مرگ احساس
دارم می‌رم از این قصه

مرگ احساس

نویسنده : m-roohangiz

چه شکلی بود خندیدن؟ دارم می‌پرسم از دیوار

می‌ترسم که بیاد روزی بشه خونه برام آوار

صدام می‌پیچه تو دنیا نباید راه و برگردم

یه عمره توی آغوشت با این دلشوره سر کردم

داره می‌ریزه از چشمام دو قطره اشک و خون حالا

می‌خوام خنجر بدم دستت بیا عشقو بکش یالا

من و حسرت، تو و خنده یه تختی که پر از خونه

تو می‌ری عاقبت اما منم می‌شم یه دیوونه

قراره بعد از این بارون صدای گریه‌هام باشه

قراره جون بدم این‌جا که دست تو، تو دستاشه

برو اما نگاهت رو بزار آروم روی طاقچه

میخوام دلخوش بمیرم با گل نیلوفر باغچه

برو اما معطل کن می‌خوام آروم بشه قلبم

می‌خوام یادم بره گفتی نمی‌زارم بیاد ماتم

دیگه حرفای آخر شد دارم آروم می‌شم انگار

صدای رعد و برق اومد داره جون میده این دیدار

برو اما مراقب باش داره بارون میاد جونم

یه چتر اطلسی بردار منم می‌رم که مهمونم!

خداحافظ، قرار من به عشق دیگری خو کن

اگه روزی دلت تنگ شد به جام یک نسترن بو کن

خداحافظ گل شب بو خداحافظ سکوت غم

دارم می‌رم از این قصه خداحافظ گل نازم

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٣٠
١
٠
اگر دریای دل آبی ست تویی فانوس زیبایش اگر آیینه یک دنیاست ///تویی معنای دنیایش//// تو یعنی یک شقایق را //// به یک پروانه بخشیدن///// تویعنی از سحر تا شب ////به زیبایی درخشیدن///// تویعنی یک کبوتر را /// زتنهایی رها کردن///// خدای آسمان ها را /// به آرامی صدا کردن///// مرسی شعر زیبایی بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
منم برای ان که کم نیارم : تا شقایق هست ،قایقی خواهم ساخت...
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خخخخخخخخ مستر خورسندی عاورین عاورین :)))
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
برو اما نگاهت رو بزار آروم روی طاقچه..... خوب بود مرسی...
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
صدام می‌پیچه تو دنیا نباید راه و برگردم/یه عمره توی آغوشت با این دلشوره سر کردم... ممنون خیلی به دل نشست ..
maede
maede
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
.......قراره بعد من بیاد/اونکه برات هم نفسه/شکنجه میکنه منو/اونکه قراره برسه/شکنجه یعنی بعد از این/با یه غریبه محرمی/چیزی به من نمیرسه/از تو که سهم خودمی/یه جوری چشمامو ببند/حتی خیالشم بده/شبی که دستاشو کسی/به دست تو گره زده/شکنجه یعنی اشک تو/رو شونه غریبه ها/این صحنه کابوسه برام/ازم بگیر تو رو خدا!!!!قشنگ بود.ممنون :)
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
برو اما نگاهت رو بزار آروم روی طاقچه..... ممنون خوب بود...
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
سپاس
reyhaneh_arghiani
reyhaneh_arghiani
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
واوووووووووووو دوس داشتم مرسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
شعر قشنگ و با احساسی بود....ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
قراره جون بدم این‌جا که دست تو، تو دستاشه... اینجاشو دوس داشتم
S_Alami
S_Alami
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خیلی ممنوم شعر قشنگی بود :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
قشنگ بود (^_^) تشكر
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠١
٠
٠
مرســــــــــی :)
admincheh
admincheh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
یه چتر اطلسی بردار منم می‌رم که مهمونم! خداحافظ، قرار من به عشق دیگری خو کن
r_reihoon
r_reihoon
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خداحافظ گل شب بو خداحافظ سکوت غم دارم می‌رم از این قصه خداحافظ گل نازم ____________ عالی بوووووووود
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنون :)
korosh
korosh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
شعری با احساس و زیبا :)))) مرسی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
آیکن دست زدن.بسیار زیبا.مچکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٢
٠
٠
سلام: خیلی جالب بود.من شعر را به نثر ترجیح میدم سعی میکنم هرجا شعری باشه بخوانم.متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠