اجاق کور
و خدا در دل‌های شکسته جا دارد

اجاق کور

نویسنده : ریحانه_ارغیانی

هفت سالی می‌شد که ازدواج کرده بود، اما هنوز صدای کودکش شادی را برای‌شان معنا نکرده بود. شوهرش خسته از سرکار باز می‌گشت و زن به تکرار غریبانه روزهایش می‌پرداخت. گاهی از دور و بر خبرهایی می‌رسید که اقوامش او را اجاق کور خوانده‌اند و آخرین حرفی که شنیده بود از زبان مادرشوهرش بود که در روضه‌ای که تمام آشنایان‌شان بوده‌اند، گفته میخواهم برای جواد زن بگیرم، پسرم چه گناهی دارد که بخواهد لذت پدر شدن را به گور ببرد. دختر خوب سراغ داشتین خبرم کنید.

 

دو هفته‌ای از شنیدن این خبر گذشت. انگار شوهرش هم بی‌میل نبود برای تجدید فراش. زن با شوهرش تماس گرفت؛ تو قصد ازدواج داری؟ مرد با کلی حاشیه چیدن به زن فهماند که بله درست شنیدی. زن برای همیشه از کنار شوهرش رفت و از تمام حقوقش گذشت و به جای اسم فرزند، مهر طلاق در شناسنامه‌اش جا خوش کرد.

مرد که روزی آرزوی پدر شدن داشت، اکنون پسرانش جوان شده بودند و سرکش. هر روز از یک کلانتری خبر دستگیری پسرانش را می‌شنید. پیر شده بود با خود می‌اندیشید کاش زنم شعور زندگی داشت تا فرزندان صالح تربیت می‌کرد. یادش رفته بود که چطور دل آن زن را شکسته بود، از زندگی‌اش رانده بود، چوب خدا صدا ندارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_ashena
n_ashena
٩٢/١١/٠٢
١
٠
الهی بگردمش یه طفلکیم اینجا9ساله دلش بچه میخواد دعاش کنین توروخدا
h_nim82
h_nim82
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
دعا کنید برا همه
ارغنون
ارغنون
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
درسته خدا بالاخره يه جايي جواب اينطور رفتار هارو ميده به شخص، درست وقتي كه هيچ راه برگشتي نداشته باشه!
faeze
faeze
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
چوب خدا صدا ندارد...داستان غمناکی بود ممنون...
baran_bahari
baran_bahari
٩٢/١١/٠٢
١
٠
امان از دست مادرشوهرای بدجنس روزگار
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
دلم گرفت....
mahshid
mahshid
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
واقعیتی تلخ.مرسی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
خدا این مادر شوهرا و شوهر ها رو بذاره لای در..................... :||||||||| /// خداوندا چراغ امید هیچ خانه ای را خاموش مگردان الاهـــــــــــی آمیــــــــــــــــــــــن
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
یک ضرب المثل معرف هست که میگه : هیچ وقت همه رو با هم جـمـ+ـع نبندید !
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
ضرب المثل دیگه هم هست که میگن همه رو با یه چوب نزنین .....خخخ
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
دوستان گرامی من کِی همه رو با هم جمع بستم !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا به متن من توجه کنید : خدا {{{{ این }}}} مادر شوهرا و شوهر ها رو بذاره لای در ///
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
شوهرها که جمعه دیگه :خخخخخخخخ
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
مستر خورسندی زبونم لال شوما به خودتون شک دارین !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :/
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
ناراحت شدید؟!! :| ما که حرفی نزدیم، فقط گفتیم جمع نبندید!! اصلا جمع ببندید کی به کیه!!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٠٢
١
٠
چقد تلخ :( عجب مردی بوده البته اسمش دیگه مرد نیس...:| :|
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
لایک
neyosha
neyosha
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
اخه چه غمناک......ولی خوب بوووود متشکرم
e_najm
e_najm
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
تلخه اما راسته چوب خدا صدا نداره .....دل شکستن گناهی بسیار نابخشودنی است
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
واقعا هم چوب خدا صدا نداره !!!! بعضی وقتا حکمته اتفاقی که رخ میده و لزومی نداره اینقدر تلاش بی جهت !!! به نظرم حقشه !!! قورباغه هم قدشه .. فردا روزه عقدشه :((
h_nim82
h_nim82
٩٢/١١/٠٢
١
٠
عکس پروفایلتون جالبه
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
خخخ لایک
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٢
٠
١
به نظر من 2 تا نکته تو این ماجرا وجود داره : یکی این که از نظر شرعی ازدواج مجدد اشکالی نداره اما باید خانوم راضی باشه که اینجور که شما گفتید نبوده و 7 سال هم صبر کردن اما نشده،خیلی کارها میتونستند تو این 7 سال انجام بدن از جمله این که بچه ای رو به فرزندخواندگی بگیرند منتها با این مورد هرکسی کنار نمیاد و اون خانوم هم میتونسته تحمل کنه این ماجرا رو بلاخره این که هم زن و هم مرد حق دارند که بچه داشته باشند و این نکته هم هست که شاید هم به نحوی امتحان باشه امتحان صبر امتحان توکل ... | و مورد دوم این که میگید دلش رو شکسته بعله دل شکستن هنر نیست و حتما جایی جوابش رو می گیره هرکس دلی رو برنجونه و یا بدتر بشکنه...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
عچچچچچچچپپپپپپپ.کار بدی کرده مرده.خیلی بی ادب بوده.بدم بوده
f_dehghan
f_dehghan
٩٢/١١/٠٢
٠
١
عجب...!!!واقعا چوب خدا صدا نداره...!!اما ی چیزی اینا اگ از اول همو دوس داشتن هیچ چیز نمیتونس از هم جداشون کنه...بچه ک دیگ کلی راه حل هس واسش....!!!
h_nim82
h_nim82
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
از اول همدیگرو دوست نداشتن خب :(
h_nim82
h_nim82
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
ما هیچوقت حکمت خدا رو درک نمیکنیم ...از خدا می خوام به همه نعمت فرزند داشتن رو عطا کنه ...
reyhaneh_arghiani
reyhaneh_arghiani
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
مرسی از نظرتون راجع به عکس پروفایلم..
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
از هز دستی که بدی از همون دست هم میگیری.....ممنون :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
نمیدونم کلا چی باید بگم .......
reyhaneh_arghiani
reyhaneh_arghiani
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
ممنون از همتون اره دیگه خدا اینجوری خودشو واسمون به تصویر میکشه
باران
باران
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
یاد این سریال شایدبرای شما اتفاق بیافتد افتادم ممنون
reyhaneh_arghiani
reyhaneh_arghiani
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
شاید هم کلید اسرار؟؟؟؟؟؟؟؟؟خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
ممنون داستانهای تکراری زیادی در این مورد هست خدا هدایتمون کنه :)
s_nayeb
s_nayeb
٩٢/١١/٠٣
٠
٢
شماها چقدر زود اتهام میبندید و زودتر از اون حکمشو صادر میکنید. کمی هم از حق مسلم مردها هم بگید.! زنه باید شرایطی رو محیامیکرده که مرده زن دیگه نگیره.! با یک تلفن زدن که اینقدر زود تصمیم نمی گیرن.! هیچ ریطی بین بچه های مرده و اون زنه وجود نداره. این توهمات رو شما خانم ها درست میکنید.!!
reyhaneh_arghiani
reyhaneh_arghiani
٩٢/١١/٠٣
١
٠
ربطش به اینه که خدا صلاح نمیدونسته این اقا بچه داشته باشه اما رفت پی میل درونیش خداهم دلیل بچه ندادنشو به اطرافیان و اون مرد نشون داد.ok?
s_nayeb
s_nayeb
٩٢/١١/١٤
٠
١
اینکه میگین خدا صلاح ندونسته این یعنی جبر گرا.!! اون هم اگر بچه هاش آدم های خوبی نشدن از تربیت نادرست بوده. هیچ ربطی به این عمل صحیح این آقا نداشته. منتظر جواب منطقی تون هستم.
faride
faride
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
وای چقدر سخته واقعا...خدا هیچ خونه ای رو بی فرزند نذاره...داستان جالبی بود...راحت دل شکستن همینه!
ati200
ati200
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
دارمکافات همین دنیاس
maede
maede
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
اون مرده که زنشو واسه بچه میخواسته همون بهتر که ازش جدا شده! :|
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥