شوخی تلخ
وقتی زندگی افسار آدم را می‌کشد

شوخی تلخ

نویسنده : h_nim82

گاهی در اوج شادی

زندگی افسارم را می‌کشد

می‌دانم

نمی‌خواهد ناخوشی‌هایم را فراموش کنم

نمی‌خواهد به یکباره به زمین بخورم

گاه گاهی مرا به گوشه‌ای می‌کشد

و در گوشم زمزمه می‌کند

زندگی یک شوخی تلخ است

نه خوشی‌اش را باور کن

نه نا خوشی‌اش را

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
بله دقیقا!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
زندگی یک شوخی تلخ است نه خوشی‌اش را باور کن نه نا خوشی‌اش را به به آفرین
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
چی قشنگ مرسی :))
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
فیـــــــته فیــــــت....مرسی:)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
پایان زیبایی داشت :)
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
بله بسیار زیبا گفتید...مرسی:)
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
سلام ، خیلی قشنگ به آیه 23 سوره حدید اشاره کردید : « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور » یعنی : تا [ با يقين به اينكه هر آسيبى و هر عطا و منعى فقط به اراده خداست و شما را در آن اختيارى نيست ] بر آنچه از دست شما رفت ، تأسف نخوريد ، و بر آنچه به شما عطا كرده است شادمان نشويد ، و خدا هيچ گردنكش خودستا را [ كه به نعمت ها مغرور شده است ] دوست ندارد .
maede
maede
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
شوخی تلخ..واقعن همینه!
faeze
faeze
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
زندگی یک شوخی تلخ است.....
neyosha
neyosha
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
چه زیبا متشکرم:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
ممنونم
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
موقع خوشي ها بيشتر ميگه انگار ولي موقع نا خوشي ها كمتر پيش مياد...!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
ولی بعضی شوخیا از صدتا جدی هم ویرانگرتره !!! ممنون خیلی زیبا بود
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
هعییییییییی هدی این نیز بگذرد *:) ...
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
میشه بهش بیشتر فک کرد
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
بسیار زیبا.مچکر
M_EYDARI
M_EYDARI
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
ممنونم:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٠٩
٠
٠
ممنون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٨
٠
٠
سلام: قشنگ بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات