بیدی نباشیم که با هر بادی بلرزیم...
چند سوال مهم!

بیدی نباشیم که با هر بادی بلرزیم...

نویسنده : علیرضا خورسندی

مذهبی بود و پایبند، اعتقادات دینی‌اش، نمازش دیر و زود نمی‌شد، هئیت پنج‌شنبه شب‌ها هم اصلا فراموش نمی‌شد، عاشق سیره زندگی ائمه اطهار و پیامبر اکرم (ص) بود. پای منبر نشین خیلی خوبی هم بود اما...

همه این داشته‌های خیلی خوب، تحت تاثیر یک سری تغییرات در روند زندگی او قرار گرفت؛ سنش به سن ازدواج رسیده بود، خانواده تصمیم گرفتند برایش آستین بالا بزنند و چند جایی هم برای خواستگاری رفتند ولی به دلایلی نشد که بشود تا این که یکی از این موارد داشت به نتیجه می‌رسید. حرف مهریه شد اما مهریه پیشنهادی خانواده عروس خیلی خیلی بیشتر از آن مهریه‌ای بود که پیامبر اکرم (ص) با حضرت خدیجه (س) به توافق رسیده بودند. حالا وقت عمل و تصمیم‌گیری سختی بود اما انگار مانعی بین منطق دینی-عقلی و منطق احساسی قرار گرفته بود.

 

بعد از مهریه نوبت جهیزیه و وسایل خانه بود «همه گزینه‌ها روی میز بود»، از یخچال چند میلیونی تا فلان LED چند اینچی، از هواپز و ساندویچ ساز هم که نمی‌شود گذشت! و در تمام این مراحل آن مانع همچنان سرجای خودش جا خشک کرده بود.

نوبت خرج کردن رسیده بود اما هزینه‌های سرسام‌آور داشت هرلحظه مشکلات را بیشتر می‌کرد به فکر غرض کردن از این وآن ‌افتاد و رفت که برود زیر بار سنگین قرض‌.

انگار اصلا حواسش نبود که اصل زندگی مادی بعد از ازدواج برمبنای ساده زیستی و قناعت است و گوشش هم به حرف هیچ کس بدهکار نبود و این ماجرا همچنان ادامه دارد...

 

اما حالا چند سوال مهم پیش می‌آید:

+ مگر این فرد مذهبی نبود، مگر پایبند به سیره زندگی ائمه اطهار و پیامبر اکرم (ص) نبود، پس چرا این‌گونه شد؟ چرا نمی‌دید که دارد خلاف همه این‌ها عمل می‌کند؟

+ چرا این به اصطلاح عشق جلوی چشم و گوشش را گرفته است، چرا نه می‌بیند و نه می‌شنود که اطرافیانش دارند از ادامه دادن این راه به او هشدار می‌دهند؟

+ شاید عده‌ای بر این باورند که همه چیز تغییر کرده، اما آیا راه سعادت عوض شده؟ دورتر شده یا ما با کارهای نادرست‌مان دورش می‌کنیم؟

+ چه کنیم که اعتقادات ما، داشته‌های خوب ما و اهداف اصلی ما، مثل آن بیدی نباشد که با هر بادی بلرزد؟

 

جواب این سوال‌ها با شما، با شمایی که یا در آینده می‌خواهید در این راه مستقیم اما برای بعضی پُر پیچ وخم قدم بردارید و یا هم‌اکنون در این راه هستید و باید قدم‌های‌تان را استوارتر بردارید...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١١/٠٥
١
٠
اين چيزا طبيعي است.مگر نه آن است كه همه ما فراموش كرده ايم كه تشيع اين مكتب سرخ مكتب شهادت است مكتب عشق است مكتب هميشه معترض به وضع موجود است در حاتيكه حال از آن مكتب غني فقط مكتب عزا مانده است و ما فقط به عزاداري و گريه و سوگ بر حسين (ع) قناعت ميكنيم اين نيز مثل آن...!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
بالاخره باید از یک جایی جلوی طبیعی شدنش رو گرفت یا نه ؟ وگرنه چه فایده ای داره... |ممنونم از نظر شما.
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٥
١
٠
همه اينا كه گفتين درست متاسفانه اين شروط اتفاق خوبي نيست تو جامعه اسلامي اما بين عده اي رواج پيداكرده و نميشه كاريش كرد اقايونم گاهي واقعا نميتونن از طرف مقابلشون بگذرن و ناچارا اين چيزاروقبول ميكنن
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
به نظر شما چه کاری از دست ما بر میاد که حداقل بتونیم اندازه خودمون هم که شده جلوی این جریان رو بگیریم؟
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
خانواده دخترخانوما بايد رعايت كنن و شروط بيجا و بيش از وسع طرف مقابل نذارن! البته بعضي خانواده ها بخاطر زياده خواهي اين شروط رو نميذارن و به دليل اينكه جامعه دچار مشكل هست نگرانن و اعتماد كامل ندارن ميخوان با اين كار محكم كاري بشه!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
بعله کاملا درسته...
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٠٥
٢
٠
همه چیز باید متعادل باشه !! :) بسیار جامع و کامل خخ
faeze
faeze
٩٢/١١/٠٥
١
٠
بله :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
بعله تعادل که همیشه شرط عقلِ، منتها در اینجور موارد عقل دیگه کار خودش رو نمیتونه انجام بده ، باید ببینیم که چطور میشه نگذاشت احساسات بر عقل غلبه کنه.
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٥
٤
٠
اول از دوست خوبم تشکر کنم .کسی که واقعا رهروی راه امامش است کار به رسم زمانه ندارد و تنها راه خدا و رسم خدا را مد نظر دارد ... می شناسم فردی که به خو استگاری می رفت ... بحث مهریه که می شد می گفت مهریه ی حضرت فاطمه(س) خودش گفت که چند نفر اول قبول نکردند اما نفر سوم قبول کرده و فهمیدم چقدر دختر مذهبی است و به مادیات هم بها نمی دهد. مهریه ی سنگین یک دروغ بزرگ است ! زندگی که با دروغ شروع شود حال و روز خوبی نخواهد داشت . دروغ بزرگ منظورم این است که وقتی می گویی 300 سکه مهر یعنی این حق زوجه را تو می توانی عند المطالبه و جیرینگی یک دقیقه بعد از عقد بدهی در حالی که تو یک ریال هم در جیب نداری چه رسد به 300-400 میلیون پول نقد و به نظرم دروغی بیشتر نیست وزندگی که پایه ی آن دروغ است تا انتها در حد یک دروغ و بی اعتمادی خواهد بود ! :)
faeze
faeze
٩٢/١١/٠٥
٢
٠
اطلاع رسانی : مجلس تصویب کرده که مرد فقط موظفه که 110 تا از سکه ها رو بده بنابراین مهریه های سنگین هیچ سودی نداره!
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٥
١
٠
چی بگم والا !!! فعلا که هم خوب می دن هم خوب میگیرند !!! و فکر نکنم این اطلاع رسانی درست باشه چرا که 110 تا سکه رو میشه یه جوری داد اما 500 تا و 1000 تا رو نمیشه که اینقدر میرن پشت میله زندان ! فکر نکنم صحیح باشه و یا حد اقل تصویب نشده :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
اول از همه منم تشکر میکنم از رفیق خوبم :) آقا باریکلا گل گفتی ، مهریه عند المطالبه ست و هروقت خانوم اراده کنه شوهر گرامی باید تا قرون آخرش رو پرداخت کنه و وقتی با بی پولی و این که میدونه طرف همچین پولی رو نداره قبول میکنه به قول شما میشه یک دروغ بزرگ... || 110 تا سکه هم برای خیلی ها خیلی زیاده! (در همین مورد کلاغا خبر رسوندن که مثل این فوتبال که براش سقف تایین کردن اما همه دورش میزنن این قانون رو هم دارن دور میزنند...) | ممنونم از نظرتون
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١١/٠٥
١
٠
بسوزه پدر عشق! اصلا زن نمی گرفت ! آدم بره از چین زن بگیره ولی اینجور خریت نکنه !:| مرسی علیرضا جان:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
:دی چــین :خخخخخ آقا دستت درد نکنه پیشنهاد بدی نیست :))
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/١١/٠٥
٢
٠
به نظر منم اين بزرگتران كه كارا رو سخت كردن يكي ديگه هم آداب و رسوم كه شرايط با قديم كلي فرق كرده اما اداب و رسوم فرقي نكرده وگرنه اگه به ما جوونا باشه همه چي بهتر پيش ميره شمام اينقده يكه به قاضي نرو آقا عليرضا شب دراز است و قلندر بيدار شما رو هم ميبينيم :))))))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٥
١
٠
لایـــــــک :)) خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
:)))) خدا نکنه ما به این سرنوشت دچار بشیم...، | در این که بعضی پدر و مادرها کار رو سخت تر می کنند که شکی نیست و فکر میکنم دلیلش هم این باشه که اعتماد بین مردم از بین رفته و برای این که یک جورایی این اعتماد رو بدست بیارند این کار رو می کنند.
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٥
١
١
غربی ها از وقتی پیشرفت کردند که دین بدشان را کنار گذاشتند!وما از وقتی پس رفت کردیم که دین خوبمان را!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٥
٠
١
آره خب.............
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
١
٠
البته با قسمت اول جمله شما موافق نیستم چون دین اون ها هم یکی از ادیان خداست،اما تحریف شده و اونها هم دینشون رو کنار نگذاشتند اما خیلی کارهای خوبی انجام میدند که ما انجام نمیدیم و در قبالش ما خبلی داشته های خوبمون رو از دست دادیم و بجاش...
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
علیرضا جان از این که نتونستم منظورمو درست منتقل کنم متاسفم ولی منظور من از دین بد یعنی دینی که تحریف شده وهمون دینی که در قرن شانزدهم و با انقلاب صنعتی کنار گذاشته شد.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/٠٥
١
٠
سلام ... مهریه از فرهنگ اسلامي است
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
سلام .درسته اما مقدار و حدش هم تعیین شده ، نه اینکه هرچی دلشوت خواست بگن.
janbarkaf
janbarkaf
٩٢/١١/٠٥
٣
٠
با سلام خدمت دوستان و بالاخص علیرضا خان .... مگه نه اینکه پایبندی به سیره ائمه و پیامبر اکرم (ص) یعنی عمل کردن به اون ؟ خب وقتی ماها عادت کردیم فقط حرف بزنیم تا نوبت به عمل برسه ، وا میرسه ... همین میشه فقط حرف ، حرف ، حرف ... به ندرت پیدا میشه آدمی که اهل عمل باشه ... شعار دادن که افتخار کردن نداره . بعدشم تنها وقتی میشه یه زندگی رو عاقلانه شرو کرد که اول عقلتو به کار بندازی ، نه فقط ببینی احساساتت بهت چی میگن !!!! ایول اینجارو خوب اومدی ماها با کارای اشتباهمون راه سعادت رو دورش میکنیم ... مگه قانع بودن چیه ؟ غیر از اینه که به اونچه که داری راضی باشی و بهش اکتفا کنی ؟ نه اینکه با حرص و طمع بخوای به هرچی که تو خیالت میپرورونی برسی. اعتقادمون اگه سفت و محکم باشه یه بچه شیعه نمیگم ، یه بچه مسلمون هیچوقت با این بادا نمیلرزه !!!! بعدشم اگه زندگیامونو بر اساس قول مشهور که میگه : « از تو به یک اشاره ، از من به سر دویدن » و از طرفیم بر اساس چشم و هم چشمی شرو نکنیم ، هیچوقت شرو نشده ، تمومش نمیکنیم ... بزن لایکو !
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٥
١
١
جون هر کی دوست داری این آواتارت رو عوض کن............. :/
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
١
٠
سلام به شما | آواتار خفن به شما باید گفت :) | خیلی ممنونم از نظرتون ، اما این که مرد عمل باشیم کاملا درسته اما بعضی مواقع یک چیزهایی پیش میاد که اگر حواسمون نباشه نمیتونیم بین عمل درست و عمل غلط درست تصمیم بگیریم ، به نظر من ما باید اول بتونیم بد رو از خوب و درست رو از غلط تشخیص بدیم و بعد به سمت عمل بریم، با حرفاتون کاملا موافقم.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٥
٠
١
من میگم که ای آواتورتونو لطفا عوض کنین خیلی خشنه
ali007
ali007
٩٢/١١/٠٥
١
٠
والا چی بگم....ولی مهریه که حق زنه باید بدیم دیگه!!!!!!!!!!!!!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٥
١
٠
خوشم اومد :))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
:)) بعله ، کسی هم اگر نخواد بده، با زور میگیرن ازش، منتها مشکل اینجاست که وقتی طرف نداره میخواد چکار کنه اون وخت!!؟؟ چرا اصلا وقتی نداره قبول میکنه؟؟!!
maede
maede
٩٢/١١/٠٥
٢
٠
خب اون آدم و امثال اون مومن واقعی نیستن!ظاهرن دیندارن!راه سعادت که عوض نمیشه ما منحرف میشیم...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
حرف شما درسته اما شاید طرف فقط تو همین زمینه کمیتش می لنگه و اون هم به خاطر این باشه که همون به اصطلاح عشق جلوی چشماش رو گرفته و نمیذاره که ببینه واقعیت ها رو ، به نظر من ما باید سعی کنیم خودمون مراقب باشیم که به این بلا گرفتار نشیم و حواسمون رو جمع کنیم. (مطمئنن اون فرد به حساب خودش کار خودش رو درست میدونه چون نمیتونه واقعیت ها رو ببینه)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
حرف شما درسته اما شاید طرف فقط تو همین زمینه کمیتش می لنگه و اون هم به خاطر این باشه که همون به اصطلاح عشق جلوی چشماش رو گرفته و نمیذاره که ببینه واقعیت ها رو ، به نظر من ما باید سعی کنیم خودمون مراقب باشیم که به این بلا گرفتار نشیم و حواسمون رو جمع کنیم. (مطمئنن اون فرد به حساب خودش کار خودش رو درست میدونه چون نمیتونه واقعیت ها رو ببینه)
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
اِ ! چرا 2 بار امد!!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٥
١
٠
اول اینکه : وظیــــــــــفتونه خخخخخخخخ دوم : خداوند به انسان عقل عطا فرمودند....... خب مرد حسابی تو که میدونی نمیتونی چرا قبول میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٠٥
١
٠
به نظر من به خانما بستگی داره خواهری اون بنده خدا پای عشق در وسط بوده خخ ولی این خانوما هستن که باید رعایت کنن اندازه رو ! آخه مهریه چی هس!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
بالاخره هردو طرف مقصر هستند... ، به قول خود شما هر دو طرف باید اعتدال و رضای خدا رو مدنظر داشته باشند.|خانوم مربی چی وظفمونه دقیقا ؟؟ قبول کردن مهریه نجومی رو میگید :خخخخخخخ
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
اصن تو هر چی بگی من موافقم خواهری:)))))))))))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
مستر خورسندی خخخخخخ بعــــــــــله که وظیفتونه :دی /// کلا هر کی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه دیگه ( یعنی باید بشینه ) :)))
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/٠٥
١
٠
خو چی بگم ؟؟؟ من که فعلا قصد ادامه تحصیل دارم *:) بعــــــــــ*:)ـــله
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
:) هیچی دیگه شما معاف شدید .
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١١/٠٥
٢
٠
فقط می دانم مهریه زیاد و تجملات ضامن خوشبختی نیست
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
حرف حساب ...
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
مهریه و جهاز وهزار تا چیز دیگه ضامن خوشبختی نیست این رو میدونم ....اما میشناسم کسانی رو که شاید خیلی مذهبی تر از اون چیزی بودن که شما ذکر کردین اما تو عروسیشون و زندگی خیلی خرج های الکی کردن و میشناسم روی دیگه سکه کسانیکه انسانهای معمولی بودن ام زندگی ساده ای داشتن ....نمیخوام بگم ربطی به دین داری داره هاااااا میخوام بگم بعضی از ما ها دوست داریم به دیگران فخر بفروشیم که خونه ما فلان جاست در صورتیکه شاید نیازی به این همه فخر فروشی نیست به نظرم خوشبختی سعادت به چیزای دیگه است که همش تو مادیات نیست ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٥
٠
٠
آفرین به نکته خیلی خوبی اشاره کردید، "فخر فروشی" بلای زندگی خیلی ها شده.... | بله خوشبختی به دل خوش داشتن و زندگی با محبت داشتنه...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠٦
٠
٠
عچچچپپپپپپ.خیلی خوشمان بیامد داداش.کلا کیف کردم.دمت گرم
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
خب حالا رسیدیم به نکته اصلی...!!! چون مشکلات ما به یه سری سلسله مشکلات به هم مرتبط که در راس اونا مشکلات فرهنگی و باوری هست برمیگرده باید مردم به این اجماع برسن که همه به تشیع علوی رجوع کنند که ویژگی هایش را اندکی عرض کردم و با تشیع صفوی،دین فروشی،آداب و رسوم پوسیده و تحجرآمیز،رکود اعتقادی و... مبارزه کنند
وحیدفاتحی نیا
وحیدفاتحی نیا
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
به وجود شما بعنوان یه سبزواری افتخار میکنم.جالبه بدونید همسربنده دقیقا هم نام شماست
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨