توقع بي‌جا
نمک خوردی چرا نمکدون رو بردی؟!

توقع بي‌جا

نویسنده : v-qavam

وارد اتاق شد و از من در خواست کمک کرد. از گويشش کاملا معلوم بود که اهل کشور دوست و همسايه افغانستان است. پايش را سگ گاز گرفته بود و من براي پانسمان و شست‌وشوي زخمش به هيچ وجه کم کاري نکرده و از هيچ چيز دريغ نکردم.

با روي خوش و بدون دريافت هيچ وجهي به صورت رايگان زخمش را مداوا، اطلاعاتش را ثبت دفتر و واکسن‌هاي لازم را تزريق کردم.

موقع رفتن از من خواست که چند عدد گاز استريل و بتادين و وسايل پانسمان به صورت کاملا رايگان به او بدهم.

که من مثل هميشه به او گفتم که اين اموال متعلق به دولت و بيت المال بوده و من شرعا و عرفا مديون شده و مجوز اين کار را ندارم.

گفتم بايد از داروخانه وسايل مورد نيازش را تهيه کند.

سپس با فرياد جمله‌اي را گفت که هنوز که هنوز است نتوانستم با اين جمله کنار بيايم.

فرياد زد: «پس اين بهداشت به چه دردي مي‌خوره؟ پس شما اين‌جا چه کار مي‌کنين؟ و ...»

 همه اين فريادها را در حالی زد که هنوز خستگي سي دقيقه زحماتم براي مداواي او، از تنم بيرون نرفته بود.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
الهی...چی مردمی پیدا میشن...واقا...ولی اصن مهم نیست مهم اینه که خدا کار شما رو دیده
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
منم اول برای رضایت خدا و بعد برای رضایت خلق خدا و بعد برای دریافت حقوق کار میکنم...عجب بلوفی زدم خخخخ ممنون موزیسین بانو
r_reihoon
r_reihoon
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
چه بی شخصیت !
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
توقع شخصیت از بعضیا توقع زیادیه
faeze
faeze
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آخییی...عیبی نداره شما اجرتونو حتما میگرین :)
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
انشاالله...ممنونم
korosh
korosh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
اون نشان دهنده فهم و شعورش بوده که معلوم شد هیچکدومشو نداره !!!! شما ناراحت نشو داش وحید گل :)) مرسی
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
نه حالا توهین که خوب نیست ... اما ته قلبم باهت موافقم مهدی:)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آدم ها عجیــــــبند !! شما به دل نگیرین!! دوستا هم اینکارارو میکنن گاهی اوقات؛ غریبه ها که جای خود دارن ...!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آره واقعا گاهی اوقات دوستان هم از غریبه ها بدتر میشن:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
واقعا بابت همه ی این زحمتات من ازت تشکر می کنم بچه محل :)) تو باعث افتخاری :) خسته نباشی و خدا قوت .... اونم معلومه دیگه آدم بی شخصیت و قدر نشناسی بوده !!! من اگه بودم یه گوله تو مغزش خالی می کردم!!! البته با تفنگ آب پاش خخخخ
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
قربونت بچه محل...حالا من اونجا تفنگ آبپاش از کجا میاوردم؟؟ البته با سرنگ میشد روش آب ریخت:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
:) می خواستی بهش بگی برو از ولایت خودت مجانی بگیر !
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
تو دلم گفتم خخخخ
پری سا
پری سا
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
هی وای............
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
هههههههعععععععععیییییی آقاااااااااااا دیگهههههههه
maede
maede
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
همین کارا رو میکنن که آدم دیگه به هیشکی کمک نمیکنه!!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آدم کم انگیزه میشه اما دلیل نمیشه آدم ها همه با هم فرق میکنن
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
اخیییییییییی......... اقای قوام شما ببخشیدش......اجرتون عند الله:))
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
ببخشم؟؟؟ به خاطر شما بخشیدمش:) ممنون از شما
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
...چی بگم! فقط میتونم بگم خداقوت وحید عزیز ،اجر شما با خود خداست...
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
قربون محبتت علیرضا جان..کاری نکردم
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
نمیدونم گاهی ادمها از یه جا دیگه دلگیرند بعد یه جای دیگه خودشون رو خالی میکنند دیگه ....شما به دل نگیرید خدا قوت و تشکر
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
آره اینم ممکنه...ممنون از حضورت دوست عزیز
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
انسان متوقع از دیگران توقع انجام کاری رو داره که از خودش نباید داشته باشی
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
دقیقا زدی به هدف جلال جان مرسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
وحید دلم برات سوخت :((((((....امان از بعضی از این آدمای نمک نشناس :(
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
قربون محبتت محمد حسین گل:) نیازی به دلسوزی نیست:) امان از نمک نشناسی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
عجباااااااااااااااااااااااااا........
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
وا عجبا:)
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
واقعا که...چقدر بعضی ها بی لیاقتند ...شما کارتونو به نحو احسن انجام دادید.خدا به شما خیر بده ایشالا...اگه الان کارش گیر خیلی های دیگه بود،خوب می فهمید چه اشتباهی کرده!
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
لطف دارید خانوم قربانی...آره همه که مثل من خوش اخلاق نیستن:)) ممنونم
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
قبلنا نمک رو میخوردن نمکدونو میشکستن جدیدا عوض شده بعد از خوردن نمک نمکدون رو میبرن؟؟؟خخخخخ( با توجه به تیتر بالا)
سلما
سلما
٩٢/١١/٠١
٠
٠
میگم آقای قوام خدا بهتون صبر بده ایشالله
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠١
٠
٠
انشاالله...ان الله مع الصابرین
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
انشالله موفق باشین توکاراتون وخداوند بهتون صبر بده :)
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠١
٠
٠
ممنونم خانوم قاسمی امیدوارم شما هم موفق باشین
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
وحید زنگ میزدی به خودم میومدن شیکمشو سفره میکردم واست داداش خخخ خسته نباشی داداش.از این موجودات عجیب هم پیدا میشن گاهی.شیرینی زندگی همینان دیگه.فقط بخند
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٠١
٠
٠
قربونت سید هاشم جان...چش مایی حالا نمیشد تک بندازم؟؟ زنگ بزنم خرج داره شارژ کم میکنه...البته همه شارژ های دنیا فدای یه تار موت:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/٠١
٠
٠
سلام ... قوام عزيز از اولي كه اين متن را خواندم انتظار داشتم كه در نهايت از چيزي بدتون بياد . چو احساسم اين بود كه كار خود را با منت داريد انجام مي دهيد / اگر خارجي است درست ولي او هم انسان است / اگر خارجي است ميتواند بيماري را انتقال دهد و صدها ايراني را بيمار نمايد / شايد در خانه كسي را داشته كه او را هم سگ كاز گرفته ولي تميتواند بياورد درمانگاه / مگر زخم ايشان در روزهاي اينده نياز به پانسمان و گاز ندشته كه شما شرعا مديون باشيد. با دوتا پانسمان دولت ثروتمند نميشود ولي با دريغ كردن دو پانسمان يك ملت به خاك خواهند افتاد//// ببخشيد تند رفتم . آدمها را را بايد درك كنيم .
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/١٥
٠
٠
نمیدونم راستش. اصلا رفتارش شایسته نبود...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١١/١٨
٠
٠
ناراحت نكن خودشو/ پيش مياد
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات