تصويری متفاوت در سينمای ايران
درباره جیب بر خیابان جنوبی

تصويری متفاوت در سينمای ايران

نویسنده : دست قیچی

روزهاي جشنواره فجر آن‌قدر پشت سر هم فيلم مي‌ديديم كه در انتها، به ياد آوردن جزئيات تك تك فيلم‌ها واقعا سخت مي‌شد. اما «جيب بر خيابان جنوبي» يكي از فيلم‌هاي انگشت شماري بود كه از همان زمان توي ذهنم ماند. وقتي هم كه به اكران رسيد، همان روزهاي اول رفتم و دوباره ديدم‌اش. حالا مي‌پرسيد اين فيلم چه چيزي داشته كه اين‌طور از بقيه آثار سينمايي متمايز شده؟

براي دانستن جواب اين سؤال به تيتر مراجعه كنيد. 

 

جيب بر خيابان جنوبي دومين ساخته «سياوش اسعدي» است. او در فيلم «حوالي اتوبان» هم نشان داده بود كه نسبت به تصوير و رنگ فيلم‌هايش وسواس شديدي دارد. حالا بماند كه قصه فيلم اولش فوق العاده كليشه‌اي بود و شخصيت‌ها كلا روي هوا بودند و بازي‌هاي خوب هم كمكي به بهتر شدن اثر نكرده بود اما خدا وكيلي كسي نمي‌توانست روي تصوير فيلم عيب بگذارد. 

«جيب بر...» علاوه بر اين‌كه در عرصه تصويربرداري نسبت به اثر قبلي كارگردان به مراتب بهتر شده كلا فيلم موفق‌تري هم از كار درآمده است. بازي همه به جز مصطفي زماني فوق العاده است. به خصوص امير جعفري كه به نظر من يكي از ماندگارترين تيپ‌هاي سينماي ايران را در اين فيلم بازي كرده است. اما بازيگران در اين فيلم علاوه بر استعداد شخصي يك يار كمكي هم داشته‌اند. مثلا در سكانس معرفي همين امير جعفري بيش از هر چيز طراحي صحنه و نورپردازي است كه در معرفي شخصيت نقش دارد. 

 

حالا چرا من دارم اين همه خودم را به آب و آتش مي‌زنم كه اين نكته را در فيلم بزرگنمايي كنم؟ 

علتش برمي‌گردد به كليت فيلم‌هاي ايراني. سینمای ایران كلا مبتنی بر دیالوگ است. یعنی قصه بيشتر با ديالوگ‌هاي بازيگران پيش مي‌رود تا با تصوير. نتیجه این‌که اکثر فیلم‌ها را می‌شود به جای تماشا کردن فقط شنید و مطلقا هیچ چیزی را هم از دست نداد! از این نظر جیب بر خيابان جنوبي یک انقلاب تصویری در سینمای ايران است. مثلا شکل‌گیری و عميق شدن رابطه بین کاوه و رعنا، هویت شهر، جدا شدن کاوه از گذشته و .... همگی در قالب نگاه‌ها، نورپردازی و نمادهای تصویری به مخاطب منتقل می‌شود و بازيگرها خيلي كم حرف مي‌زندد.

همه این‌ها باعث می‌شود بگویم که جیب بر خیابان جنوبی فیلمی است که باید بر پرده بزرگ سینما دید. چون مفهوم این نماها در کادر کوچک مانیتورهای خانگی اصلا قابل درک نیست. 

 

** حاشيه‌ها

اصلا متن بدون حاشيه كه حال نمي‌‌دهد. فلذا اين‌جا به ذكر دو تا از حواشي مربوط به فيلم مي‌پردازم. 

1- وقتي در سالن پرديس ملت تهران آماده مي‌شديم كه فيلم را ببينيم گلاب آدينه با عجله از جلوي ما رد شد و پايش به صندلي گير كرد و بنده خدا نزديك بود زمين بخورد. طبيعتا نگاه‌مان جلب شد و تعقيب كردم كه خانم آدينه به كجا مي‌رود چنين شتابان؟ رفت و ته سالن، يک خانمي را بقل كرد و روبوسي و ... .

اين سؤال توي ذهن ما مانده بود تا وقتي كه تيتراژ شروع شد و نام نورا هاشمي بر تصوير نقش بست. چهره‌اش هم كه با مادر گرامي مو نمي‌زند و وقتي از سالن بيرون آمديم يك عكس دو نفره هم از اين مادر و دختر گرفتم تا براي اهالي جيم به يادگار بماند. 

 

2- در نخستين نشست مطبوعاتي فيلم يكي از خبرنگاران فيلم را به كپي بودن متهم كرد. بعدها با تحقيقات بيشتر و جست‌وجو كاشف به عمل آمد كه نسخه اصلي فيلمي اسپانيايي به نام ladros محصول 2007 است. انصاف در اين است كه بگويم فيلم اصلي به مراتب بهتر از ساخته آقاي اسعدي است اما لازم مي‌دانم اين‌جا چند نكته را ذكر كنم. اولا در كل آن سالن كنفرانس فقط يك نفر اين فيلم را ديده بود و فيلم چندان مشهوري نبود كه همه ديده باشند. در همه جاي دنيا وقتي فيلم‌سازان مي‌بينند كه يك فيلم قابليت ارتباط با مخاطب داخلي را دارد، تصميم مي‌گيرند به جاي نمايش فيلم اصلي نسخه بازسازي شده آن را در داخل كشور خودشان توليد كنند. اين طوري هم براي دست اندركاران سينماي آن كشور شغل توليد مي‌شود و هم سود حاصل از آن نصيب داخلي‌ها مي‌شود. آمريكايي‌ها هم «حلقه» ژاپني را بازسازي كردند. يا ديويد فينچر كه كارگردان فوق العاده بزرگي است «دختري با خالكوبي اژدها» را که محصول سوئد است، بازسازي كرد و حتي «بچه‌هاي آسمان» مجيد مجيدي در چين بازسازي شده است. بنابرين بازسازي به خودي خود هيچ عيبي محسوب نمي‌شود. حالا چه اصراري است كه حتما با پتك توي سر اين همه زحمتي كه پاي يك فيلم صرف شده بزنيم؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
korosh
korosh
٩٢/١٠/٢٤
١
٠
دسستتون درد نکنه !! (0_0) اون خانومه هنوز زِندست ؟؟؟؟ یادش بخیر فیلم مهمان مامان چقد قشنگ بودا :)))
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٤
٢
٠
بله. خانم گلاب آدينه همچنان سلامت و سرزنده هستن. ما هم اميدواريم خدا سايه شون رو روي سر سينماي ايران نگه داره. سايه همسرشون مهدي هاشمي رو هم همينطور
korosh
korosh
٩٢/١٠/٢٤
٢
٠
مگه شوهر خانووم گلاب مهدی هاشمیه ؟!!!!!!!!!!!!!! چه حقایقی رو من نمیدونستماااا !!
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
در زندگی، آدم هر روز چه چیزای جدیدی که یاد نمیگیره!!!!!!! :)))))
admincheh
admincheh
٩٢/١٠/٢٤
٣
٠
ما این فیلمو دیدم بازی و نقش متفاوت و گریم سنگین امیرجعفری عالی بود ،نورا هاشمی هم که انگار کپی گلاب آدینه اس فوق العاده بازی می کرد !در کل فیلم خوبی بود!:)
نگارا
نگارا
٩٢/١٠/٢٤
٣
٠
واااای خیلی فیلم خوبی بوود!خیلی ......امیر جعفری فوق العاده بود گریمش..من که اول نشناختمش...همه فیلم خوب بود اون سکانس آخر که پسره منظر بود..ترسایی که رعنا داشت که نکنه بره کاوه هی نخ می داد..همش عاالی بود.
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١٠/٢٤
٣
٠
میرم نیگاش کنم :)
سلما
سلما
٩٢/١٠/٢٤
٣
٠
سلام ندیدمش ولی حتما ای نفیلمو میبینم آقای دست قیچی چقد نمایه تون ترسناکه : ( بعدشم نمیدونستم نورا هاشمی دختر آقای هاشمیه مرسی عکس هم جالب بود
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
در راستای پیشگیری از کابوس دیدن دوستان، نمایه رو تغییر دادم که با تأیید مسئول سایت جایگزین این نمایه وحشت انگیز بشه
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٢٤
٢
٠
باید این فیلم بشینم ببینم ...تشکر ازتون
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٢٤
١
٠
به نظر من "امير جعفري" کلا تو هر فیلمی بازی کنه خوش می درخشه و فیلم رو هم قشنگتر میکنه و البته اینطور که شما از فیلم تعریف کردید واقعا ارزش دیدن داره. خوشبختانه امتحان های ما هم تموم شده فرصتیه برم ببینمش. خیلی ممنونم.
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
بسیار عالی. امیدوارم از فیلم لذت ببرید. این جمله ای که شما راجع به امیر جعفری گفتید رو من معمولا در مورد فرهاد اصلانی به کار میبرم
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/٢٤
١
٠
ما كه ندييييييديييييييمش مچچكر
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/١٠/٢٤
١
٠
زیبا :)
m_razmi
m_razmi
٩٢/١٠/٢٤
١
٠
منظورتون از این که این فیلم بیشتر از فیلم های دیگر مبتنی بر تصویر است را نفهمیدیم.اگر تو ضیح بدید ممنون میشم.در مجموع توضیح جالبی بود.متچکرم.
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
ممنونم
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
٢
٠
مثلا عاشق بودن دو شخصیت اصلی فیلم رو شما در قالب دیالوگ «دوستت دارم» توی فیلم نمی شنوید. در عوض نگاه هایی رو که موقع دزدی به هم میندازن میبینین و متوجه علاقه شون میشین. یا کاوه هیچ وقت با خواهرش خداحافظی نمیکنه. به جاش شما صحنه سوزوندن خونه رو میبینین و به همون مفهوم پی میبرین. این توی سینمای ما کمه. نقطه مقابلش مثلا همین فیلم استرداده که بجای این که کارگردان سیر اتفاقات رو برای ما با تصویر نشون بده، مدام شخصیت ها رو به یک نفر دیگه (یعنی در اصل برای مخاطب) توضیح میدن که چه اتفاقی افتاده. اینجوری شما عملا با یک نمایشنامه خوانی رادیویی طرفید نه با یک فیلم سینمایی که تصویر و چیزی که ما روی پرده میبینیم باید برای خودش هویت مستقل داشته باشه. امیدوارم تونسته باشم مقصودم رو برسونم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
من ک ندیدمش ولی ایشالله بتونم ببینمش...ممنون:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
ممنون از زحمتتون :)
admin
admin
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
سلام؛ ایا اکران فیلم تمام شده؟ سؤال دوم اینکه: کاش یکم از داستان فیلم رو هم می گفتی ببینم کلن توی چه فازی هست!
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
1 خیر. اکران فیلم همچنان ادامه داره. توصیه میکنم حتی الامکان فیلم رو در سالن 1 یا 2 هویزه ببینین. برای مشاهده ساعت ها و رزرو بلیت هم میتونین به سایت cinematicket.org مراجعه کنید. 2- از آنجا که خیلی افراد فیلم رو ندیدند معمولا سعی میکنیم قصه فیلم رو لو ندیم. اما بطور کلی یک داستان عاشقانه در فضای سرقت و جیب بری است که البته سایه سنگین سانسور و ممیزی هم بر پایان بندی فیلم حس میشه. در مجموع به لحاظ داستانی اثری متوسط محسوب میشه ولی از نظر تجربه سینمایی، اثری فراتر از حد سینمای ایرانه. همچین نورپردازی و تصویربرداری ای رو شما در هیچ فیلم دیگه ای تو ایران ندیدین
alirz_1985
alirz_1985
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
«جیب بر خیابان جنوبی»فیلمی است فراتر از استاندارد های سینمای ایران. فیلم خوش تصویری که البته بزرگترین نقطه ضعفش بازی مصطفی زمانی در نقش اصلی فیلم است.توصیه می کنم دوستانی که هنوز این فیلم رو در سینما ندیدن فرصت را از دست ندهند. با تشکر از دست قیچی عزیز به خاطر مطلب جامع و مفیدشون.
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
٢
٠
مرسی از شما
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٢٥
١
٠
:) متشکرم:)
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/١٠/٢٥
٣
٠
این همه از تصویربرداری فیلم تعریف کردم ولی یادم رفت نام علی برازنده رو بیارم. واقعا کارش رو فوق العاده انجام داده.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠