کار هر بز نیست خرمن کوفتن
شعر طنز سروده خودم

کار هر بز نیست خرمن کوفتن

نویسنده : فرشاد مشیری

کارمندی غافل از درد سرش

پیرو فرمایشات همسرش

چون ز مزدش مطلقا خیری ندید

با پس اندازش زد و تاکسی خرید

زان که کردش شغل اول را نهان

صاحب پروانه شد زین سازِمان

با هزاران آرزو سرمست بود

کلِّ وقتش در پی دربست بود

باقی پول درشت سرنشین

چسب می‌داد و آدامس و آسپرین

عصرها در یک خیابان شلوغ

آن‌چه در سر داشت می‌گفتَش به بوق

هر نُتی کز بوق می‌گردد روان

حرف‌ها در بطن خود دارد نهان

فی المثل تک بوق می‌پرسد مسیر

بوق ممتد هم برای رفع گیر

باری از روزی که وی راننده شد

مغزش از صد داستان آکنده شد

تیره روزی از زنش می‌شد جدا

بس پریشان بود از نرخ طلا

وان پسر اما به قصد دلبری

خواستگاری می‌نمود از دختری

شیک مردی، با دو خط مشغول بود

کسب می‌کرد و زبانش فول بود

یک نفر تا خرخره در قسط‌هاش

دیگری غرقِ کتاب تست‌هاش

پیرمردی بینوا در مرز گور

عاشق تک دختری پر شر و شور

فرد دیگر در دلش جنجال بود

گاه غش می‌کرد و گَه سر حال بود

چون از او پرسید پیرامون کار

با اشارت گفت: «دلالِ دلار»

َاَلغَرَض، هر کس به راهی ساز بود

درب این ماشین به رویش باز بود

چند وقتی را مرتب کار کرد

هر چه دخلش بود، آن انبار کرد

تا که از رَه خرج‌های نو رسید

عیب ماشین‌اش مرتب شد پدید

تایر و دینام و باک و رادیات

بیمه و بر چسب و ایضا مالیات

دست آخر اگزوزش هم پاره شد

چون تصادف کرد بس بیچاره شد

غیر ماشینش خودش بیمار شد

استراحت لازم و بیکار شد

شب به وقت خواب تا صبح سحر

ناله می‌زد، ناله از دردِ کمر

پول انبارش که از کف رفت هیچ

قَرضش افزون گشت و وضعش پیچ پیچ

تازه دریابید کو این کاره نیست

سر به دامان زنش کرد و گریست

گفت ای زن کار ما این کار نیست

قصه ما قصه آن مثنویست

کار هر کس «نیست خرمن کوفتن»

مرکب نو خواهد و «مرد کهن»

(فرشاد مشیری)

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی موزون و اهنگین بود...موفق باشین....
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
ممنون که خوندید
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
:)))...خیلی باحال بود...خداییش اون قسمتش که در مورد بوق ها بود عالی بد....ممنون :)
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
تشکر:)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی خوب شعر میگین انشالله موفق باشین :)
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
ژِدَن؟!!!
saiideh70
saiideh70
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
پیرمردی بینوا در مرز گور/عاشق تک دختری پر شر و شور...:) خداییش شعرای طنزتون بی نظیر درجیم
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
کلا جیمیا بی نظیرن!!!
r_reihoon
r_reihoon
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
بسیار عالی
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
ممنون
S_Alami
S_Alami
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
اقا شما چه قدر شعر میسرایی :دی اورین...اورین
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
شما ببخشید دیگه!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
ممنون فوق العاده زیبا بود و خیلی نکته های این شغل مسافر کشی رو به دقت گفتین
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
هعععععععععععییییییییییییییییی!!!
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی لایک داشت خدایی ... آقا فرشاد دمتون گرم ...
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
دم شمام گرم
v-qavam
v-qavam
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
بابا ایول آقای مشیری ترکوندینا....خیلی خیلی قشنگ و روون بود ممنونم
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
قواااااااااااااااااااااااام!!! چه خبر؟؟
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٣٠
٠
٠
مثل همیشه خیلی خوب بود سپاس ازتون
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
آآآآآقا دم شما گرم!
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخ گلاب به روتون ایشون خانومن :))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خخخخخخخخ :))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خيلــــــــــــــي هم عالـــــــــــــــــي (^_^) خيلي هم زيبا :)‌ درود واحسنت فراوان برشما... فيض برديم :)
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
درود برشما
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
عالی بود :)))) واقعا عالی :)))) خیلی ممنونم آقای مشیری :))))
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خیلی ممنونم علیرضا جان
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخ خعـــــلی عالی بود :)))
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخ خعـــــلی!!!
وصال
وصال
٩٢/١١/٠١
٠
٠
:)))) بامزه بود مرسی
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
تِشَکر
admin
admin
٩٢/١١/٠١
٠
٠
طبق معمول یک شعر معرکه :)
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
ای مدیر! ای ولی نعمت جیمیان! ای مرادنا! ممنونیم.
admincheh
admincheh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
فرد دیگر در دلش جنجال بود گاه غش می‌کرد و گَه سر حال بود /وزن شعراتون و طنزش مثل همیشه نمکینه:)ممنون
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
گرفتی نکته اش رو؟؟؟!!!! بگیرین تو رو خدا اینا همه معانی نهفته داره.
سلما
سلما
٩٢/١١/٠١
٠
٠
بسیار هم زیبا...خوش به حالتون ...من خیلی دوست داشتم بتونم شعر بگم : (
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
عجججججججججججب! حیف که نمیتونید!!! خیلی سخته! مثل این میمونه که به یه هواپیما طناب ببندی بخوای از یه کوه بکشیش بالا!!!!!!!!!!!!! کاری نداره که خانوم. یه کم تمرین کنید و کمی هم دایره لغاتتون وسعت داشته باشه کار راحتیه. تازه اینایی که بنده میگم شعر نیست که...!!!!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
سلما جان خودشون اشاره داشتن که کار هر بز نیست خرمن کوفتن خخخخخخخخخخ وگر نه منم خیلی دلم میخواد شعر بگم :)
korosh
korosh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
الان خانوم اونییییییی زهرا با این مثلشون عایا به سلما خانوم و خودشون و خودمون گفتن بز یا خیر ؟ عایا ما بز محسوب میشویم ؟ من برم خودمو به باغ وحش معرفی کنم !!!!!
khan
khan
٩٢/١١/٠١
٠
٠
بسیار زیبا بود...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٠١
٠
٠
آقای مشیری عزیز رانندگی که دیگه بزو هر کی نمیخواد به قول خودتون یه مرکب میخواد :) فقط واعصاااااااااااااااااااااااب
korosh
korosh
٩٢/١١/٠١
٠
٠
اقای مشیری چوگونه شعر میسورویید ؟؟؟؟؟؟؟ خیلی زیبا و با قافیه بود مث همیشه :))))) مرسییییییییییییییییی خیلی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خیلی عالی بود...مثل همیشه...تشکر
عاشق فسنجان
عاشق فسنجان
٩٢/١١/٠١
٠
٠
بسيا عالي بود....
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠١
٠
٠
شعرایی که زیاد باشه رو کلا زیاد دیگه حوصله خوندنشونو ندارم.ولی اینو از اولش که شرو کردم خیلی خوشم اومد.خیلی باحال بود و کیف کردم حقیقتا.دم شما گرم
mahshid
mahshid
٩٢/١١/٠١
٠
٠
مرسی زیبا بود
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٢/١١/٠١
٠
٠
مثل همیشه زیبا:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/٠١
٠
٠
سلام ... متشكرم جالب بود «کار هر کس «نیست خرمن کوفتن» ////مرکب نو خواهد و «مرد کهن»»
دانه ی برف
دانه ی برف
٩٢/١١/٠١
٠
٠
خیلی باحال بود
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٢
٠
٠
یه دونه بووووووود !!! مرسی جناب مشیری :))
ali007
ali007
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
شعراتون عالین!!!!!!!!!!!!ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠