حمید به دانشگاه می‌رود!
این هم از این ...

حمید به دانشگاه می‌رود!

نویسنده : hamid_kh

این هم از این ...

خب ترم یک دانشگاه هم به سلامتی تمام شد، همان دانشگاهی که کلی برایش خر خوانی کردیم و کلی هم در تخته سیاه تیکه انداختیم . من به سحر بانو گیر می‌دادم، آرتیمیس بانو به رادمهر گیر می‌دادند، خلاصه بین کنکوری‌ها درگیری بود آن روزها ...

روزهای بدی بود ولی به قول شاعر گفتنی حیف که زود تمام شد !

 

یادش بخیر وقتی درصدهای کنکورهای آزمایشی‌مان را به رخ هم می‌کشیدم، تست‌های کنکورهای سال قبل را می‌زدیم، گاهی خودمان هم از جواب‌های‌مان کلی جا می‌خوردیم : 2*3 = 5 !

یادش بخیر روزهایی که جو کنکور آن‌قدر بر جیم حکم فرما شده بود که جیم دلش نیامد خودش کنکور نگیرد، البته ناگفته نماند بعضی آقایان (راهنمایی می‌کنم اول اسمش م - نص بود!) مافیا شده بودند و درگیر خرید و فروش سوالات بودند که البته در حال حاضر ادمین (!) تشریف دارند، بعد می‌گویند «بند پ» دروغ محض است .

یادش بخیر آن روزهایی که در حال و هوای کنکور، جیم برای خودش  انتخابات برگزار کرد .

ما را هم که از در راه ندادند در انتخابات، از دیوار پریدیم داخل! برای خودمان ستاد درست کرده بودیم و رییس ستاد شده بودیم و وبلاگ‌های‌مان با هم رقابت می‌کرد. جذابیتش این‌جا بود که کنکوری‌ها با آن همه دنگ و فنگ، شور انتخاباتی‌شان از همه بیشتر بود .

مثلا خود من ، از سران فتنه گرفته تا جریان انحرافی و ریاست ستاد میترا بانو را به عهده داشتم و البته در هیچکدام هم به موفقیتی دست پیدا نکردم ... درست مثل کنکور !

 

و رسیدیم به روز سرنوشت ساز، نه بهتر است بگویم 4 ساعت سرنوشت ساز کنکور. که همانا استرس نگذاشت به آمال و آرزوهای‌مان برسیم و فرت افتادیم سمنان .

دوری از دیار و خانواده را قبلا تحمل کرده بودم ولی این بار خیلی فرق می‌کرد . همین الان که دارم این متن را می‌نویسم به یقین 95 روز است که رنگ مشهد را ندیده‌ام!

ولی خداییش حس و حال دیگری داشت این دانشگاه، ترم 1 هم هرکاری دستش را رویش بگذارید، انجام دادیم تا عقده‌ای روی دلمان نماند. خلاصه تنها کاری که در طول ترم نکردیم، درس خواندن بود که الحمدلله خداوند شب امتحان را آفرید و پس از آن کافئین را برای شب بیداری‌هایش ! 

حال این‌که ریاضی را صد در صد می‌افتیم و فیزیک را هنوز نمی‌دانیم چه خواهد شد و برنامه‌نویسی به اندازه آن حیوان نسبتا محترم دو گوش، بارمان نیست بماند؛ ولی در کل حال کردیم حسابی !

از آن دسته دوستانی که هم اکنون پشت کنکور تشریف دارند، خواهش دارم اولا دلشان بسوزد که ما کنکورمان تمام شده (آیکون خنده با بدجنسی تمام) و ثانیا نه مثل من و سحر بانو و آرتمیس بانو خرخوانی کنند نه مثل این رادمهر بی‌خیال شوند!

هیچی دیگر؛ غرض از مزاحمت اولا سوزاندن دل کنکوریان عزیز بود که ان شاءالله به مقصودمان رسیده‌ایم، ثانیا یادآوری خاطرات گذشته و جبران غیبت‌مان در جیم .

=========

پ.ن: فقط یک خواهش برادرانه: مثل بچه آدم درس بخوانید ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
سلام متشكرم چه روزايي داشته ايد
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
واقعا یادش بخیر ولی بازم اون دورانو دوس دارم با همه ی استرساش :)
پری سا
پری سا
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
عاقا دیگه..............دل یسوزونین ولی دیگه ن تا این حد.....میشه اون توصیه ی برادرانه تونو جدی نگیرم؟؟؟؟؟؟؟همونجور ک تا الان هیجی درس نخوندم بعد ازاینم نخونم........:)
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
خيلي نامردين.....تازه استرس كنكور از ما دور شده بود كه دوباره به ما روي اورد....اي بابا.....
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
خيلي نامردين.....تازه استرس كنكور از ما دور شده بود كه دوباره به ما روي اورد....اي بابا.....
ghazale
ghazale
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
هعی بعله یادمانه ! همش تو سایت بودین ک خخخ
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
والا ! از صب تا شب این حاج آقا تو جیم بودن و تو تخته !! کی درس میخوندن نمیدونم :)))
korosh
korosh
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
از تو بعید بود همه کار بکنی جز درس خوندن :))) :دی خخخخ مرسی
ف.ش
ف.ش
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
حس دوری رو من درک میکنم حمید آقا... / ترم ما هم تموم شد. ولی شبهای امتحان این ترم، بدترین بازه امتحانات در طول عمرم بود. / چشم بهم بزنید کارشناسی هم تمام شده...
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
من که اون روزا نبودم ولی از خوندن متنتون لذت بردم ...هر جا هستید موفق و سلامت باشید ...تشکر
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
واقعا یادش بخیر دوران کنکور هم دورانی بود ولی هیچوقت حاضر نیستم برگردم به اون زمان :|
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
نچ نچ نچ با خرخوني سمنااااااان قبول شدي!!!! اگه نميخوندي چي پس! تازه دل هم ميسوزونييييييييي!!!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
حیف نیست لیگ جیم رو گذاشتی به امان خدا رفتی سمنان درس میخونی !!! :خخخخخخخخخخخخخخ آقا موفقیات همگان آرزوی دیرینه ماست منتها یک مشکل اساسی وجود داره اونم اینکه درس خوندن کاریست بس دشوارتر از کندن کوه :خخخخخخخخ | یادش بخیر قبل کنکور البته کاردانی خوب بود این کارشناسی اصلا نچسبید !!
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
مگه برای کنکور کارشناسی هم کسی درس میخونه ؟؟ من برای کاردانی 4-5 روز خوندم رتبم 2 رقمی شد خخخخخخخ ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
بابا شما خاصی :))) خودت رو ما با مقایسه نکن :خخخخخخخ
seyedahmad_n
seyedahmad_n
٩٢/١٠/٢٤
٠
٠
اشکمو درآوردی!!! چه دوران خوبی بود..... همیشه آرزو دارم به 2 نقطه از زندگیم - حتی شده برای چند ثانیه - برگردم . اول به دوران اعتکاف درسی! و دوم به دوران سربازی ( روزی که داخل سربازی رتبه کنکورم رو فهمیدم)!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
عجــــــــــــب :) اين حقير كه از شما فقط كل كل هاي فوتبالي يادم مياد (^_^) به هرجهت انشاالله در همه ي مراحل زندگيتون موفق باشيد وسربلند :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
سلام ..من که امتحانام تموم شد و الان از سر کار داریم کامنت میذاریم...خخخخخخ ..البته کار که چه عرض کنم :)))))))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
خسته هم نباشی واقعا/ این شب امتحان رو موافقم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
موفق باشین حمید آقا هر جا هستین :)
admin
admin
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
آفرین حمید عزیز متن خوبی نوشته بودی... جو خوبی هم بود اون دوران. اگر خدا بخواد شاید بتونیم دوباره جو رو حاکم کنیم. البته ظاهرا شما خیلی بهت خوش گذشته دیگه این طرف ا سالی یکبار هم نمیای خخخخ ... راستی توی چند تا مطلب قبلی ات هم دیدم دیر اومدی پاسخ دادی. همین اول بیا به نظرات بچه ها پاسخ بده مطلب داغ بشه
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
حامد خان راستشو بخوای این روزا اینقدر درگیر امتحاناتم نمی تونم سرمو بخارونم ... فردا هم که امتحان برنامه نویسی داریم نمی دونم چه خاکی تو سرم بریزم !!!! .... علی ای حال چشوووووووم ... حضورمان را فعال تر می نماییم ...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
عاقا میشه این توصیه برادرانه تون رو جدی نگیریم ؟؟؟*:) خو چرا درس خواندن اون هم عین آدم ؟؟؟ *:) علی الحال سعی مان را میکنیم *:) ...
khan
khan
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
ثنک یو برادر... ما که نبودیم آن موقع را که می گویی ولی قطع به یقین اوقات شیرینی بوده است...
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
بعععله مانیز یادمان است ما ان موقع البته اول هایش ب صورت ناشناس بودیم ولی بعد عضو شدیم.........چ روزهای خوبی بود.........متشکرم:)
mahshid
mahshid
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
خوش به حالتون که تموممش کردین
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/٢٥
٠
٠
موفق باشی در همه ی زندگیت :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠