا بارانی بود و یا گرمای هوا شدید بود، ایشان نمازها را کوتاه می‌کردند و نماز‌های ظهر و عصر و مغرب و عشا را با هم می‌خواندند.

- هنگامی که وقت نماز می‌رسید، طوری برای این کار اشتیاق داشتند که انگار کس دیگری را نمی‌شناختند.

- پیامبر از هر نماز تا نماز دیگر انتظار می‌کشیدند و در هنگام شنیدن صوت اذان خوشحال می‌شدند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
:)...امیدوارم بتونیم درسی بگیریم....ممنون
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
همچنین.......
admin
admin
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
انشاء الله
korosh
korosh
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
وایی چه همه خصوصیات :))) مرسی خیلی از چیزا رو نمیدونستم که حالا میدونم :)) مرسی واقعا
admin
admin
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
این نوشتار بازنویسی مطلبی بود که پارسال همین موقع ها توی جیم نوشتم. فقط خلاصه اش کردم :) اگه خوشت اومد بگو برات لینک کاملش رو بذارم
korosh
korosh
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
اره اگه بیشتر خصوصیات پیامبر رو اونتو داره خب بدین تا کاملشو بخونم :)))) ممنون میشم
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
http://jeem.ir/pagetwo.php?type=2&print=1&id=1462
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
مچکریم آقای نادری زیبا بود:)
admin
admin
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
مخلص آقا؛ یک بازنویسی ساده بود!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
چه زندگی قشنگی واقعا.همه چی روی برنامه و اصول و از همه مهم تر آنچنان دلی که هیچوقت ترک نمیشده.امیدوارم بتونیم ذره ای درس بگیریم تا ازمون راضی باشن/ممنون آقا نادری
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
امیر المؤمنین: من شما را به دو چیز توصیه می کنم، به تقوا و نظم در کارهایتان
ف.ش
ف.ش
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
:) مرسی . چون ملموس بود و عینی، قشنگیش بیشتر شد. از کتاب سیرت النبی علامه طباطبایی نیست؟
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
بازنویسی شده از روی سه تا کتاب هست. سنن النبی علامه طباطبایی هم جزو منابع هست
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
این هم لینک کاملش: http://jeem.ir/pagetwo.php?type=2&print=1&id=1462
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
همه ی اینا واسه ماهم باید الگو باشه ... ممنون ازتون انشالله به هرچی میخواین برسین :)
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
انشاء الله
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٩
٠
٠
ممنون آقای نادری :))))))))
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
ممنونم اقای نادری ...امیدوارم بیش از بیش درس بگیریم ...مرسی
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
انشاء الله
Paeez
Paeez
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
وقتی فکر می کنی کسی پنجاه درصد این خصایصو داشته باشه خیلی جذابه ، جذاب تر وقتی هست ک همشو تو "جمیع خصاله و حسنت جماله ؛کشفت دجی به جماله" امیدوارم درست گفته باشم ، ببینی:)
Paeez
Paeez
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
برادر بزرگ من اسمشون محمد آقــــــآست:)کلن لباس غیر از سفید و کرمی نمی پوشن جز موارد خیلی خاص:)
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
اووووو :)
maede
maede
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
عزیزم!چقدر واسم جالب بود که پیامبر خیارو با خرما میخوردن:)چه ویژگی های رفتاری و اخلاقی قشنگی از گوشه ای از شخصیت رسول الله گذاشتته بودین.ممنون خیلی جالب بودن.خوش به حال اون افراد ناراحت که پیامبر حال و هواشونو عوض میکردن...چقدر قشنگ که بوی عطرشون همه جا می پیچیده...
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
اگر دوس دارید کاملش رو بخونید، کتاب سنن النبی علامه طباطبائی رو بخونید
maede
maede
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
باشه..ممنون.
faeze
faeze
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آخییی :) چه قدر دوست داشتنی بودن :) کاش همه ی ما بتونیم مثل ایشون رفتار کنیم :) خیلی از این مطلب خوشم اومد ممنون آقای نادری :)
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
انشاء الله
admin
admin
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
دوستان لینک مطلبی که کامل تر هست اینه: http://jeem.ir/pagetwo.php?type=2&print=1&id=1462
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
دست شما درد نکنه خیلی خوبه آدم هر چندوقت یک بار این خصوصیات رو مرور کنه و یاد بگیره :) انشاالله که یاد هم میگیریم
admin
admin
٩٢/١١/٠١
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
تو احمدی و به نور جمال تو صلوات/به هر یك از بركات و كمال تو صلوات...
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
"امین" و "امن" و "مومن" آنقَدَر دنیا خطابت کرد/خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد/برای هر سری از روشنایت سایه بان می خواست/که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد...
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
واقعا توجه به سبك زندگي ائمه اطهار ميتونه روشني بخش جامعه اسلامي باشه.... سرسفره اهل بيت چيزايي نصيب آدم ميشه كه با دنيا دنيا دارايي قابل قياس نيست... كاش چشم دلمون رو رو به اين چراغ هدايت باز كنيم :/
admin
admin
٩٢/١١/٠١
٠
٠
بله همینطوره :)
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٢/١١/١٧
٠
٠
سلام آقای وکیلی یک سوال میشه فردا یک داداش کوچیکم رو با خودم بیارم؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام امیدوارم که ذره ای ازآن دریا را داشته باشم.برمحمد(ص)آل مکرمش صلوات.ازمطلب استفاده کردم متشکر
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠